
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
بررسی علم، حیات و قدرت در مقام ذات و مظاهر
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی میکند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند میدهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین میشود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده میشود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثالهایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره میگیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی میکند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد میشود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم میگردد.
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
2مطلبى را که دیروز به عرض رساندم این بود که یکوقت منظور از علم و حیات و قدرت عبارت است از لازمۀ ذاتى بقاء و تعیّن و تشخص خارجى یک شىء، اگر اینطور است خب مشکلى نیست، اشکالى ندارد که ما علم و حیات و قدرت را عبارت از عین ذات بدانیم، یعنى عبارتٌ أخراى ذات. نهاینکه به حمل هو هو، ذات مساوى با حیات است بلکه به حمل شایع، این مفهوم عبارتٌ أخراى همان ذات است. منبابمثال در مورد میعان ماء، ماء عبارت است از یک ماده خارجى که از اکسیژن و ئیدروژن ترکیب مىشود و از بعضى چیزهاى دیگر. نفس ماء این است، حالا چیزهاى اضافى و... که قاطى آن مىشود جداى از اینها است. از ترکیب این دو، ماء را بهوجود مىآورد ولى لازمۀ ذاتى ماء، میعان و سیلان است. نمىشود مائى وجود داشته باشد و این ماء، سیال نباشد و میعان نداشته باشد، این امکان ندارد. اگر باشد ثلج است، ثلج با ماء فرق مىکند و ما بحثمان در ماء است نه در ثلج.
بناءعلىهذا صحیح است که ما بگوییم: میعان و سیلان در مرتبۀ ذات نیست بلکه خارج از مرتبۀ ذات است و بهعنوان یک وصف خارجِ محمول بر این ذات حمل مىشود؛ آیا مىتوانیم یکهمچنین حرفى را بزنیم؟ نمىتوانیم بزنیم! چون اوصافى را که بهعنوان اوصاف خارج محمول بر ذات حمل مىشود اوصافى است که مىتواند وجود داشته باشد یا مىتواند وجود نداشته باشد. یعنى اوصاف ذاتىِ ذات، اوصاف خارج محمول نیستند که بر ذات حمل بشوند و یا اینکه محمول به ضمیمه باشند بلکه نفس ذاتى بودن این صفت براى آن ذات، خودِ همان اقتضا مىکند که این وصف در مرتبۀ ذات و همراه با ذات وجود داشته باشد تا مادامى که این ذات هست، و انفکاک بین ذات و بین این وصف مستحیل باشد. باز این مسئله در مورد بحث علم و حیات و قدرت در ذات بارى تعالى دقیقتر است چون میعان یک وصفى است که بعد از تحقق آن ترکب مائیت از اکسیژن و ئیدروژن بهوجود مىآید. یعنى بعد از اینکه اکسیژن و ئیدروژن را شما با هم خلط کردید، مخلوط و ممزوج کردید و ماء خارجى بهوجود آمد، لازمۀ این ماء خارجى میعان و سیلان است. اما بحث ما در علم و حیات و قدرت از این بالاتر است.
