
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم
بررسی امکان انتزاع مفاهیم متعدد از ذات واحد
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و اشکالات وارد بر نگاه اشراقی در باب نسبت مفهوم و وجود تبیین میگردد. در آغاز نشان داده میشود که یک مفهوم واحد میتواند هم در حالت صفت برای شیء و هم در حالت قائم به ذات تحقق یابد و این امر لزوماً به تساوی مراتب وجودی منجر نمیشود. سپس با تحلیل نسبت وجود و وحدت، بحث تسلسل در فرض دوگانگی این دو مفهوم مطرح شده و روشن میشود که تفاوت مفهومی الزاماً به تفاوت مصداق خارجی نمیانجامد. همچنین امکان انتزاع مفاهیم متعدد از حقیقت واحد مانند انسان، معلولیت یا مرزوقیت بررسی میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که تعدد مفهوم، دلیل بر تعدد حقیقت خارجی نیست و باید میان مفهوم ذهنی و واقعیت خارجی تفکیک دقیق صورت گیرد.
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم
10«اینطور مىگوییم: (از اینجا حالا مىخواهیم رد کنیم که نهخیر، وجود و وحدت فقط اعتبار است.) اگر وجود موجود باشد، براى این وجود باید وحدت باشد. (نمىشود که! وجود غیر واحد که ما نداریم، وجود باید واحد باشد.) و اگر وحدت موجود باشد، براى آن وحدت هم باید وجودى باشد. (نمىشود که وحدت معدوم باشد، یک امرى در خارج موجود است ولى وحدتش معدوم است، خب وحدتش هم باید موجود باشد. اگر وحدت وجود دارد، آن وجود وحدت یک موجودیت دیگرى دارد. مىگوییم: وحدت وجود دارد. اینکه مىگوییم: وحدت وجود دارد (البته صاحب کتاب مشارعات مىفرماید!) خود آن وجود وحدت آیا وحدت دارد یا ندارد؟ باید هم آنها وحدت داشته باشد دیگر، چون شما مىگویید: وجود بدون وحدت نمىشود. از خدا گرفته تا همۀ خلائق، همۀ وجودات وحدت دارند، یک وجودى که در عین وجود دو باشد، این مستحیل است. مىگوییم: آن وحدت وجود دارد. حالا که آن وحدت وجود دارد، خود آن وجود هم وحدت دارد یا ندارد؟! تسلسل لازم مىآید.) براى این وحدت باید وجود باشد، براى همین وجود یک وحدت دیگرى هم باید موجود باشد. بالضرورة سلسلۀ غیرمتناهی بهوجود میآید از وجود وحدت و وحدت وجود. شما نمىتوانید بگویید: وحدت وجود همان نفس وجود است و وجود وحدت، نفس وحدت است که سلسله را قطع کنیم و تسلسل را قطع کنیم. (چرا نمىتوانیم ادامه بگویید؟ چون اینها دو مفهوماند. وقتى که دو مفهوم هستند نمىشود یک مفهوم متخالفۀ بالذات نفس مفهوم دیگر باشد.) مفهوم وجود، غیر مفهوم وحدت است، دو شیء، شیء واحد فینفسه نیستند. [این خلاصۀ کلام ایشان در این مقصود است.] و بناء ایشان بر این است که مفهومات مختلف از مصداق واحد و ذات واحد انتزاع نمىشوند.»
و امتناعُ ذلک غیرُ مسلّمٍ ...
بعد مرحوم آخوند در اینجا به ایشان اشکال وارد مىکنند مىگویند: این بناء صحیح نیست. ما مىتوانیم مفهومات مختلفى را از ذات واحد انتزاع کنیم، یک عمرو است، یک زید است، انتزاع مىکنیم اولاً انسانیت را از او، انتزاع میکنیم معلولیت را از او، انتزاع میکنیم علیت او را نسبت به امر دیگر، انتزاع میکنیم مرزوقیت او را، و خیلى انتزاعات دیگرى میکنیم درحالتىکه این انتزاعات ما به وزن او اضافه نمىکند. منبابمثال حالا که او معلول است مىشود 65 کیلو، و چون علت براى امر دیگر است 2 کیلو هم بهخاطر این علت به آن اضافه کنیم میشود 67 کیلو، [مرزوق لله تعالى] هم هست [پس چون مورد رزق است] 2 کیلو براى این اضافه میکنیم مىشود 69 کیلو. نه، زید همان است، وزنش هم همان مقدار است، ما صفات را از او انتزاع مىکنیم، او سرجایش محکم ایستاده، نه کم مىشود و نه زیاد مىشود.
