
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
نقد دیدگاه اتحاد جهات ثلاث با ماهیات
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه کسانی را بررسی میکند که امکان، وجوب و امتناع را نه در خارج و نه حتی در ذهن، اموری زائد بر ماهیت نمیدانند و آنها را عین خود ماهیات تلقی میکنند. سپس با توضیح منشأ انتزاع مفاهیم و تفاوت معقولات دارای مابهازای خارجی با مفاهیم اعتباری، زمینه نقد این دیدگاه را فراهم میسازد. در ادامه با تبیین نقش جنس و فصل در تمایز ماهیات و بررسی معنای امکان، نشان میدهد که امکان مفهومی عام و واحد است که بر ماهیات گوناگون حمل میشود و نمیتواند عین هر یک از آنها باشد. حاصل بحث روشن شدن اشکالات نظریه اتحاد امکان با ماهیت و تبیین معنای صحیح حمل امکان بر موجودات مختلف است.
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
5«[مشهور از متقدمین میگویند:] هر کدام از وجوب و امکان و وحدت و وجوب، اینها امورى هستند که وجود خارجى دارند، وجود استقلالى دارند و در خارج متحقق هستند.»
خب این یک مسئله که خلاف است، چون ما در خارج وقتى که مشاهده مىکنیم غیر از زید و غیر از عمرو وراء اینها وجود دیگرى نمىبینیم. البته ممکن است که بگوییم: منظور اینها همان وجود رابطی است که آن وجود رابطِ بین موصوف و صفت، وجود تبعیِ خارجی دارد. ممکن است که ما به این کیفیت، این مطلب را توجیه کنیم ولى اگر نظر شریف آقایان باشد، در آن بحثى که راجع به وجود رابط مىکردیم ما مىگفتیم: در خارج وجود رابطى نداریم، غیر از خود موصوف و غیر از خود وجود چیزى وجود ندارد.
و المتأخرونَ علىٰ أنّ تلک الأمورَ زائدةٌ فی العقلِ على الماهیاتِ إلاّ أنّها مِن العقلیاتِ الصرفةِ التی لا صورةَ لها فی الأعیانِ یُحاذی بها ما فی الأذهانِ.
«و متأخرون برخلاف اینها معتقدند که این امور زائد بر ماهیات هستند، منتها این زیادت و عروض در عقل است نه در خارج. (مثلاً زید در عالم خارج متصف به امکان نیست، زید درخارج متصف به کتابت است، متصف به مشى است، متصف به حرکت است، نهاینکه متصف به امکان است. یک قسمت از زید امکان است، این صحیح نیست بلکه اتصاف زید به امکان، این در وعاء عقل است چون این امکان و وجوب یا امتناع مابإزاء خارجى ندارد.) الا اینکه این امور از عقلیات صرفهاى هستند که صورت خارجى و تعین خارجى ندارند تا اینکه آنچه در اذهان هست محاذى آن صور باشد.»
اما در جنس و فصل ما مىبینیم آنها صور خارجى دارند. حیوانیتش که مشخص است، این که دیگر خیلى مشخص است واقعاً!! حالا انسانیت را شما بگویید که مشخص نباشد و تشخیصش مشکل باشد ولى این مسئلۀ [حیوانیت] که دیگر اشکال ندارد.
