اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

نقد اصالت ماهیت و مسئلۀ سنخیت وجود و ماهیت

0
اسفار
اسفار

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بی‌نهایت می‌انجامند و ازاین‌رو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی می‌پردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید می‌آیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل می‌کند و یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

8
  • تلمیذ: وحدت در کثرت و کثرت در وحدت این است که مى‌گوید: بله، یک وجود و تشکیک در وجود. یک وجود صرف داریم و یک وجود تنزل داریم.

  • استاد: ببینید با اصطلاح اشکال حل نمى‌شود. بله، وحدت در کثرت و کثرت در وحدت صحیح است ولى بحث در این است که از یک طرف ما مى‌گوییم: این وجود بحت و بسیط است و صرافت دارد و اطلاق دارد و فى عین اطلاقه مى‌بینیم که شیرین است و ترش است. خب این دیگر چطور جور درمى‌آید؟!

  • تلمیذ: نه، بحث اطلاقش نیست.

  • استاد: خب همین دیگر، امکان ندارد. چطور مى‌شود یک چیزى که در ذاتش ترشى وجود ندارد و شیرین است متبدل به ترشى مى‌شود؟!

  • تلمیذ: خالق است.

  • استاد: خب این دقیقاً عین همان مى‌ماند. قائلین به اصالت ماهیت هم همین را مى‌گویند، مى‌گویند: خالق با اینکه وجود صرف است اما خلق ماهیت مى‌کند.

  • تلمیذ: آیا خالق خودش خالق متباینات هست یا نیست؟ من این سؤال را مى‌کنم.

  • استاد: خب اشکال ما این است که ما متبایناتى را در خارج داریم مى‌بینیم. از آن طرف هم مبناى ما صرافت وجود است، بین این دو چطور مى‌توان جمع کرد؟!

  • تلمیذ: اینها که وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است. مى‌خواهم بگویم: آن کسانى که ماهیت مى‌دانند این اشکال‌ بر ایشان وارد نیست. اینها مى‌گویند: این اختلافى که هست مال وجود است نه مال ماهیت. شورى با شیرینى فرق مى‌کند ولى نه به‌لحاظ ماهیتش بلکه به‌لحاظ وجودشان، وجودش دیگر این آثار را ندارد. هر وجودى یک آثارى دارد.

  • استاد: ببینید، بحث ما این است که آخر ما از یک طرف ملتزم به این شدیم به اینکه وجود، حقیقت صرف و ساذج است و به‌خاطر همین قائلین به اصالت ماهیت در ذات بارى در آنجا قائل به اصالت وجود هستند، چون مجبورند که وجود را بحت و بسیط بگیرند.

  • تلمیذ: آن واجب صرف این‌طور است.

  • استاد: نه‌اینکه چون خدا واجب الوجود است و اگر این وجود بحت و بسیط نباشد اشکال وارد مى‌شود، بلکه چون چاره‌اى ندارند جز اینکه وجود را صرف بگیرند. وجود یعنى چه؟ یعنى وجود دیگر. وجود عبارت است از یک حقیقت صرف اطلاقى که لا لونٌ له و لا کمٌ له و لا أینٌ له و لا جِدَه له و لا نسبةٌ له و لا مادةٌ له و لا صورةٌ له و لا عرضٌ له. این وجود عبارت از حقیقة الحقائق و حقیقة الاشیاء است. این از یک طرف. آن‌وقت مى‌گویند: اگر قرار باشد که خدا داراى ماهیت باشد و واجد ماهیت باشد، در ماهیت ما مى‌بینیم که ترکیب هست و لازمۀ ترکیب تدلّىِ به غیر است، علتِ ثالث است. پس واجب الوجود از وجوب وجود متبدل به ممکن الوجود می‌شود و هو خلفٌ. بنابراین اگر آنها زورشان مى‌رسید در خدا هم مى‌گفتند: اصالة الماهیة، ولى زورشان نمى‌رسد.