
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
بررسی علم، حیات و قدرت در مقام ذات و مظاهر
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی میکند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند میدهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین میشود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده میشود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثالهایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره میگیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی میکند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد میشود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم میگردد.
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
3بحث این است که اصلاً آن وجود، نفس آن وجود عبارت است از حیات. منظور از حیات عبارت است از بقاء آن وجود، نهاینکه یک وصف زائد بر آن وجود است. وقتى مىگوییم: زید حىّ است، یعنى چون زید، زید است حىّ است؛ نه اینکه چون زید مثلاً بعد از اینکه از گوشت و استخوان و دم و لحم و... ترکیب شد حیات آمد بر او اضافه شد و لازمۀ ذاتى او شد. مثل ماء که میعان و سیلان پس از تحقق عین خارجى مائیّت بر او آمده است؛ گرچه لازمۀ ذاتى است ولى باز بعد از [تحقق خارجی آمده است.] یعنى از نظر رتبه، رتبةً متأخر از آن حقیقت مائیت است، گرچه لاینفک است. ولى در مورد حىّ شما این مطلب را نمىتوانید بگویید. حى عبارت است از نفس وجود خارجى. همینکه نظر به وجود خارجى مىشود یعنى نظر به حیات مىشود. ولى وقتى که ما نظر به ماء مىکنیم، میعان و سیلان در مرتبۀ بعد درنظر مىآید، هیچ وقت در نظر شما [در همان مرتبۀ اول نمی آید.] منبابمثال شما الان ماء را تصور بکنید، ماء عبارت از یک چیزى است که داراى یک خصوصیتى است که از این دو امر ترکیب مىشود، بعد از شما سؤال مىکنم: حالا این ماء سیلان دارد آیا جارى است یا غیرجارى؟ مىگوییم: نه، آن چیزى که جارى است ماء است و آن چیزى که جاری نیست ثلج است یا دخان و بخار است. اما در مورد زید، اگر گفتند: آیا زید در خارج هست یا نیست؟ مىگوییم: بله، زید در خارج هست. مىگویند: حالا این زیدى که در خارج هست آیا حى است یا میت است؟ خب این که معنی ندارد. همینکه شما مىگویید: زید در خارج هست یعنى حىٌّ. این عبارتٌ أخراى حىّ است، دیگر معنی ندارد که این وصف اضافى را شما بعد از وجود خارجى زید بخواهید بر زید حمل کنید.
