اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

نقد اصالت ماهیت و مسئلۀ سنخیت وجود و ماهیت

0
اسفار
اسفار

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بی‌نهایت می‌انجامند و ازاین‌رو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی می‌پردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید می‌آیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل می‌کند و یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

6
  • در آن روایتى که از امیرالمؤمنین علیه‌السلام هست که مى‌فرماید در شب بدر، خضر را دیدم که به من این اذکار را تعلیم داد و من در روز بدر با این اذکار بر عدو غلبه کردم و آن اذکار این است: «یا هو یا من هو یا من لا هو الا هو»1. اینها اذکارى است که دلالت بر همان وجود بحت و صرفى مى‌کند که همۀ تعینات و مسبب الاسباب است و همۀ مظاهر متدلى به او هستند. «یا هو یا من هو یا من لا هو الا هو» ظاهراً این سه اسم است. این مقام، مقام هوهویت است که تعابیر مختلفى از این مسئله آمده است. این یک اشکالى است که در این قضیه مانده‌اند. بعضى‌ها مى‌گویند که ماهیت یک امر اعتبارى است. خب اگر یک امر اعتبارى است پس این اختلاف از کجا آمده است؟! بحث این است که ماهیت یک امر اعتبارى است دیگر. اگر امر اعتبارى است شما به‌جاى دوغ سرکه‌شیره بخورید و به‌جاى سرکه‌شیره دوغ بخورید. اگر سردی‌تان کرده دوغ هم بخورید دل‌درد مى‌گیرید. یا یک چایى ریختند شما به‌جاى اینکه شکر بریزید یک‌قدرى از این قرقروت‌هاى خیلى خوشمزه داخل آن حل بکنید، آن‌وقت دیگر خیلى جالب مى‌شود! یا اینکه به‌جاى اینکه در روز عید یک تکه شیرینى دهانتان بگذارید و کامتان شیرین بشود یک فلفل از آن فلفل‌هاى تند که اگر به زبان بخورد آدم تا تهران مى‌دود. البته آن دویدن برای یک چیز دیگر است. حالا اگر بگویید: چه فرق مى‌کند؟! اینها ماهیات هستند، اینها جزو مذوقات هستند و مذوقات هم جزو کیف است و اینها همه جزو امور اعتبارى هستند. این رنگ فلفل و رنگ شیرینى و... همه از امور اعتبارى هستند، اصل الوجودش را نگاه کن و ببین چقدر خوب است که تا تهران تو را مى‌دواند!! یک کسى بگوید: الان فلفل به این خوبى، خب به‌جاى شیرینى، فلفل بردار بخور! شما این کار را هیچ‌وقت نمى‌کنید و گولش را نمى‌خورید! هرچه هم دلیل فلسفی بیاورد بر اینکه اینها همه اعراض هستند و اصل الوجود [خیلی بهتر است]. مى‌گویید: اصل الوجود را خودت بخور، ما فعلاً این را نمى‌خواهیم! این به‌خاطر این است که ماهیات امور حقیقى هستند و وجود خارجى دارند. حالا چرا مى‌گویند: این ماهیات اعتبارى هستند؟ از چه لحاظ می‌گویند؟ و از این طرف ما مى‌بینیم که اینها امور حقیقى هستند و ما حساب حقیقت روى اینها باز مى‌کنیم. یعنى همین اختلافاتى را که الان داریم مى‌بینیم، همۀ این اختلافات مسائل حقیقى خارجى است. اگر مى‌گویید: نه، پس به‌جاى این کار، آن کار را بکنید!

    1. التوحید، شیخ صدوق، ص 89:
      «عن أمیرالمُؤمِنینَ علیه‌السلام قال: ”رأیتُ الخَضِرَ علیه‌السلام فی المَنامِ قبلَ بَدرٍ بلیلةٍ فقلت له: عَلِّمنی شیئًا أُنصَر به علَى‌ الأعداءِ فقال: ”قل یا هو یا مَن لا هو إلا هو“ فلمّا أصبَحتُ قَصَصتُها علىٰ رسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم فقال لی: ”یا علیّ عُلِّمتَ الاسمَ الأعظَمَ“ فکانَ علىٰ لسانی یومَ بَدر.»