
لازمه قول به بساطت و صرافت وجود
نسبت وجود بسیط با تعینات و عالم کثرت
بساطت و صرافت وجود در این جلسه به عنوان لازمه نگاه توحیدی در فلسفه تبیین میشود و نشان داده میشود که پذیرش وجود بسیط چگونه به نفی اصالت ماهیت منتهی میگردد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که اگر وجود حق متعال بسیط و غیرقابل تجزیه باشد، همه تعینات و موجودات نمیتوانند اجزای جداشده از او باشند بلکه ظهورات او خواهند بود. در ادامه با مثالهایی مانند صوت و نسبت آن با اسم و فعل و حرف، روشن میشود که یک حقیقت واحد میتواند در قالبهای متعدد ظاهر شود بدون آنکه ترکیب یا تجزیه در ذات آن راه یابد. همچنین قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» به عنوان نتیجه منطقی این مبنا بیان میشود. این بحث در نهایت اشکال اصالت ماهیت را پاسخ داده و وحدت وجود را تقویت میکند.
لازمه قول به بساطت و صرافت وجود
7حالا امام علیهالسلام مىخواهد از باب تشابه بفرماید که وقتى ما میگوییم: یک چیزى داخل در دیگرى هست، آنچه متبادر به ذهن است همین ترکیبات است، همین خلط و مزج و ترکیبات است. لذا مىفرماید: دخولش در اشیاء بهنحو آن مفهوم صادق است ولى بهنحو مصداق خارجى که شما دارید این مصداق را درنظر میگیرید، این دخول، دخول مادیات است که لازمهاش ترکیب و مزج و امثالذلک است و این لازمۀ ترکیب، حکایت از آن تجزّى مىکند و آن تجزى منافى با تجرد و... است. فقط از این باب است.
حالا راجع به این قضیۀ بسیط الحقیقه، لازمۀ بساطت حقیقت و لازمۀ صرافت وجود که همان جنبۀ تجردى است، لازمۀ آن این است که قابلیّت انعطاف داشته باشد، قابلیت تصوّر به صور مختلفه داشته باشد. یعنى وقتى که یک حقیقتى مجرد باشد و آن حقیقت مجرد قید نداشته باشد، همینکه شما میگویید: مجرد است و قید ندارد، یعنى قابلیت تقیّد دارد، والا اگر قابلیّت براى تقیّد نداشت این وجود، وجود بشرط لا بود، بهشرط عدم تقیّد به قید بود، و وجودی که بهشرط عدم تقید به قید است که وجود بشرط لا است، این وجود، وجود حدود است، این وجود، وجودى است که مباینه است بین او و بین سایر موجودات، مباینه است بین او و بین سایر معالیل. پس این وجود، دیگر وجود بالصرافه و وجود مجرد نخواهد بود. وجود مجرد مانند آن صوتى مىماند که از فم خارج میشود و قابلیت تلوّن و قابلیت تبدّل و تغیّر را به انواع و اقسام وجودات خارجى دارد، آن وجود مىشود وجود مجرد. اما فرض کنید اگر یک صوتى از دهان خارج شد و او قابل براى تبدل به اشیاء خارجى را نداشت، دیگر او تجرد ندارد. منبابمثال وقتى که ما گفتیم: «زَیدٌ»، این «زَیدٌ» قابلیت براى «زاد» را ندارد، قابلیت براى «زیدَ» را ندارد، فقط «زَیدٌ» با این خصوصیّت و با این محدودیت الآن در خارج محقق شده است و تحقق پیدا کرده است، و این عین محدودیت است. پس وجود مجرّدی که آن وجود، وجود بالصرافه است، وجودى است که لا بشرط قرار بگیرد، لا بشرط مَقسمى؛ برخلاف نظر بسیارى از اعاظم و عرفاء و بزرگان و همینطور بعضى از حکماء مانند مرحوم حاج شیخ محمدحسین اصفهانى کمپانى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که وجود حق متعال را در ذات، وجود بشرط لا میدانند. وجود بشرط لا، وجود مجرد و قابل صدق بر افراد و قابل انطباق با معالیل و با ظهورات نیست. وجود بشرط لا، وجودى است که سلب و نفى در اینجا قید براى اوست و وقتی که قید براى او بشود، بین او و بین سایر معالیل، انفکاک و بینونیّت عارض مىشود. آن وجودى مىشود با همۀ اشیاء وفق بدهد که آن وجود، وجود لا بشرط باشد؛ گاهى بهصورت جبرئیل درمىآید، گاهى بهصورت میکائیل درمىآید، گاهى بهصورت مجردات ظاهر مىشود، گاهى بهصورت عقول ظاهر مىشود، گاهى بهصورت مثال و صورت ظاهر میشود، گاهى بهصورت ماده و عالم شهادت ظاهر مىشود، باز دوباره شهادت را برمیگرداند به صورت، صورت را برمیگرداند به معنى، معنى را برمیگرداند به صورت. اینکه شما در خواب مىبینید که منبابمثال دارید در آب شنا میکنید یا غذا میخورید یا از فواکه و... میخورید، اینها همان معانىای است که مىآید و تبدیل به صورت مىشود، در عالم نفس و در عالم مثال، صورت خارجى را محقق میکند، صورت خارجى! آن معنى تبدیل به صورت مىشود نهاینکه صورت در آنجا هست؛ صورت در آنجا نیست، آن وجود حقیقى و وجود بسیط داراى صور نیست که مجموعهاى از صور باشد که یک تکهاى از آن صور را اگر شما بردارید جاى آن خالى مىماند، این ترکیب در وجود بحت و بسیط لازم میآید. بلکه آن وجود بحت و بسیط قابلیت دارد که خود را به صور مختلفى نشان بدهد. آنچه که در درون هست و آنچه که سرّ است و آنچه که باطن قضیه است عبارت است از همان وجود مجرده. آنچه که ظاهر است و آنچه که در خارج مشخص است و آنچه که در خارج نمود دارد عبارت از تعینات است. آنچه که از صدا میآید، مثلاً در زید، زیدى که ما میگوییم، آن زید، آن صدایى که موجب براى وجود خارجى «زاء و یاء و دال» است، با این خصوصیت، همان وجودِ ـ حالا اصطلاحاً میگوییم، اینکه مادّى است حالا از باب تشبیه میگوییم ـ بحت و بسیط است. آنچه که در خارج شما مىشنوید و شما استماع میکنید که عبارت از این ترکیب خاص باشد، «زَیدٌ»، این ترکیب خاص، ظهور آن وجود بحت و بسیط خواهد بود.
