اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشأ اختلاف محمولات ماهیت در فلسفه اسلامی

تفاوت ماهیت من حیث هی و ماهیت به لحاظ وجود

0
اسفار
اسفار

منشأ اختلاف محمولات ماهیت از مباحث مهم فلسفه اسلامی است که به تفاوت میان ماهیت من حیث هی، ماهیت به لحاظ وجود و ماهیت بشرط وجود می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه توضیح می‌دهند که چرا در مرتبه ذات و ذاتیات، تنها ذاتیات بر ماهیت حمل می‌شود، اما با لحاظ نسبت ماهیت به وجود و عدم، احکام دیگری مانند امکان، وجوب و امتناع مطرح می‌گردد. سپس دیدگاه‌های مختلف درباره حمل امکان بر ماهیت، اشکالات واردشده بر برخی پاسخ‌ها و تحلیل مرحوم آخوند بررسی می‌شود. در ادامه تفاوت عوارض ماهیت و عوارض وجود تبیین شده و جایگاه امکان به‌عنوان یک حالت اتصافی نسبت به ماهیت روشن می‌شود. نتیجه بحث، فهم دقیق‌تر نسبت میان ماهیت، وجود و محمولات فلسفی و رفع برخی شبهات مشهور در باب امکان و ضرورت است.

منشأ اختلاف محمولات ماهیت در فلسفه اسلامی

4
  • ایشان در اینجا مى‌خواهند بفرمایند که ماهیت یک مرتبۀ اعلایى است از دو مرتبه‌اى که ما تصور مى‌کنیم. یک مرتبه شما تصور ماهیت را مى‌کنید و فقط منظورتان من حیث هى هى یعنى ذات و ذاتیاتش است، یک‌وقت شما ماهیت را تصور مى‌کنید من حیث هى هى و کارى به ذات و ذاتیاتش ندارید بلکه به‌لحاظ وجود تصور مى‌کنید. جامع بین این دو، ماهیت مبهم است که آن ماهیت مبهمه اعلی مرتبۀ از این دو است. یعنى همین ماهیت مبهمه به دو لحاظ در تفسیرهاى مختلف مى‌آید. اگر من حیث هى هى بیاید، به ذات و ذاتیّات ماهیت برمى‌گردد و اگر به ذات و ذاتیاتش کار نداشته باشیم و به لحاظ وجود خارجى کار داشته باشیم آن‌وقت در آن صورت استعداد براى حمل امکان و ضرورت و وجوب را پیدا مى‌کند. از این دوتا گذشته یک ماهیت دیگر هم داریم و آن به‌شرط وجود است، آن ماهیتى است که عوارض وجود مثل کتابت بر آن حمل مى‌شود. آن‌وقت جامع بین این سه، ماهیت در مرتبۀ ذات و ماهیت در مرتبۀ به‌لحاظ وجود و ماهیت در مرتبۀ به‌شرط وجود، جامع بین همۀ این سه الماهیة من حیث هى هى [می‌باشد]، یعنى خود ماهیت. حالا هرچه دیگر فرض کنید که به چه لحاظى تصور مى‌شود، منظور ایشان این است. حالا آمده عوارض ماهیت مثل امکان و وجوب و امتناع را قیاس بر عوارض وجود کرده، نخواسته بگوید که امتناع و امکان و ضرورت از عوارض وجودند، بلکه خواسته‌ بگوید: همان‌طور که ماهیت نسبت به عوارض وجودى و به شرایط وجودى وجود خارج را لحاظ دارد، ماهیت نسبت به‌لحاظ وجود هم باز با آن اصل ماهیت تفاوت مى‌کند. یعنى ماهیت به‌لحاظ وجود باز با ماهیت من حیث هى هى متفاوت است. در ماهیت من حیث هى هى فقط نظر به ماهیت مى‌شود، به‌لحاظ ذات و ذاتیاتش و هیچ وصف دیگرى را بر آن نمى‌توانیم حمل کنیم. یعنى وقتى بگوییم: الماهیه من حیث هى هى که منظور ما ذات و ذاتیات ماهیت است، ما دیگر نمى‌توانیم بگوییم: این ماهیت با این شرایط ممکنٌ، چون ممکن از عوارض خارجى ماهیت است و از ذات و ذاتیات باب ایساغوجى نیست. مثل اینکه بگویید: «الانسان من حیث هو انسان ماشٍ» نه‌خیر! یا «الانسان من حیث هو انسان متعجبٌ» نه‌خیر! بلکه انسان خارجى متعجبٌ، انسان خارجى ماشٍ. ولى الانسان من حیث هو انسان لیس بماشٍ و لیس بمتعجّبٍ و لیس بضاحکٍ و لیس بمتحیّزٍ و لیس بمتعیّنٍ. تمام اینها از عوارض خارج از ذات ماهیت است. اما همین انسان به‌لحاظ وجود، متحیزٌ، متکیّفٌ، متکمّمٌ، متعیّنٌ، متملّکٌ، ذوعرضٍ، ذوکمٍّ، ذواضافةٍ، تمام اینها به‌لحاظ وجود خارجى در اینجا هست. لذا مى‌توانیم بگوییم که این مجیب در عبارتى که گفته قابل توجیه است؛ اگرچه «قیاساً على عوارضها الوجودیه»‌ای که ایشان تعبیر آورده‌اند یک‌قدرى مطلب را قابل شبهه مى‌کند ولى على‌أی‌حال قابل دفاع است.