
منشأ اختلاف محمولات ماهیت در فلسفه اسلامی
تفاوت ماهیت من حیث هی و ماهیت به لحاظ وجود
منشأ اختلاف محمولات ماهیت از مباحث مهم فلسفه اسلامی است که به تفاوت میان ماهیت من حیث هی، ماهیت به لحاظ وجود و ماهیت بشرط وجود میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه توضیح میدهند که چرا در مرتبه ذات و ذاتیات، تنها ذاتیات بر ماهیت حمل میشود، اما با لحاظ نسبت ماهیت به وجود و عدم، احکام دیگری مانند امکان، وجوب و امتناع مطرح میگردد. سپس دیدگاههای مختلف درباره حمل امکان بر ماهیت، اشکالات واردشده بر برخی پاسخها و تحلیل مرحوم آخوند بررسی میشود. در ادامه تفاوت عوارض ماهیت و عوارض وجود تبیین شده و جایگاه امکان بهعنوان یک حالت اتصافی نسبت به ماهیت روشن میشود. نتیجه بحث، فهم دقیقتر نسبت میان ماهیت، وجود و محمولات فلسفی و رفع برخی شبهات مشهور در باب امکان و ضرورت است.
منشأ اختلاف محمولات ماهیت در فلسفه اسلامی
2عدم فرق بین این دو مطلب که ما ماهیت را بهلحاظ وجود تصور بکنیم یا ماهیت را من حیث هى هى بهلحاظ ذات و ذاتیات تصور بکنیم، این عدم فرق موجب شده است که در تعابیرى که أعلام براى دفع از این شبهه مىآورند یک مسائلى را مطرح مىکنند که ممکن است براى آن مجیب یا براى کسانی دیگر این قضیه بهوجود بیاید که ماهیت من حیث هى هى قبول امکان نمىکند و امکان بر او حمل نمىشود. و این شبهات پیدا شده است: درحالىکه ما گفتیم ماهیت خالى از این سه جهت نیست: یا امکان بر او حمل مىشود یا ضرورت و یا امتناع.
البته جوابى که از این مسئله مىتوان داد همانطور که عرض کردم این است که منظور مجیب در اینجا آن ماهیت در مقام مرتبۀ اطلاقى خودش است نه ماهیت در مرتبۀ ذات من حیث هى هى که فقط منظور ذات و ذاتیات مورد نظر باشد. [ماهیت] در نفسالامر خالى از این سه جهت نیست: یا امکان است و یا امتناع است و یا ضرورت. این هم یک مسئلهاى که ایشان فرمودند. این «وهمٌ و تنبیهٌ» هم چیزهایى است که خیلى قابل براى [بیان] نیست یعنى همان مسائلى که بحث شد همانها با عبارات مختلفه مىآید دیگر.
و ممّا ذکرناه علمتَ ضعفَ قولِ مَن أراد التفصی عن تلک الشبهةِ بأنّ انفکاکَ الماهیةِ من حیث هی عن الإمکانِ لا یستلزِمُ جوازَ انفکاکِها فی نفسِ الأمرِ لأنّها أوسعُ مِن تلک المرتبةِ قیاسًا علىٰ عوارضِها الوجودیةِ التی یکون القضایا المعقودةُ بها وصفیةً و هی العوارضُ التی تلحَقُ الماهیةَ لا بما هی هی بل بشرطِ الوجودِ.
«از مطالب گذشته روشن مىشود ضعف گفتۀ کسى که خواسته از این شبهه جواب بدهد به اینکه انفکاک ماهیت من حیث هى، خودش از امکان لازم نگرفته است که این ماهیت در نفسالامر منفکّ باشد، یعنی جایز باشد انفکاکش در نفسالامر. چون این ماهیت من حیث هى أوسع از این مرتبۀ خارج است، بهخاطر مقایسهاى که بر عوارض وجودیهاى شده که قضایایى که با این عوارض وجودیه درست مىشود اینها قضایاى وصفیهاند، (مثل «زیدٌ کاتبٌ» که این قضیۀ وصفیه است.) و این عوارض وجودیه آن عوارضى است که ملحق به ماهیت مىشوند، نه به خود ماهیت من حیث هى ملحق مىشوند بلکه بهشرط وجود ملحق مىشوند.»
