
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
بررسی نسبت مفاهیم ذهنی با واقعیت خارجی
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه شیخ اشراق را توضیح میدهد که بر اساس آن مفاهیمی مانند وجود و وحدت مابإزای خارجی ندارند و اگر دارای تحقق خارجی باشند، تسلسل لازم میآید. سپس به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح میدهد که وحدت و وجود صرفاً مفاهیم ذهنی نیستند، بلکه منشأ انتزاع خارجی دارند و موجودیت آنها عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، مسئله امکان انتزاع مفاهیم متعدد از یک حقیقت واحد بررسی میشود و ارتباط این بحث با صفات الهی مانند علم، قدرت و حیات مورد توجه قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت میان مفاهیم صرفاً اعتباری و مفاهیمی است که ریشه در واقعیت خارجی دارند و نیز بررسی نسبت اصالت وجود و اصالت ماهیت در این مسئله است.
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
1درس یکصد و نود و نهم
بررسی قول شیخ اشراق در تسلسل
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قول شیخ اشراق به تسلسل در خارج بنا بر قول به وجود مابإزاء خارجی برای مفاهیم وجود و وحدت و امکان
مرحوم آخوند یک مطلبى را در اینجا متعرض مىشوند که خیال مىکنم در روز قبل درسى عرض شده بود، و آن این است که ایشان در اصل مسئلهاى که شیخ اشراق مطرح کردند در اینجا مطلبی ندارند بلکه در مبناى شیخ اشراق که مبنایشان قول به اصالت ماهیت است در آنجا مسئله را مورد نقد قرار مىدهند. مطلبى را که شیخ اشراق فرمودند این بود که بسیارى از مفاهیم، مابإزاء خارجى ندارند. اگر این مفهومها مابإزاء خارجى داشته باشند لازمهاش این است که تسلسل در اعیان خارجى لازم بیاید، به جهت اینکه هر تعین خارجى خودش مولّد یک مفهوم است و منشأ انتزاع یک مفهوم است، و اگر خود مفهوم در خارج تعین داشته باشد و وجود داشته باشد، لازمهاش همین تسلسلی است که ایشان فرمودند باطل است.
پس مفهوم عبارت است از یک وجود ذهنى که ممکن است مابإزاء خارجى نداشته باشد، بهخلاف بعضى از مفاهیم که اینها مابإزاء خارجى دارند و تسلسلى هم بر این تعین خارجى لازم نمىآید. در عالم عقل اگر تسلسل لازم بیاید، این تسلسل متقوّم به اعتبار مقوّم خودش است که عبارت از ذهن است، و با انقطاع مقوّم، این تسلسل هم ازبین مىرود. منبابمثال بگوییم: ذهن در عالم خودش مىتواند اعداد را بىنهایت تصور کند، و اگر فرض بشود این اعداد در عالم ذهن بىنهایت باشند بنابراین چه تعینی دارند و این تعین براى آنها موجب چه اشکالاتى خواهد شد؟ جواب این است که همینقدر که ذهن خسته شده و دیگر دست از این بافتنیهایش برداشت، این سلسله هم منقطع مىشود. اینقدر میگوید و مدام عدد را یکى پس از دیگرى مىآورد تا وقتی که خوابش بگیرد و دیگر تمام بشود!
