اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت

بررسی نسبت مفاهیم ذهنی با واقعیت خارجی

0
اسفار
اسفار

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن مفاهیمی مانند وجود و وحدت مابإزای خارجی ندارند و اگر دارای تحقق خارجی باشند، تسلسل لازم می‌آید. سپس به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح می‌دهد که وحدت و وجود صرفاً مفاهیم ذهنی نیستند، بلکه منشأ انتزاع خارجی دارند و موجودیت آنها عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، مسئله امکان انتزاع مفاهیم متعدد از یک حقیقت واحد بررسی می‌شود و ارتباط این بحث با صفات الهی مانند علم، قدرت و حیات مورد توجه قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت میان مفاهیم صرفاً اعتباری و مفاهیمی است که ریشه در واقعیت خارجی دارند و نیز بررسی نسبت اصالت وجود و اصالت ماهیت در این مسئله است.

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت

2
  • یادم می‌آید که وقتى مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به بیمارستان رفتند و در بخش سی سی یو بودند قلبشان ناراحت بود و خوابشان نمى‌برد، یکى از این نِرس‌ها که کم‌سن و سال هم بود گفت: «حاج آقا، چرا خوابتان نمى‌برد؟!» ایشان گفتند: «نمى‌دانم، به‌دست خودم نیست!» گفت: «خب بگویید: یک گوسفند، دو گوسفند، سه گوسفند. خاطرجمع باشید به پانزده‌تا که رسید خوابتان مى‌برد!» ایشان فرمودند: «چشم!!» من آنجا بودم داشت خنده‌ام مى‌گرفت! گفتم: حالا بیچاره دارد راهنمایى مى‌کند چرا ما در ذوقش بزنیم؟! گفتم: چشم، شما بروید، حاج آقا شروع مى‌کنند از یک گوسفند، دو گوسفند و ادامه می‌دهند تا وقتى که خوابشان ببرد!!

  • دیگر آنجا سلسلۀ اعتبارات قطع مى‌شود. در مفاهیم ذهنى هم مسئله از همین قرار است که تسلسلاتى را که ذهن در عالم خودش و وعاء خودش ایجاد مى‌کند، این اشکالى را به‌وجود نمى‌آورد، چون خود ذهن ایجاد مى‌کند پس خود ذهن هم آن را قطع مى‌کند. اشکال در آنجایی است که در عالم خارج، این تسلسلات بى‌نهایت وجود داشته باشد، آن مسئله مهم است که قضیه به یک حد یقفی نرسد.

  • از مطالبى که ایشان در ضمن مثال‌هایشان نقل کردند: یکى مسئلۀ امکان بود، یکى مسئلۀ انتزاعیات بود، یکى مسئلۀ وحدت بود و یکى مسئلۀ وجود بود. این دوتا را هم داخل در مثال‌ها ذکر کردند که مرحوم آخوند بر این مثال‌ها ایراد وارد مى‌کنند.

  • ایشان مى‌فرمایند: در مسئلۀ وحدت، وحدت یک مفهومى است که عقل آن مفهوم را از یک امر خارجى انتزاع مى‌کند، اما نه این است که خود آن وحدت در خارج موجود باشد. وحدت در ذهن موجود است، در خارج آنچه هست جسم است، در خارج آنچه هست یک کتاب است، در خارج آنچه که هست یک لیوان است، اما یک لیوان به‌‌اضافه وحدت، به‌اضافۀ یکى در خارج نیست. ذهن مى‌آید این لیوانى را که مى‌بیند، این کتاب واحدى را که مى‌بیند، مى‌گوید: این 1 است، این 2 است، این 3 است، این 1 و 2 و 3 را عقل مى‌آید از همان شیئى که در خارج هست انتزاع مى‌کند، نه‌اینکه آن وحدت در خارج موجود باشد. اگر وحدت در خارج موجود باشد، خود آن موجودیتش هم باید واحد باشد، نمى‌شود که آن موجودیتش متکثّر باشد. پس آن موجودیت اقتضاى یک وحدت دیگرى را مى‌کند، و وقتى که وحدت دیگرى را درست کرد و از آن متولد شد، آن وحدت هم بنا بر فرض ما که هر مفهومى باید درخارج موجود باشد، ـ البته بنا بر فرض ما یعنى نه بر فرض ما که‌ به عبارت شیخ اشراق است بلکه یعنى بنا بر فرض خصم ـ پس آن وحدت هم موجود خواهد بود و هلمّ‌جرّا.