اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لازمه قول به بساطت و صرافت وجود

نسبت وجود بسیط با تعینات و عالم کثرت

0
اسفار
اسفار

بساطت و صرافت وجود در این جلسه به عنوان لازمه نگاه توحیدی در فلسفه تبیین می‌شود و نشان داده می‌شود که پذیرش وجود بسیط چگونه به نفی اصالت ماهیت منتهی می‌گردد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که اگر وجود حق متعال بسیط و غیرقابل تجزیه باشد، همه تعینات و موجودات نمی‌توانند اجزای جداشده از او باشند بلکه ظهورات او خواهند بود. در ادامه با مثال‌هایی مانند صوت و نسبت آن با اسم و فعل و حرف، روشن می‌شود که یک حقیقت واحد می‌تواند در قالب‌های متعدد ظاهر شود بدون آنکه ترکیب یا تجزیه در ذات آن راه یابد. همچنین قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» به عنوان نتیجه منطقی این مبنا بیان می‌شود. این بحث در نهایت اشکال اصالت ماهیت را پاسخ داده و وحدت وجود را تقویت می‌کند.

لازمه قول به بساطت و صرافت وجود

6
  • حالا ما بیاییم این مطلب را در وجود بالصرافه و وجود بسیط الحقیقه پیاده بکنیم، چقدر مسئله راحت شد! دیگر هیچ اشکالى باقى نمى‌ماند. آن وجود بحت و آن وجود بسیط که عبارت از وجود حق متعال است، آن وجود، اصل و حقیقت همۀ موجودات است، اصل و حقیقت همۀ مظاهر است، اصل و حقیقت همۀ تعینات است، اصل و حقیقت همۀ مظاهر است، اصل و حقیقت همۀ مقیدات و معالیل است. همۀ اینها را اصل و حقیقتش است؛ به‌ نحوی که اگر آن وجود نبود دیگر شخص محترم و عالم دانشمندى مثل جناب آقاى ... هم وجود نداشت. آن اصل و حقیقت مى‌بایست وجود داشته باشد تا اینکه اشیاء در خارج وجود پیدا کنند. حالا به ایشان بگویید که از یک جای دیگر آمده، به او برمى‌خورد می‌گوید: نه! یعنی چه من از یک جاى دیگر آمده‌ام؟! وجود من از وجود آن وجود مجرد و بحت و بسیط و... است.

  • تلمیذ: اینکه فرمودید: «لا بالممازجه و لا بالمزایله» این دلالت بر این می‌کند که کل اشیاء در عالم مرکب‌اند. یعنى همین عدم مزج و عدم عزلت دلالت بر ترکیب مى‌کند. بنا بر مبنای حضرت‌عالى که فرمودید: بساطت وجود در بین تعین باقى است، باید بگوییم که اصلاً ما در عالم ترکیب و تعینى نداریم به آن معنى که بساطت حذف بشود.

  • استاد: ببینید، در اینجا از باب تشبیه امام علیه‌السلام مى‌فرمایند. شما در عالم خارج بالاخره این دو ظهورى که الآن به شکل ماده در خارج تحقق پیدا کرده آیا در اینها قائل به ترکیب نیستید؟! حالا ما کارى به اصلش نداریم، این چیزی که الان در خارج هست. حالا سراغ اصلش مى‌رویم که در اصل، نسبت به این تحقق خارجى ترکیبى نیست. این ترکیب عبارت است از ما‌به‌الانتزاع و ما‌به‌الاشتراک و مابه‌الافتراق بین صور مختلفه. اما الان من‌باب مثال شما در اینجا چند چیز دارید: آب در اینجا دارید ـ نمى‌توانید انکار بکنید دیگر، همین آب هست! ـ نخود هم هست، لوبیا و... هم هست، بعد شما همۀ آب و نخود و لوبیا و لحم و سبزى و خضرویات و امثال‌ذلک را قاطى می‌کنید و یک آبگوشتى براى من إن‌شاء‌الله مى‌پزید!! کى إن‌شاء‌الله؟! گهگاهى سؤال کردن دردسر می‌آورد!! این چیزهایى که الآن ما در خارج داریم، یکى‌یکى داریم مشاهده مى‌کنیم، آب و نخود و لوبیا و گوشت و پیاز و سیب‌زمینى و همین چیزهایى که با آن هست، حالا منظور هر چیزى غیر از کلم!! هرچه می‌خواهد باشد عیب ندارد، آن یک قلم جنس را نیاورید!! این مواد خارجى را که الآن وجود دارد شما ترکیب می‌کنید و در یک ظرف و یک إنایی قاطى مى‌کنید و آب هم روی آنها مى‌ریزید و روى آتش، حرارت، گرما می‌گذارید که کم‌کم پخته ‌شود، به‌نحوی که یک امر خارجى از آن متولّد مى‌شود؛ این مى‌شود ترکیب.