اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم

بررسی امکان انتزاع مفاهیم متعدد از ذات واحد

0
اسفار
اسفار

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و اشکالات وارد بر نگاه اشراقی در باب نسبت مفهوم و وجود تبیین می‌گردد. در آغاز نشان داده می‌شود که یک مفهوم واحد می‌تواند هم در حالت صفت برای شیء و هم در حالت قائم به ذات تحقق یابد و این امر لزوماً به تساوی مراتب وجودی منجر نمی‌شود. سپس با تحلیل نسبت وجود و وحدت، بحث تسلسل در فرض دوگانگی این دو مفهوم مطرح شده و روشن می‌شود که تفاوت مفهومی الزاماً به تفاوت مصداق خارجی نمی‌انجامد. همچنین امکان انتزاع مفاهیم متعدد از حقیقت واحد مانند انسان، معلولیت یا مرزوقیت بررسی می‌شود. در نهایت نتیجه می‌گیرد که تعدد مفهوم، دلیل بر تعدد حقیقت خارجی نیست و باید میان مفهوم ذهنی و واقعیت خارجی تفکیک دقیق صورت گیرد.

نقد قاعده شیخ اشراق در وحدت مفاهیم

1
  • درس دویست و سوم

  • اشکالات به قاعدۀ شیخ اشراق (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • اشکال دیگر به قاعدۀ ‌اشراقیۀ

  • و منها: أنّ مقنِّنَ هذه القاعدةِ و مخترِعَها قائلٌ بجوازِ أن یکونَ مفهومٌ واحدٌ و معنًى فاردٌ یوجدُ تارةً صفةً لشی‌ءٍ و تارةً متحصّلاً بنفسِه متقوّمًا بذاتِه و بالجملةِ متفاوتًا فی أنحاءِ الکونِ و الحصولِ متخالفًا فی أطوارِ القوةِ و الضعفِ و الکمالِ و النقصِ فلیُجَوّز مثلَ ذلک فی بعضِ هذه المعانی.

  • «[از اشکالات به این قاعده اینکه:] کسى که این قاعده را وضع فرموده است قائل به جواز این است که مفهوم واحد و معناى مجرد و تنها، ممکن است که یک‌وقت صفت براى شیئی وجود داشته باشد و به‌عنوان صفتیّت ظهور کند و یک‌وقت خودش قائم به ذات در خارج بدون جهت صفتیت بروز و ظهور داشته باشد.

  • و بالجمله در نحوۀ کون و در نحوۀ تعین خارج تفاوت داشته باشد ولى در قِسم‌ها و اطوار و طور قوت و ضعف [و کمال و نقص] تخالف داشته باشد. (در آنجایى که جنبۀ صفتیت دارد وجود او ضعیف و قائم به غیر است و در آنجایى که وجود او وجود قائم به ذات است وجود قوى است.) ایشان که قائل به این مسئله هستند، چرا این مطلب را در سایر معانى سرایت نمى‌دهند مثل وحدت و مثل وجود؟!»

  • کسى که معتقد است به اینکه مى‌شود یک امر واحد و یک مفهوم واحد در خارج به‌عنوان صفتیت ظهور داشته باشد، و همین‌طور به‌عنوان یک امرى که قائم به ذات است ظهور داشته باشد مثل نور، همین مطلب را در مورد وحدت و در مورد وجود هم بگوید. وجود ممکن است یک مفهومى باشد که این یک معناى عقلى و اعتبارى باشد و یک حقیقت خارجى باشد که آن حقیقت خارجی قائم به ذات است و ماهیت قائم به او است. معناى وحدت هم همین است. وحدت گاهى‌اوقات شیئی است که یک معناى اعتبارى است که ذهن از نفس یک تعین خارجى انتزاع مى‌کند، و یک‌وقت خود وحدت به‌معناى یک امر مستقل در خارج است، نه‌اینکه قائم به غیر است بلکه نفس الشى‌ء است. در یک کتاب، «یکى» اضافۀ به کتاب نشده است بلکه کتاب واحد است و آن واحد کتاب است. این وحدت، نفس کتاب است، یعنی وجود خارجى؛ نه‌اینکه معانى آن‌، و نه معلومات و علوم مدوّنۀ در آن که آنها خارج از وحدت است. همین نفس این واحدیت و حقیقتى که واحد است، نفس این جرمیّت، این جرم و جسمى که دارد، همین تعینى که در خارج دارد، نفس وحدت هم همین است. نه‌اینکه یک امرى زائد بر او و خارج از موضوع باشد که حمل مى‌شود به‌عنوان خارجِ محمول، خارجى که محمول است؛ حمل بشود بر آن امر خارجى. این مطلب را هم در مورد وحدت وجود بگوید. وقتى که ایشان قائل به این مسئله هستند که یک مفهوم واحد مى‌شود دو نوع نحوۀ تکون داشته باشد، در مورد وحدت و در مورد وجود چرا قائل به تسلسل شدند؟! چرا قائل به امتناع شدند؟! لازم نیست که هرچه عقل تصور مى‌کند در خارج هم مصداق داشته باشد. و بعد، وحدت و وجود را آوردند مشمول برای قاعده و قانون خودشان قرار دادند.