اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع

نقد اصالت ماهیت و تبیین وجود ذهنی

0
اسفار
اسفار

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهند که این مفاهیم از اوصاف عقلی‌اند و اتصاف آنها به اشیاء در خارج است، اما ظرف تحققشان عقل و ذهن است. سپس با طرح مسئله وجود ذهنی، دیدگاه‌های مختلف درباره نحوه تحقق صور علمی در ذهن را بررسی کرده و بقای صور ذهنی را با تجرد نفس و خروج عالم ذهن از قلمرو زمان تبیین می‌کنند. در ادامه، قاعده مشهور شیخ اشراق درباره استحاله وجود خارجی امکان، وجوب، امتناع و وحدت شرح داده می‌شود و لوازم آن، از جمله مسئله تسلسل، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. بخش مهم دیگری از بحث به نقد مبانی اصالت ماهیت اختصاص دارد و استاد ریشه گرایش برخی حکما به اصالت ماهیت را در نحوه تصور نسبت میان وجود مطلق الهی و موجودات متعین بررسی می‌کنند. حاصل بحث، روشن شدن جایگاه اوصاف عقلی و نسبت آنها با اصالت وجود و حقیقت خارجی اشیاء است.

بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع

4
  • تالی فاسدِ تبعات و لوازم قاعدۀ شیخ اشراق

  • حالا شیخ اشراق می‌خواهد بفرماید که امکان و وجوب و وحدت و امتناع و وجود ـ حتی وجود را هم ایشان می‌فرماید چون شیخ اشراق قائل به اصالت ماهیت است دیگر ـ اینها از مفاهیمی هستند و از طبایعی هستند که آن طبایع، وجود خارجی ندارند و وجود آنها وجود ذهنی است. چون وجود خارجی موجب مفاسدی است و توالی فاسده‌ای را به‌وجود می‌آورد پس نباید اینها وجود خارجی داشته باشند. مرحوم شیخ اشراق یک قاعده‌ای را مطرح می‌کنند و آن قاعده صحیح است. اگرچه صدرالمتألهین، آخوند بر خود قاعده اشکال وارد نمی‌کند اما از آنجایی که شیخ اشراق قائل به اصالت ماهیت است، بر تبعات و لوازمی که مترتب بر این قاعده است اشکال وارد می‌شود. یعنی خود مرحوم آخوند اشکال وارد می‌کنند ایشان می‌فرمایند که هر مفهومی که این مفهوم، طبیعت نوعیه‌ای است و در خارج، صورت عینی او موجب بشود که تکرر وجودات متولدۀ از او به ما لا نهایة برسد و تسلسل در وجود خارجی پیدا بکند، طبعاً وجود خارجیِ او مستحیل خواهد بود، به جهت اینکه تسلسل در عالم ذهن اشکالی ندارد اما در عالم خارج تسلسل، این توقف معلول بر علت، من غیر توقّفه علی علة واحدة است. بطلان تسلسل از این باب است دیگر. این در عالم خارج مستحیل است اما در عالم ذهن اشکالی ندارد. من‌باب‌مثال طبیعت انسان یک صورت خارجی دارد و او نمایانگر این صورت است و تکرر و تسلسلی هم در اینجا به‌وجود نمی‌آید. وقتی که شما انسان را در خارج می‌بینید یک مفهومی را از او انتزاع می‌کنید. البته این قضیه که طبیعت انسان است، غیر از آن نفس مفهوم مجردی است که ذهن او را معرّای از مصادیق و مظاهر می‌کند، والا خود او هم دفَّ حقیقته. تمام اینها مصادیق آنها در خارج هستند. مصداق، همان صورت عینیۀ خارجی این مفهوم در خارج است اما بعضی از مفهومات داریم مانند وحدت یا مانند امکان و یا همین‌طور ایشان وجود را هم داخل در اینها می‌دانند، ایشان می‌فرمایند که این مفاهیم، صورت خارجی ندارد. یعنی من‌باب‌مثال الان این کتاب واحد است، ولی ما شیئی به‌نام وحدت سوای کتاب نداریم. هذا کتابٌ، هذا قلمٌ، این دفتر است، ولی نه‌اینکه هذا کتابٌ مع وحدةٍ. این وحدت در اینجا یک معنای انتزاعی است که آن انتزاع، ظرف تحقق و تعینش اصلاً در ذهن است و در خارج نیست. وحدت از این کتاب انتزاع می‌شود بدون اینکه خارج از این ذات کتاب بر این کتاب حمل بشود. این حمل در عالم ذهن واقع می‌شود. در عالم خارج غیر از کتاب لیس شیءٌ، فقط کتاب هست.