اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

نقد اصالت ماهیت و مسئلۀ سنخیت وجود و ماهیت

13٬971
اسفار

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بی‌نهایت می‌انجامند و ازاین‌رو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی می‌پردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید می‌آیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل می‌کند و یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

توضیحات:

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، مفاهیمی مانند امکان، وجوب، وحدت و وجود اگر دارای تعین خارجی باشند، به تسلسل بی‌نهایت می‌انجامند و ازاین‌رو صرفاً مفاهیم انتزاعی و عقلی خواهند بود. سپس اشکالات وارد بر این مبنا را بررسی کرده و به تفاوت میان وجود و سایر مفاهیم انتزاعی می‌پردازد. در ادامه، بحث به مسئلۀ اصالت ماهیت و اصالت وجود کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه از وجود بسیط و صرف، ماهیات و تعینات گوناگون پدید می‌آیند. استاد با طرح مسئلۀ سنخیت علت و معلول، نسبت وجود و ماهیت، حقیقت تعینات خارجی و مبانی قائلان به اصالت ماهیت را تحلیل می‌کند و یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های فلسفۀ اسلامی دربارۀ رابطۀ وجود و ماهیت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی استحالۀ وجود خارجی امکان و وجوب در فلسفۀ اشراق

12
  • «براى مجموع‌ سلسله یک وجود دیگرى هست که دوباره تسلسل دوم را به‌وجود مى‌آورد تا لا نهایة دیگر. و براى آن وجود اصل، حصولى نیست مگر به اینکه براى همه حاصل بشود. (یعنى این وجود، وجودى است که با حصول همه، این وجود پیدا بکند و این هم محال است. بنابراین وجود در خارج، تحصلى ندارد. یعنى چون وجودش به‌واسطۀ وجود همۀ این سلسله‌ها هست، ـ چون فرض بر این است که در خارج باید وجود داشته باشد دیگر ـ و چون این سلسله‌ها در خارج محال هستند، چون لا نهایة است پس وجود در خارج، تحصل ندارد.) و وحدت هم همین‌طور است اگر در اعیان باشد. یعنى [برای] اعیان، غیر از آن ماهیتى که واحد است یک وحدت دیگری هم وجود داشته باشد. براى ماهیت، غیر از آن وحدتى که دارد که ما مى‌گوییم: هذا واحدٌ هذا واحدٌ، غیر از این واحد یک وحدت دیگرى باید باشد و چون آن وحدت موجود است و براى آن موجود هم ما باید تصور یک وحدت دیگرى بکنیم، و براى وحدت، دون این وحدت یک وحدت دیگرى باشد، و براى وجود باید یک وحدتى باشد و برای وحدت باید وجود باشد، خیلى دیگر [زیاد] مى‌شود و لا نهایة دیگر این‌قدر بالا مى‌رود، هرکدام از اینها موجب یک سلسلۀ دیگرى‌ خواهند شد و این باطل است. در امکان و وجوب هم مطلب به همین کیفیت است. سلسلۀ دیگرى متولد مى‌شود بر همان قسمى که از امکان و وجود گفتیم، بر امکان و وجود هم همین‌طور است. یعنى اگر امکان یک وجود خارجى داشته باشد، اگر وجود، یک وجود خارجى داشته باشد، آن موجود هم چون وجود بر او حمل مى‌شود باید یک وجود دیگرى داشته باشد که به او مى‌گوییم: موجود. خود آن موجود یعنى ذاتٌ ثبت له الوجود، باز وجودش باید وجودى داشته باشد و هلمّ‌جرّا. اگر واجب باشد، دیگر عارض نیست و وراء این سلسله‌ها سلسله‌هایی هست تا لا نهایة در تضاعف بین امکان و وجوب بالغیر و بین وجود و وجوب و بین وحدت و وجود. پس هر مفهومى راهش همین است و اگر تعین خارجى داشته باشد موجب لا نهایة مى‌شود در سلسلۀ خارجى. این فقط صورتش در ذهن است و در اعیان نیست، و به‌حسب اعیان چیزى غیر از ماهیت نیست که غیر از ماهیت چیزى داشته باشد. پس این امور طبیعت‌هاى انتزاعى هستند و اعتبارات ذهنى هستند که چیزى در خارج محاذى این نیست و به یک حدى هم در ذهن نمى‌رسد که در آن حد بایستد. (البته سلسله در ذهن اشکال ندارد که حالا تسلسل در ذهن باشد. به جهت اینکه اشکالى را لازم نمى‌کند. آن تسلسل در خارج است که موجب اشکال است.) و تخصص پیدا مى‌کند به آن ذهن، از تکرر در حصول نزد عقول.»

/ 0