اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

بررسی تناقض در نسبت وجود و ماهیت در دیدگاه‌ها

13٬993
اسفار

نقد اصالة الماهیت در این جلسه به بررسی اشکالات وارد بر این دیدگاه در نسبت میان وجود و ماهیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس نشان می‌دهد که چگونه برخی مبانی قائلین به اصالت ماهیت در تبیین حقیقت وجود دچار تناقض می‌شوند. ابتدا بحث بر سر این است که در نگاه آنان، وجود در مورد واجب‌الوجود به‌ناچار پذیرفته می‌شود، در حالی‌که در سایر موجودات، ماهیت اصل دانسته می‌شود. سپس مسئله جواز تبدیل یک مفهوم واحد به دو حیثیت متفاوت (صفت و ذات مستقل) مطرح شده و اشکال‌های آن بررسی می‌گردد. در ادامه، نقد نگاه کسانی که ماهیات را امور عدمی می‌دانند و نسبت دادن همه تعینات به امر عدمی، با مثال‌های روشن رد می‌شود. نتیجه جلسه این است که ماهیت نمی‌تواند امر صرفاً عدمی تلقی شود، بلکه نحوه و حدّ وجود خارجی است.

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

توضیحات:

نقد اصالة الماهیت در این جلسه به بررسی اشکالات وارد بر این دیدگاه در نسبت میان وجود و ماهیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس نشان می‌دهد که چگونه برخی مبانی قائلین به اصالت ماهیت در تبیین حقیقت وجود دچار تناقض می‌شوند. ابتدا بحث بر سر این است که در نگاه آنان، وجود در مورد واجب‌الوجود به‌ناچار پذیرفته می‌شود، در حالی‌که در سایر موجودات، ماهیت اصل دانسته می‌شود. سپس مسئله جواز تبدیل یک مفهوم واحد به دو حیثیت متفاوت (صفت و ذات مستقل) مطرح شده و اشکال‌های آن بررسی می‌گردد. در ادامه، نقد نگاه کسانی که ماهیات را امور عدمی می‌دانند و نسبت دادن همه تعینات به امر عدمی، با مثال‌های روشن رد می‌شود. نتیجه جلسه این است که ماهیت نمی‌تواند امر صرفاً عدمی تلقی شود، بلکه نحوه و حدّ وجود خارجی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

8
  • من مى‌خواهم به این نکته برسم: این آقایانى که مى‌گویند: ماهیات امور اعتبارى هستند، یعنى اینها امور اعتبارى هستند که مابإزاى خارجى ندارد، اگر امر اعتبارى مابإزاء خارجى داشته باشد که نمى‌گوییم: اینها اعدام‌اند. سراب مابإزاء خارجی‌اش چیست؟ سراب اصلاً در خارج مابإزاء ندارد، تشعشع شمس به این احجار است، آن نحوۀ انعکاس تشعشع شمس و آن لمعانى را که به‌وجود مى‌آورد اسمش را شما سراب مى‌گذارید. این امر، امر حقیقى است، این تخیلى نیست. اگر تخیلى بود شما وقتى که چشمتان را باز مى‌کنید سراب نمى‌بینید. ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾ أمرٌ واقعىٌ، منتها شما تخیل ماء را از سراب می‌کنید، این امر عدمى است. امر عدمى عبارت است از نبود شى‌ء در خارج، ولى سراب یک امر واقعى است. ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾، سراب عبارت است از کیفیت تشعش شعاع شمس بر احجار و نحوۀ انعکاس این شعاع که در فضا موج به‌وجود مى‌آورد و آن موج یُخیَّلُ فى الانسان أنّه ماء، این «یُخیَّلُ فى الانسان أنّه ماء»، أمرٌ عدمىٌ، اما نفس آن حقیقت که وجود خارجى دارد. چرا در زمستان شما سراب نمى‌بینید؟! چرا در تابستان می‌بینید؟! چرا کسى که چشمش ضعیف است نمى‌بیند؟! کسى که چشمش قوى است مى‌بیند؟! چرا فواصل را کم و زیاد مى‌بینید؟! بنابراین سراب از این نقطه نظر واقعى است، تخیل ما از این سراب امر عدمى است، آیا ماهیات هم این‌طور است؟! یعنى ماهیاتى که ما در خارج می‌بینیم مثل ماهیت فواکه و ماهیت اغنام و احشام و وحوش و اشجار و احجار و بوادى و صحرا و سماء و ارض و ملائکه و مجرد و... ، تمام اینها آیا ماهیات هستند یا نیستند؟ حقیقت وجودی‌شان یکى است که همان اضافۀ اشراقیه است، همان ربط است، بقیه اینها هم که ماهیت هستند، آقایان هم که مى‌گویند: ماهیت امر عدمى است پس همۀ اینها را در دیگ بریز و بگذار تا بپزد، هیچ تفاوتى با همدیگر ندارند! این که این‌طور نیست! نخود، نخود است لوبیا، لوبیا است، عدس، عدس است، سبزى و خضرویات، خضرویات هستند تمام اینها هرکدام به‌جاى خود محفوظ. پس‌ [نباید گفت که ماهیت] در مقابل وجود است [و] اطلاق عدم [کرد] بر ماهیتى که واقعاً در خارج وجود دارد. خب در خارج هست دیگر، الآن ماء در خارج هست، شما وقتى که تشنه‌تان می‌شود آب مى‌خورید، سنگ و کلوخ که در دهانتان نمى‌گذارید و بگویید: مى‌خواهم سیراب بشوم، خب سیراب شو، ماهیت امر عدمى است پس این یک تکه آجر را بردار و بخور، اینها را خیال مى‌کنید، تخیلات است، اینها برگشتش به یکى است، چه آب بخورید و چه یک آجر در دهانتان بگذارید هردو یکى است تفاوتى ندارد! اینها همه خارج از آن محدودۀ تعاریف است. بنابراین اطلاق امر عدمى بر ماهیات اصلاً اشتباه است! چه اطلاقی باید کرد؟ حدود وجود، حدود تعین خارجى و تشخص وجود! آن حد، اسمش را ماهیات مى‌گذاریم. چرا اسمش را عدم بگذاریم؟! مگر این حدودى که الآن بر این وجود عارض است و این وجود را به این کیفیت خاصه درآورده خارج از این همین وجودی است که الآن به این کیفیت درآمده است؟!

/