
لازمه قول به بساطت و صرافت وجود
نسبت وجود بسیط با تعینات و عالم کثرت
بساطت و صرافت وجود در این جلسه به عنوان لازمه نگاه توحیدی در فلسفه تبیین میشود و نشان داده میشود که پذیرش وجود بسیط چگونه به نفی اصالت ماهیت منتهی میگردد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که اگر وجود حق متعال بسیط و غیرقابل تجزیه باشد، همه تعینات و موجودات نمیتوانند اجزای جداشده از او باشند بلکه ظهورات او خواهند بود. در ادامه با مثالهایی مانند صوت و نسبت آن با اسم و فعل و حرف، روشن میشود که یک حقیقت واحد میتواند در قالبهای متعدد ظاهر شود بدون آنکه ترکیب یا تجزیه در ذات آن راه یابد. همچنین قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» به عنوان نتیجه منطقی این مبنا بیان میشود. این بحث در نهایت اشکال اصالت ماهیت را پاسخ داده و وحدت وجود را تقویت میکند.
لازمه قول به بساطت و صرافت وجود
5پس قید دخالتى در تحقق این صوت ندارد، این صوت هست؛ الاّ اینکه به ارادۀ متکلم، این صوت داراى حدود و داراى قیودى مىشود. پس ما میتوانیم بگوییم که صوت داخل در آن اسم زید است، زید بدون صوت که نمىشود! آیا مىشود؟! البته به کتابت مىشود، ولى حالا زید با تلفظ نمیشود. اگر از شما سؤال کردند که آیا صوت داخل در این زیدى که الآن شما در شریط ضبط میکنید و در شریط تسجیل میکنید، این زیدی که الآن مىشنوید آیا صوت داخل در او هست؟ آیا داخل است یا نه؟ میگویید: داخل است. آیا بالممازجه است؟ مزجى دیگر در اینجا درکار نیست. شما چیزى را با صوت مزج نکردید، قاطى نکردید، ترکیب نکردید که یک جزئش صوت و یک جزئش قید اسمیت باشد، یکهمچنین چیزى ما نداریم که یک جزئش صوت و یک جزء قید فعلیّت باشد، این مسئله اینطور نیست. یک امر بیشتر از دهان ما خارج نمىشود، یک لفظ بیشتر خارج نمىشود و آن «زَید» است. همان «زَید» که میگوییم، تبدیل به فعل مىشود «زادَ». «زاء، یاء، دال» تبدیل مىشود به «زاء، الف، دال»، زاد، زَید، زیدَ. «زاد» به یک معنی است. «زیدَ» به یک معنی است، «زَید» به یک معناى دیگر است. پس اگر از شما سؤال کردند که آیا صوت داخل در اسم است؟ میگویید: بله، صوت داخل در اسم است. اگر صوت داخل در اسم نبود اصلاً اسمى دیگر درکار نبود، اسمى دیگر نبود، چون اسم منتفى مىشود. به انتقاء صوت، آن زید هم منتفى مىشود. پس این داخل در زید است. آیا بالممازجه؟ نه، بالممازجه نیست. از آن طرف آیا صوت خارج از زید است؟ بله، صوت خارج است. چون اگر صوت عین زید بود، ما در عالم فقط اسم داشتیم، درحالتیکه فعل داریم، حرف داریم، موسیقا داریم، اصوات لغو و... داریم، تمام اینها اصواتى هستند دیگر، صوت است دیگر. پس اگر به ما بگویند: آیا صوت خارج از زید است؟ میگوییم: بله، خارج است، ولى لا بالمباینه و لا بالمزایله. اینطور است.
