
بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع
نقد اصالت ماهیت و تبیین وجود ذهنی
بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح میدهند که این مفاهیم از اوصاف عقلیاند و اتصاف آنها به اشیاء در خارج است، اما ظرف تحققشان عقل و ذهن است. سپس با طرح مسئله وجود ذهنی، دیدگاههای مختلف درباره نحوه تحقق صور علمی در ذهن را بررسی کرده و بقای صور ذهنی را با تجرد نفس و خروج عالم ذهن از قلمرو زمان تبیین میکنند. در ادامه، قاعده مشهور شیخ اشراق درباره استحاله وجود خارجی امکان، وجوب، امتناع و وحدت شرح داده میشود و لوازم آن، از جمله مسئله تسلسل، مورد تحلیل قرار میگیرد. بخش مهم دیگری از بحث به نقد مبانی اصالت ماهیت اختصاص دارد و استاد ریشه گرایش برخی حکما به اصالت ماهیت را در نحوه تصور نسبت میان وجود مطلق الهی و موجودات متعین بررسی میکنند. حاصل بحث، روشن شدن جایگاه اوصاف عقلی و نسبت آنها با اصالت وجود و حقیقت خارجی اشیاء است.
بررسی قاعده شیخ اشراق در عقلی بودن امکان و وجوب و امتناع
1درس یکصد و نود و ششم
بررسی قول شیخ اشراق بر استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب و امتناع (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعدةٌ إشراقیةٌ:
قد وَضَعَ شیخُ الإشراقیین قاعدةً لکونِ الإمکان و أشباهِه أوصافاً عقلیةً لا صورةَ لها فی الأعیانِ بأنّ کلَّ طبیعةٍ عامةٍ یقتضی نوعُه إذا کانت له صورةٌ خارجیةٌ أن یتکرَّرَ متسلسلًا مترادفًا یَتولَّدُ منه فی الوجودِ سلاسلُ متولدةٌ معًا إلى لا نهایةَ.1
قاعدۀ شیخ اشراق بر استحالۀ وجود خارجی جهات ثلاث و اثبات ظرف تحقق اتصاف آنها در عقل
مطلبی را شیخ اشراق بهعنوان یک قاعده برای استحالۀ وجود خارجیِ امکان و وجوب و امتناع بیان میکند. البته این مسئله در انتهای مسئلۀ امکان بالغیر مطرح میشود. یعنی با قضیۀ امکان بالغیر ارتباطی ندارد؛ حالا سواء اینکه امکان بالذات باشد یا بالغیر باشد و وجوب بالذات یا بالغیر باشد، علیأیّحال ایشان برای نفی تحقق خارجی اوصاف عقلیه و انتزاعات عقلیه یک قاعدهای را مطرح میکنند و آن قاعده این است ما یکسری مفاهیمی داریم ـ همانطور که دیروز عرض شد ـ که این مفاهیم، ظرف تحقق آنها عقل است. اگرچه اتصاف، اتصاف در خارج است ولی ظرف تحقق عقل است. یعنی منبابمثال ما به زید میگوییم: ممکن الوجود اما اتصاف تحقق این امکان برای زید و تعیّنش در عالم عقل است. در عالم خارج همانطور که زید دارای اوصافی است مثل بیاض، مثل کم، مثل کیف، دارای وصفی بهنام امکان نیست بلکه ظرف تحقق این صفت و تعینش در عقل است. عقل است و ذهن است که برای این اتصاف، یک معنی و یک مفهوم را تصور میکند. اگر تصور نمیکرد که زید را در خارج متصف به این امکان نمیکرد. پس معلوم میشود که عقل یک نحوه وجودی برای مفاهیم قائل است منتها آن وجود، وجود عقلی است.
مبنای استاد محترم در نحوۀ وجود ذهنی
إنشاءالله در بحث وجود ذهنی خواهد آمد کیفیت وجود مفهومات و کیفیت وجود معلوم که این کیفیت آیا بهنحو کیف است که عارض بر عقل میشود و عارض بر ذهن میشود یا اینکه این وجود از نوع جوهر است، سواء کان هذا الوجود و هذا العلم من الاعراض أو من الجواهر؟ و این هم یک بحثی است. یا اینکه این وجود صرف انتساب است؛ یعنی انتساب این معلوم به نفس در وعاء و در ظرف ذهن. این نحوۀ تحقق عینی این وجود است ولیکن نه جوهر است و نه جزو اعراض است بلکه فقط یک انتسابی است بین ذهن و عقل و بین آن معلوم که معلوم بالذات است نهاینکه معلوم بالعرض است. بین آن معلوم بالذات که عبارت از صورت ذهنی است یک نحوه ارتباطی وجود دارد، اما اینکه این ارتباط به چه نحو است در اینجا این مطلب را بیان نمیکنند. یا اینکه همانطور که عرض میشود و نظر حقیر در بحث وجود ذهنی بود که مبنای مرحوم محقق دوانی هم خیلی به این مطلب شبیه بود این است که وجود ذهنی عبارت از نفس وجود خارجی اشیاء است منتها در ظرف ذهن. یعنی اگر قرار باشد که آن وجود، وجود عرض باشد، این هم وجودش وجود عرض است و اگر وجود، آن صورت ذهنی، مابإزائش در خارج جوهر باشد، این هم وجودش وجود جوهر است. بنابراین در اینکه آن نحوۀ وجود و آن حقیقت وجود تحقق دارد در آن بحثی نیست منتها در کیفیتش و در تعلقش و اتکاء و تدلی به نفس در آنجا مورد بحث قرار میگیرد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 172.
