
منشأ اختلاف محمولات ماهیت و مراتب سهگانۀ ماهیت
تفاوت ذات ماهیت با نسبت آن به وجود و عدم
منشأ اختلاف محمولات ماهیت موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تفکیک میان سه مرتبۀ ماهیت، نشان میدهند که بسیاری از اشکالات مربوط به امکان، وجوب و امتناع از خلط میان این مراتب پدید آمده است. ابتدا ماهیت در مرتبۀ ذات و ذاتیات بررسی میشود؛ مرتبهای که در آن تنها جنس و فصل و حقیقت ماهیت مورد نظر است و هیچ وصفی خارج از ذات بر آن حمل نمیشود. سپس بحث به ماهیت در نسبت با وجود و عدم منتقل میشود؛ جایی که امکان، ضرورت و امتناع بر ماهیت حمل میگردد. در مرحلۀ بعد، ماهیت بهشرط وجود خارجی و عوارضی مانند کتابت، حرکت و سایر اوصاف خارجی بررسی میشود. استاد ضمن نقد و تحلیل دیدگاههای مطرحشده دربارۀ امکان، توضیح میدهند که منشأ تفاوت محمولات ماهیت، اختلاف در نحوۀ لحاظ ماهیت است و با تفکیک دقیق این مراتب، بسیاری از شبهات فلسفی برطرف میشود.
منشأ اختلاف محمولات ماهیت و مراتب سهگانۀ ماهیت
4ایشان در اینجا مىخواهند بفرمایند که ماهیت یک مرتبۀ اعلایى است از دو مرتبهاى که ما تصور مىکنیم. یک مرتبه شما تصور ماهیت را مىکنید و فقط منظورتان من حیث هى هى یعنى ذات و ذاتیاتش است، یکوقت شما ماهیت را تصور مىکنید من حیث هى هى و کارى به ذات و ذاتیاتش ندارید بلکه بهلحاظ وجود تصور مىکنید. جامع بین این دو، ماهیت مبهم است که آن ماهیت مبهمه اعلی مرتبۀ از این دو است. یعنى همین ماهیت مبهمه به دو لحاظ در تفسیرهاى مختلف مىآید. اگر من حیث هى هى بیاید، به ذات و ذاتیّات ماهیت برمىگردد و اگر به ذات و ذاتیاتش کار نداشته باشیم و به لحاظ وجود خارجى کار داشته باشیم آنوقت در آن صورت استعداد براى حمل امکان و ضرورت و وجوب را پیدا مىکند. از این دوتا گذشته یک ماهیت دیگر هم داریم و آن بهشرط وجود است، آن ماهیتى است که عوارض وجود مثل کتابت بر آن حمل مىشود. آنوقت جامع بین این سه، ماهیت در مرتبۀ ذات و ماهیت در مرتبۀ بهلحاظ وجود و ماهیت در مرتبۀ بهشرط وجود، جامع بین همۀ این سه الماهیة من حیث هى هى [میباشد]، یعنى خود ماهیت. حالا هرچه دیگر فرض کنید که به چه لحاظى تصور مىشود، منظور ایشان این است. حالا آمده عوارض ماهیت مثل امکان و وجوب و امتناع را قیاس بر عوارض وجود کرده، نخواسته بگوید که امتناع و امکان و ضرورت از عوارض وجودند، بلکه خواسته بگوید: همانطور که ماهیت نسبت به عوارض وجودى و به شرایط وجودى وجود خارج را لحاظ دارد، ماهیت نسبت بهلحاظ وجود هم باز با آن اصل ماهیت تفاوت مىکند. یعنى ماهیت بهلحاظ وجود باز با ماهیت من حیث هى هى متفاوت است. در ماهیت من حیث هى هى فقط نظر به ماهیت مىشود، بهلحاظ ذات و ذاتیاتش و هیچ وصف دیگرى را بر آن نمىتوانیم حمل کنیم. یعنى وقتى بگوییم: الماهیه من حیث هى هى که منظور ما ذات و ذاتیات ماهیت است، ما دیگر نمىتوانیم بگوییم: این ماهیت با این شرایط ممکنٌ، چون ممکن از عوارض خارجى ماهیت است و از ذات و ذاتیات باب ایساغوجى نیست. مثل اینکه بگویید: «الانسان من حیث هو انسان ماشٍ» نهخیر! یا «الانسان من حیث هو انسان متعجبٌ» نهخیر! بلکه انسان خارجى متعجبٌ، انسان خارجى ماشٍ. ولى الانسان من حیث هو انسان لیس بماشٍ و لیس بمتعجّبٍ و لیس بضاحکٍ و لیس بمتحیّزٍ و لیس بمتعیّنٍ. تمام اینها از عوارض خارج از ذات ماهیت است. اما همین انسان بهلحاظ وجود، متحیزٌ، متکیّفٌ، متکمّمٌ، متعیّنٌ، متملّکٌ، ذوعرضٍ، ذوکمٍّ، ذواضافةٍ، تمام اینها بهلحاظ وجود خارجى در اینجا هست. لذا مىتوانیم بگوییم که این مجیب در عبارتى که گفته قابل توجیه است؛ اگرچه «قیاساً على عوارضها الوجودیه»ای که ایشان تعبیر آوردهاند یکقدرى مطلب را قابل شبهه مىکند ولى علىأیحال قابل دفاع است.
