
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
نقد دیدگاه اتحاد جهات ثلاث با ماهیات
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه کسانی را بررسی میکند که امکان، وجوب و امتناع را نه در خارج و نه حتی در ذهن، اموری زائد بر ماهیت نمیدانند و آنها را عین خود ماهیات تلقی میکنند. سپس با توضیح منشأ انتزاع مفاهیم و تفاوت معقولات دارای مابهازای خارجی با مفاهیم اعتباری، زمینه نقد این دیدگاه را فراهم میسازد. در ادامه با تبیین نقش جنس و فصل در تمایز ماهیات و بررسی معنای امکان، نشان میدهد که امکان مفهومی عام و واحد است که بر ماهیات گوناگون حمل میشود و نمیتواند عین هر یک از آنها باشد. حاصل بحث روشن شدن اشکالات نظریه اتحاد امکان با ماهیت و تبیین معنای صحیح حمل امکان بر موجودات مختلف است.
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
8دیدید که بعضى از افراد چند پهلو هستند، با هر کس مىنشیند خود اویند! میگویند: آقا، قربانت بگردم، فدایت شوم و اینحرفها. شما میگویی: این چقدر آدم خوبی است! میرود و با دشمنت مىنشیند میگوید: آقا، فدایت شوم، قربانت بگردم و از اینحرفها! مثل این منبریهایى که در مجالس فاتحه مىروند و بالاى این منبر میگویند که ما با ایشان چه شبها بودیم و چه روزها بودیم! اصلاً نه خبر داره بابایش کیست و نه مادرش کیست! اصلًا انگار نه انگار! بعد بلند مىشود و به مجلس دیگر میرود میگوید که ایشان چه است و سوابق ایشان فى الاسلام چه است و چه بوده و یک کلک و دروغ و حقهبازیهایی را میگوید!
یک روز ما با مرحوم پدرمان بعد از ظهر محرم به مسجد لالهزار طهران رفته بودیم. یکى از نجفیها به طهران آمده بود و من هم دیده بودم که صحبت مىکرد و در همین مایهها بود و اصلاً از اول تا آخر منبرش تعریف و تمجید و... بود. یک جای دیگر منزل یکى از آقایان در طرفهای میدان خراسان منبررفت که ما هم رفته بودیم، من خیلى از او بدم آمد! دیدم که واقعاً امام حسین و ائمه علیهمالسلام همه مستمسک واقع شدهاند براى هر رذالتی و هر دنائتى و وجه المصالحۀ براى همۀ اینها شده بود، و فقط تنها چیزى که در منبر اینها نیست اسمى از امام حسین علیهالسلام است و آن مقدار هم بهخاطر اینکه حالا به آن اسم مجلس منعقد شده یک اسمى مىآورند والا غیر از تعریف و تمجید صاحب مجلس و صاحب بیت هیچ دیگر در مطالب اینها وجود ندارد! ما به مسجد لالهزار رفتیم و این آقا اسمى از مرحوم آقا نیاورد، وقتی که بیرون آمدیم، کنار در مسجد با ایشان مصادف شدیم، نزد مرحوم آقا آمد و گفت: «آقا، من خیلى عذر مىخواهم، فراموش کرده بودم که اسم حضرتعالى را بیاورم! شرمنده هستم! خجلان هستم از اینکه نتوانستم اسم بیاورم و إنشاءالله جبران خواهد شد! یکدفعه مرحوم آقا ـرضوان اله تعالی علیه ـ رو کردند و گفتند: «نهخیر آقا، نه من راضى هستم که کسى اسمم را بیاورد و نه شما دیگر از این کارها بکنید!» این هم سرش را پایین انداخت، آقا فرمودند: «خداحافظ شما!» خیلی با صراحت گفتند: «نه من راضى هستم و نه شما از این کارها بکنید!» دین پیغمبر را مسخره کردهاند! منبر امام حسین، منبر پیغمبر، منبر رسول خدا علیهما الصلوة و السلام که نباید جاى تعریف زید و عمرو باشد! بلند شوید و بروید از خود پیغمبر روایت بخوانید.
