
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق
نقد اصالت ماهیت و مسئلۀ سنخیت وجود و ماهیت
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح میدهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بینهایت میانجامند و ازاینرو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی میپردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید میآیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل میکند و یکی از بنیادیترین چالشهای فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار میدهد.
بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق
2کلام ایشان هم به همین کیفیت است، یعنى اگر هر مفهومى را شما تصور کنید، اگر جایز باشد لو جاز أن یوجَد له عینٌ خارجى، اگر اینطور باشد، همان عین خارجى هم انتزاع مفهومى از او مىشود، آن مفهوم در ذهن ادراک مىشود. باید براى آن مفهوم عینٌ خارجى آخر هم بتوان تصور کرد. باز از او انتزاع مفهوم مىشود، براى او هم باید تصور کرد و هلمجرّا. خب خود همین سلسلۀ إلی ما لا نهایة، مفهومٌ من المفاهیم، باید براى این یک عین خارجى هم تصور کرد. فرض کنید که یعنى از این وسط میانبر مىزند، منبابمثال ستارگان را شما در نظر بگیرید این ستارگان یک سیاراتى دارند و یک ثوابتى دارند، بعد خود همین مجموعه و این افلاکى را که تصور مىکنند، براى هر کدام یک گروهى را از ستارگان درنظر مىگیرند. منظومه شمسى عبارت از یک مجموعه است و سیارات دیگر هر کدام در یک مجموعه هستند، هفتتا ثوابت در سمت شمالى قرار دارند و در سمت جنوبى چند مجموعه قرار دارند. یکى از آنها همین کهکشانى که در آن یک قسمت از این کل هست. در خود این کهکشان و در خود این مجموعه میلیاردها ستاره وجود دارد که در هر مجموعهاى در کهکشان مىگویند میلیونها [مجموعه] وجود دارد. یعنى اینطور نیست که این کهکشان مجموعهای از ستارگان باشد بلکه خود این کهکشان مجموعهاى است از مجموعهها که هر مجموعهاى داراى کهکشان است، و همینطور تا اینکه به الی ما لا نهایة میرسد. حالا یا اینکه قائل به نهایت عالم هستیم یا قائل به لا نهایة بودن عالم هستیم، بنا بر آن اختلاف احوالى که در اینجا هست مىرسیم. این سلسلۀ مفاهیم الی ما لا نهایة، خودش مفهومٌ من المفاهیم. اگر همین یک وجود خارجى داشته باشد، آن وجود خارجى هم بایستى که طبعاً تصور مفهوم بشود و براى او الی ما لا نهایة تصور بشود. این دلیلى است که مرحوم اشراق مىآورند بر امتناع تعین خارجىِ مفاهیمى که انسان آن مفاهیم را از ماهیات مختلفة الطبایع انتزاع مىکند.
