
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم
بررسی امکان انتزاع مفاهیم متعدد از ذات واحد
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و اشکالات وارد بر نگاه اشراقی در باب نسبت مفهوم و وجود تبیین میگردد. در آغاز نشان داده میشود که یک مفهوم واحد میتواند هم در حالت صفت برای شیء و هم در حالت قائم به ذات تحقق یابد و این امر لزوماً به تساوی مراتب وجودی منجر نمیشود. سپس با تحلیل نسبت وجود و وحدت، بحث تسلسل در فرض دوگانگی این دو مفهوم مطرح شده و روشن میشود که تفاوت مفهومی الزاماً به تفاوت مصداق خارجی نمیانجامد. همچنین امکان انتزاع مفاهیم متعدد از حقیقت واحد مانند انسان، معلولیت یا مرزوقیت بررسی میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که تعدد مفهوم، دلیل بر تعدد حقیقت خارجی نیست و باید میان مفهوم ذهنی و واقعیت خارجی تفکیک دقیق صورت گیرد.
نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم
7مثل ابوت و بنوت و امثالذلک که اینها از پروردگار مسلوب است. تمام این اضافات یک مفاهیمى هستند که در خارج مابإزاء ندارند. یا اینکه این اضافات را شما نسبت به بارى تعالى درنظر نگیرید، خود این نفس الاضافة در خارج گرچه مفهوم است ولى مابإزاء ندارد. حالا به بارى تعالى کار نداریم. یا اینکه آن سلوبى که شما در خارج درنظر قرار میدهید، این سلوب [مابإزاء] ندارند. منبابمثال «زیدٌ لیس بقائمٍ» این عدم قیام امرى نیست که بر زید حمل بشود بلکه قیام در اینجا از زید سلب مىشود. یکوقت شما عدم قیام را بر زید حمل مىکنید در اینجا سلب را اضافه کردید، سلب را حمل کردید، ولى یکوقت در اینجا سلب الربط مىکنید، نه ربط السلب ایجاد مىکنید. سلب الربط یعنى اصلاً ربطى وجود ندارد، امرى نیست تا اینکه ما آن امر را حمل کنیم. این معنی در اینجا هست ولى این یک مفهومى است که ذهن به این مفهوم اعتبار مىدهد. همینطور در مورد اضافات مثلاً مسئلۀ بنوت و ابوت در خارج مابإزاء ندارد، عمرو أب است و بکر هم ابن است، در اینجا بکر براى خودش انسانى است و عمرو هم براى خودش انسانى است ولى مسئلۀ ابوت و بنوت امرى ماوراء وجود خارجى آنها نیست. این اضافاتى که در اینجا هست اینها همه صفات انتزاعى هستند که عقل انتزاع مىکند ولى مابإزاء خارجى غیر از نفس همان شىء خارجى ندارند که مثلاً زید 15 کیلو وزنش باشد، 14 کیلو مال خودش و 1 کیلو مال بنوت او باشد، حالا که پسر فلان است یک کیلو به حساب آن است. نه، این وزنش همان است، چه حالا بگویند: این ابن فلان است یا اینکه نگویند.
و ربما یکونُ مفهوماتٌ متعددةٌ موجودةً بوجودٍ واحدٍ بل متحدةٌ مع حقیقةٍ واحدةٍ کمفهوماتِ العلمِ و القدرةِ و الحیاةِ التی هی عینُ وجودِ الحقِّ تعالى.
«و گاهىاوقات مفهومات متعددهاى هستند که موجودند به وجود واحد. نهتنها موجودند به یک وجود بلکه نفس آن حقیقت واحده هستند و اتحاد دارند با آن حقیقت واحده. اتحاد ترکیبى هم ندارند بلکه نفس خود آن حقیقت هستند مثل مفهوم علم و قدرت و حیاتى که عین وجود حق تعالى است که راجع به این قضیه هم صحبت شد.»
