
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق
نقد اصالت ماهیت و مسئلۀ سنخیت وجود و ماهیت
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح میدهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بینهایت میانجامند و ازاینرو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی میپردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید میآیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل میکند و یکی از بنیادیترین چالشهای فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار میدهد.
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق
1درس یکصد و نود و هفتم
بررسی قول شیخ اشراق بر استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب و امتناع (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل شیخ اشراق بر امتناع تعین خارجیِ مفاهیم منتزعۀ از ماهیات
کلام مرحوم شیخ اشراق بر این بیان دور مىزد که طبایع و مفاهیم نوریه اگر صورت خارجى داشته باشند، یعنى تعین خارجى داشته باشند، مانند وجود و امکان و ضرورت و وحدت و امثالذلک، این لازمهاش تسلسل است و لازمۀ سلسلۀ تسلسل، تسلسل دیگرى است و همینطور إلی ما لا نهایة. و جهتش هم این است که اگر ممکن در خارج موجود باشد وراء اتصاف آن ذات به این وصف، ارتباط بین آن ذات خارجى و بین خود آن ممکن، همان ممکنى که ما اسمش را امکان مىگذاریم و امکان را بر او حمل مىکنیم، همان وجود خارجى ممکن هم باز ممکن خواهد بود و اتصاف او هم که عبارت از یک مفهوم است و آن مفهوم قابل ادراک است و ذهن او را ادراک مىکند، باز او هم در خارج یک وجود دیگرى مىخواهد.
بهعبارتدیگر تا هر جا که ذهن ما انتزاع مفهومى را از یک امر خارجى مىکند مىتواند براى او یک وجود در خارج تصور کند؛ گرچه حالا محال است اما تصورش که اشکالى ندارد. و همان موجب براى تصور مفهوم دیگر و مفهوم دیگر لازمهاش وجود عینى آن صورت خارج است. از باب مثال عرض مىکنم و الان این مثال به ذهنم آمد که اگر از یک شخص با یک وسیله یا یک جهازی یک صورت بردارند، آن صورت را در یک قرطاس طبع مىکنند. حالا اگر از این صورت یک صورت دیگرى بردارند، این صورت را در یک قرطاس دیگر طبع مىکنند، حالا اگر از آن صورت، یک صورت دیگر بردارند همینطور و هلمجرّا از هر صورتى یک صورت دیگرى در آن قرطاس طبع مىشود و إلی ما لا نهایة قابل براى طبع است.
