اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع

نقد اصالت ماهیت و تبیین وجود ذهنی

0
اسفار
اسفار

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهند که این مفاهیم از اوصاف عقلی‌اند و اتصاف آنها به اشیاء در خارج است، اما ظرف تحققشان عقل و ذهن است. سپس با طرح مسئله وجود ذهنی، دیدگاه‌های مختلف درباره نحوه تحقق صور علمی در ذهن را بررسی کرده و بقای صور ذهنی را با تجرد نفس و خروج عالم ذهن از قلمرو زمان تبیین می‌کنند. در ادامه، قاعده مشهور شیخ اشراق درباره استحاله وجود خارجی امکان، وجوب، امتناع و وحدت شرح داده می‌شود و لوازم آن، از جمله مسئله تسلسل، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. بخش مهم دیگری از بحث به نقد مبانی اصالت ماهیت اختصاص دارد و استاد ریشه گرایش برخی حکما به اصالت ماهیت را در نحوه تصور نسبت میان وجود مطلق الهی و موجودات متعین بررسی می‌کنند. حاصل بحث، روشن شدن جایگاه اوصاف عقلی و نسبت آنها با اصالت وجود و حقیقت خارجی اشیاء است.

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع

3
  • فجایعی از تفسیر قرآن بدون خواندن حکمت و فلسفه

  • چند روز پیش یکی نقل می‌کرد می‌گفت:

  • یکی از آقایان خیلی معروف طهران (که اسم هم برد) در سر کلاس بود و از او پرسیدند: «این ملائکه‌ای که وقتی خدا گفت: ﴿إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗ﴾ گفتند: ﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَ يَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَ نَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ﴾ خدا گفت: ﴿إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾1 ملائکه از کجا می‌دانستند که بعداً در زمین چه می‌شود؟! هنوز که کسی به‌وجود نیامده بود و هنوز که خبری نبود، از کجا می‌دانستند که در زمین این افراد سفک دماء می‌کنند و موجب قتل و... هستند؟!» او جواب داد: «حس ششم آنها کار‌ کرده است.»

  • جدی می‌گفت نه‌اینکه شوخی کند! می‌گفت که حس ششم ملائکه باعث شده که بگویند: خدایا، تو می‌خواهی کسی را درست بکنی که ... !

  • و من خودم در یک جا بودم که یکی از مفسرین که تفسیر قرآن هم نوشته و ترجمۀ قرآن هم دارد ولی حالا نمی‌دانم دیگر در بازار هست یا نه در آنجا بود و فرد معروفی است. خودم در آن مجلس بودم و همین قضیه مطرح شد. از ایشان سؤال کردند که این قضیه چه بود؟ این قضیه مال زمانی بود که هنوز من معمم نشده بودم، برای خیلی سابق است. او گفت:

  • چون ملائکه با جن سر و کار داشتند دیده بودند که این جن‌ها بر سر همدیگر می‌زنند و فهمیده بودند این خلقی هم که می‌خواهد درست بشود حتماً مثل این جن‌ها است، یعنی شبیه این اجنه است که قتل و قتال و... می‌کنند!

  • وای به حال این قرآن که به‌دست این مفسرین افتاده است! اینها همه‌اش به‌خاطر نخواندن حکمت است. اینها نمی‌دانند که صور در عالم مجردات جزو ثوابت هستند نه جزو سیارات. آن صورت در عالم مجردات ثابت است و وقتی که ثابت شد دارد نگاه می‌کند [و می‌بیند.] چون صورت در عالم مثال حتی در عالم بالا، در عالم ملکوت ثابت است، آن ثبوتش حکایت از وجود ما مضی می‌کند، والا تخلف معلول از علت لازم می‌آید. لذا این دارد می‌بیند، یعنی اصلاً خودش دارد می‌بیند می‌گوید: ﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَ يَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ﴾ اما نسبت به بعضی از مسائل جاهل است، و به‌خاطر آن قضیه سؤال می‌کند: ﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا﴾؟ آن یک مرتبۀ عقلانی است که مافوق ملکه است، آن جنبۀ ربطی است که بین انسان و آن حقیقتی است که خداوند در انسان گذاشته است، چون ملک عالم به آن حقیقت نیست لذا جای سؤال و مورد سؤال برای او باقی می‌ماند که ﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا﴾؟ به‌خاطر آن جهت است. آن جهت عالم ماده و آن جهت عالم مثال و آن جهت عالم عقل، تمام اینها را مشاهده می‌کند و می‌بیند که الان بر این ترجیح دارد و بر این برتری دارد. اگر از جهت ماده است که خب صورت ملک بر او ترجیح دارد پس این خلق چه مفهومی دارد؟! چه رجحانی در خلق انسان هست؟! ماده که موجب رجحان نیست! اگر جهت برزخی است که در وجود انسان قرار دارد و عالم خیال و عالم خیال منفصل و عالم برزخ او است، خب ملائکه هم آن را دارند، اگر جهت ملکوتی انسان است خب ملائکه هم جهت ملکوتی و جنبۀ تعلقی و ربطی و آن تجرد جوهری را واجد هستند پس چرا خدا می‌خواهد یک کار بیخود انجام بدهد؟! چرا یک کار بدون هدف و بدون غایت را انجام بدهد؟ ﴿نَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ﴾ اگر جهت رجحان در خلق مورد نظر تو است خب ما هم که تقدیس می‌کنیم و ما هم که تسبیح می‌کنیم. اما یک جهت رجحانی وجود دارد که ملائکه نمی‌فهمند، آن جهت رجحان چیست که به‌خاطر آن جهت رجحان، خلق آدم [برتری داده شده است؟] آن جنبه مقام خلیفة اللهی است. ملائکه خلیفة الله نیستند و چون نیستند اطلاع ندارند و اشکال می‌کنند. لذا اگر می‌دانستند دیگر اشکال نمی‌گرفتند و می‌گفتند: خدایا، دستتت درد نکند، خیلی کاری خوبی کردی که از وجود ما وجود اشرفی را در عالم خلق می‌کنی! و کفی به نفعًا و ترجیحًا و صلاحًا. آنها فقط مسئلۀ قتل و غارت و... را می‌دیدند که خب دارند می‌بینند دیگر! لذا اشکال می‌کردند که خدایا آیا بیکاری یک مشت آدم درست کنی که به جان یکدیگر بیندازی که او بگوید: من، این بگوید: من، او بگوید: تو برو، او بگوید: این بیاید، او روزنامه بیرون بدهد، او این را بگیرد و... ؟! این بازی‌هایی که دارید می‌بینید همه‌اش مال بیکاری است! آدم بیکار نمی‌داند چه‌کار کند! آدم بیکار باید یک چیزی به دستش داد تا از بیکاری درآید والا اگر مشغول نشود به دیگران می‌پردازد! این مسئله مال عالم نفس است.

    1. . سوره بقره (2) آیه 30.