اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم

بررسی امکان انتزاع مفاهیم متعدد از ذات واحد

0
اسفار
اسفار

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و اشکالات وارد بر نگاه اشراقی در باب نسبت مفهوم و وجود تبیین می‌گردد. در آغاز نشان داده می‌شود که یک مفهوم واحد می‌تواند هم در حالت صفت برای شیء و هم در حالت قائم به ذات تحقق یابد و این امر لزوماً به تساوی مراتب وجودی منجر نمی‌شود. سپس با تحلیل نسبت وجود و وحدت، بحث تسلسل در فرض دوگانگی این دو مفهوم مطرح شده و روشن می‌شود که تفاوت مفهومی الزاماً به تفاوت مصداق خارجی نمی‌انجامد. همچنین امکان انتزاع مفاهیم متعدد از حقیقت واحد مانند انسان، معلولیت یا مرزوقیت بررسی می‌شود. در نهایت نتیجه می‌گیرد که تعدد مفهوم، دلیل بر تعدد حقیقت خارجی نیست و باید میان مفهوم ذهنی و واقعیت خارجی تفکیک دقیق صورت گیرد.

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم

3
  • على‌أى‌حال تصور شریک البارى ممتنع نیست، وجود خارجی‌اش ممتنع است. همین الان که ما مى‌گوییم: شریک البارى خب تصورش را کرده‌ایم، ولى با توجه به برهان و باتوجه به مفهوم شریک البارى و با توجه به حقیقت وجود، بعد از برهان و بعد از دلیل، ما به این نکته مى‌رسیم که شریک البارى در خارج مستحیل است. ولى صحبت در این است که آیا تصور وجود ثانى اصلاً ممکن است یا اصلاً ممکن نیست؟! اصلاً ممکن نیست! شما حتی اگر تصور وجود ثانى را بکنید اضافةً علىٰ هذا الوجود البسیط، این اصلاً مستحیل است! ما هم که الآن داریم این تصور را مى‌کنیم این تصور فقط به‌عنوان یک نوع لحاظ و عنایت عقلى است، والا واقعاً تصور وجود ثانى محال است. چون نفس تصور وجود، دوئیتى را براى غیر باقى نمى‌گذارد؛ نفس تصور وجود. و از همین باب مى‌توانیم بگوییم که شریک البارى هم ممتنع است. یعنى از مرحلۀ برهان که بگذریم نسبت به واجب الوجود، واجب الوجود آن وجود مستغنى عن الغیر است و تمام الاشیاء محتاجة الیه، از این قضیه اصلاً بگذریم، تصور واجب الوجود که واجب الوجود وجودى است داراى بساطت و داراى صرافت و واجد اطلاق و لانهایه و امثال‌ذلک، با توجه به اینها دیگر مجالى براى تصور شریک البارى باقى نمى‌ماند، چون واجب الوجود را ما به وجود برگرداندیم، چون گفتیم که واجب الوجود، اصل الوجود و حقیقت الوجود است. پس تصور اثنین مستحیل است، یعنى فرض خارجى اثنین مستحیل است.

  • در مسئلۀ وجود، قضیه از همین باب است، یعنى وقتى که شما تصور وجود را بکنید، دیگر تصور وجود ثانى مستحیل خواهد بود که وجود ثانی هم داشته باشد. این می‌شود وحدتى که آن وحدت لایَقبل الاثنینیّة که ما در فارسى از آن به یکتا تعبیر مى‌کنیم. ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾1 به‌معناى یکتائیت است، دوتا ندارد، یعنى وجودى است که تا ندارد، مانند ندارد، نظیر ندارد، ند ندارد. این معنی عالی‌ترین مرتبۀ از وحدت است.

    1. . سوره اخلاص (112) آیه 1.