
منشأ اختلاف محمولات ماهیت و مراتب سهگانۀ ماهیت
تفاوت ذات ماهیت با نسبت آن به وجود و عدم
منشأ اختلاف محمولات ماهیت موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تفکیک میان سه مرتبۀ ماهیت، نشان میدهند که بسیاری از اشکالات مربوط به امکان، وجوب و امتناع از خلط میان این مراتب پدید آمده است. ابتدا ماهیت در مرتبۀ ذات و ذاتیات بررسی میشود؛ مرتبهای که در آن تنها جنس و فصل و حقیقت ماهیت مورد نظر است و هیچ وصفی خارج از ذات بر آن حمل نمیشود. سپس بحث به ماهیت در نسبت با وجود و عدم منتقل میشود؛ جایی که امکان، ضرورت و امتناع بر ماهیت حمل میگردد. در مرحلۀ بعد، ماهیت بهشرط وجود خارجی و عوارضی مانند کتابت، حرکت و سایر اوصاف خارجی بررسی میشود. استاد ضمن نقد و تحلیل دیدگاههای مطرحشده دربارۀ امکان، توضیح میدهند که منشأ تفاوت محمولات ماهیت، اختلاف در نحوۀ لحاظ ماهیت است و با تفکیک دقیق این مراتب، بسیاری از شبهات فلسفی برطرف میشود.
منشأ اختلاف محمولات ماهیت و مراتب سهگانۀ ماهیت
6شما وقتى که ماهیتى را تصور مىکنید فقط حیوان و ناطقیت را تصور مىکنید والسلام، چیز دیگر در نظر شما نمىآید. اگر یک جنبۀ عدمى در ذهن شما مىآمد وقتى که منبابمثال شما شب را تصور مىکنید، در شب آیا عدم نور در ذهن شما نمىآید؟! یا اینکه نه، عدم نور یک معناى خارج از ذات لیلیت است؟! وقتى که لیلیت تصور مىشود خواهىنخواهى عدم نور و عدم ضوء هم در ذهن مىآید، وقتى نهار تصور مىشود شمس و ضوء هم در ذهن مىآید پس معلوم مىشود ضوء و شمس جزء ذاتیات نهار و عدم نور و ظلمت جزء ذاتیات لیل است. اما منبابمثال وقتی که شما قمر و ماه را تصور مىکنید یکدفعه شب در ذهنتان مىآید. اینکه شب در ذهنتان مىآید آیا بهعنوان ذات و ذاتیات قمر در ذهن مىآید یا نه، بهعنوان مقارناتش و مصاحباتش در ذهن میآید؟ جزء آن [ذات] نیست و جزء آن [ذاتیات] نمىآید. مىگوید:
ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح *** بر آفتاب که امشب خوش است با قمرم1 کأنّ وقتى که این قمر در شب طلوع مىکند آن زیبایى قمر در این تاریکى یک جلوه و جمالى مىدهد که آفتاب وقتى که مىآید آن را ازبین مىبرد. پس اینکه همیشه شعرا تاریکى را همراه با قمر و ماه درنظر مىگیرند یا اینکه ستارگان را همراه با ماه و لیل و... مدنظر قرار مىدهند، بهخاطر این است که بعضى از مقارنات بهواسطۀ انسى که با آن موضوع دارند زود به ذهن مىآیند نه بهخاطر این است که آنها داخل در ذات آن موضوع هستند. این مسئلهاش با آن فرق مىکند.
و إلا لصَدَقَ سلبُ الإمکانِ أیضًا.
«[والا سلب امکان هم] صدق میکند [درحالیکه] ما مىگوییم: اشکال ندارد که صدق کند و این مشکلى بهوجود نمىآورد.»
ثم قد مَرَّ أنّ المقسَمَ فی الأمورِ الثلاثةِ هی حالُ الماهیةِ بالقیاسِ إلى الوجودِ و العدمِ و هذه حالةٌ ثبوتیةٌ اتصافیةٌ.
- . دیوان سعدی، غزل شماره ۳۸5.
