اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت

نقد دیدگاه اتحاد جهات ثلاث با ماهیات

0
اسفار
اسفار

زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه کسانی را بررسی می‌کند که امکان، وجوب و امتناع را نه در خارج و نه حتی در ذهن، اموری زائد بر ماهیت نمی‌دانند و آنها را عین خود ماهیات تلقی می‌کنند. سپس با توضیح منشأ انتزاع مفاهیم و تفاوت معقولات دارای مابه‌ازای خارجی با مفاهیم اعتباری، زمینه نقد این دیدگاه را فراهم می‌سازد. در ادامه با تبیین نقش جنس و فصل در تمایز ماهیات و بررسی معنای امکان، نشان می‌دهد که امکان مفهومی عام و واحد است که بر ماهیات گوناگون حمل می‌شود و نمی‌تواند عین هر یک از آنها باشد. حاصل بحث روشن شدن اشکالات نظریه اتحاد امکان با ماهیت و تبیین معنای صحیح حمل امکان بر موجودات مختلف است.

زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت

7
  • و قد عَلَّمناک ما فَتَحَ اللهُ علینا مِن طریقِ‌ القصدِ و سلوکِ الأمةِ الوسطِ فی نحوِ وجودِ هذه المعانی و أنّها علىٰ أیّ سبیلٍ تکون ثابتةً و منفیةً معًا.

  • «و اینها را ما قبلاً گفتیم [و به شما آموختیم آنچه را که خداوند بر ما گشایش بخشید در کیفیت وجود این معانی به‌جهت طریق در راه مستقیم و پیروی از امت وسط،] (مرحوم سبزوارى هم در این حاشیه دارد که ”قد مضی فی التصالح الاتفاقی ...“1 که وجود رابط وجود فى‌نفسه ندارد بلکه وجود رابط وجود تبعى دارد و بحث‌هایش در گذشته در مسئله ذکر شد.) و اینکه هر‌طور شما مى‌خواهید این معانى را تصور کنید، یا ثابت است یا با همدیگر منفى هستند.»

  • یعنى اگر منظور شما از این سه‌تا وجود رابط باشد خب این وجود رابط ثابت است اما اگر منظور شما از این سه‌تا وجود، وجود استقلالى خارجى باشد اینها منفى هستند و در خارج وجودى ندارند.

  • و رُبما قَرَعَ سمعَک مِن أقوامٍ لیسوا مِن أهلِ المخاطبةِ و التوهینِ لکلامِهم و البحثِ عن مرامِهم أنّ هذه الأمورَ لا یزیدُ علىٰ ما یُضاف هی إلیها مِن الماهیاتِ الموصوفةِ بها لا ذهنًا و لا عینًا فإنّک تعلَمُ بأوّلِ الفطرةِ أنّه إذا قیل الإنسانُ ممکنُ الوجودِ أو الفلکُ ممکنُ الوجودِ لا یُعنى بإمکانِ الوجودِ فی الإنسانِ نفسُ معنى الإنسان و فی الفلکِ نفسُ معنى الفلکِ علىٰ قیاسِ ما نَقَلناه عنهم فی الوجودِ بل هو معنًى واحدٌ یقَعُ علیهما فلو حُمِلَ الإمکانُ على الإنسانِ و عُنیَ به نفسُ معنَى الإنسانِ ثم حُمِلَ علَى الفلکِ و عُنیَ به نفسُ الفلکیةِ فلم یکن معنًى واحدٌ وُضِعَ بإزائِه لفظٌ واحدٌ غیرُ ما وُضِعَ بإزائِه الإنسانُ و الفلکُ.

  • «ایشان مى‌فرمایند: چه‌بسا یک مطلبى می‌شنویم از افرادى که اصلاً قابلیت ندارند که شما آنها را مورد خطاب قرار بدهید و کلام آنها را مورد وهن قرار بدهید و یا اینکه بحث [از مرام آنها] بکنید. آنها این‌طور مى‌گویند: این امور زائد بر موصوفات خودشان نیستند؛ نه در ذهن و نه در عالم اعیان. یعنى این امور، نفس ما یُضاف الیها هستند نه زائد بر ما یُضاف الیها، زائد بر موصوفاتشان نیستند. در اولین مرتبه شما مى‌یابید یعنى با فطرت اولیۀ خودتان [می‌یابید و] نیاز به دلیل [ندارید که وقتی گفته شود انسان ممکن الوجود است یا فلک ممکن الوجود است،] اگر ممکن خود آن معناى مضاف‌الیه باشد معنایش این است که ”الانسان ممکن الوجود“ یعنى ”الانسان انسان“ و ”الفلک فلک“، چون معنی معناى زائدى نیست. در انسان نفس معناى انسان لحاظ شده و در فلک هم [نفس معنای] فلک؛ و این خلاف است، در قیاس آنچه که ما از آنها در وجود نقل کردیم که اینها مى‌گفتند: وجود زائد نیست. بنابراین اگر بگوییم: ”زید موجود“ معنایش این است که ”زیدٌ زیدٌ“، چون همان وجود معنایش معناى ماهیت است، زائد بر ماهیت که دیگر نیست تا اینکه این حمل مصحح حمل باشد بلکه همان نفس موضوع در محمول تکرار پیدا کرده است. بلکه معناى واحدى است که واقع مى‌شود بر هردوى اینها، بر فلک و بر انسان. پس اگر امکان بر انسان حمل بشود و منظور خود معناى انسان باشد و سپس حمل بر فلک بشود و منظور خود فلک باشد خب این لازمه‌اش مشترک لفظی است دیگر. (اینکه در هر جایى امکان به یک معنی است و هو خلافُ البدیهة که مثلاً فى الماء ماءٌ و... .) [پس چرا یک معنای واحدی که در مقابلش لفظ واحدی وضع شده، غیر آن چیزی است که در مقابلش انسان و فلک وضع شده است؟!]»

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 172، تعلیقۀ 1.