
اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل
بررسی دیدگاه ابنسینا و نقد اختلاف مفاهیم
اشکالات به قاعده شیخ اشراق در این جلسه با تمرکز بر مسئله اتحاد عقل و عاقل و معقول و تبیین دیدگاه ابنسینا بررسی میشود. بحث ادامه نقد مرحوم آخوند بر شیخ اشراق است که اختلاف مفاهیم را مساوی اختلاف وجود خارجی میدانست. در این جلسه توضیح داده میشود که تعدد مفهومی مانند عقل، عاقل و معقول لزوماً به تعدد در واقعیت خارجی منتهی نمیشود و میتوان یک حقیقت واحد را از حیثیات مختلف تحلیل کرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با استناد به سخن ابنسینا در شفا، اتحاد عقل و عاقل و معقول را تأیید کرده و آن را نمونهای از وحدت وجود در مراتب نفس ناطقه میداند. همچنین توضیح داده میشود که علم و ادراک به صورت رابطهای وجودی میان نفس و صور ذهنی تحقق مییابد نه صرفاً یک نسبت لفظی. در ادامه، اشکال به نظریه وجود عینی «امکان» مطرح شده و نشان داده میشود که امکان امری اعتباری و ذهنی است نه واقعیتی مستقل در خارج.
اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل
1درس دویست و چهارم
اشکالات به قاعدۀ شیخ اشراق (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و ممّا یؤیّد هذا قولُ الشیخ الرئیس فی إلهیاتِ الشفاءِ1 فی بیانِ أنّ کونَ الشیءِ عاقلاً و معقولاً لا یوجِبُ اثنینیةً فی الذاتِ و لا فی الاعتبارِ.2
کلام بوعلی، مؤیّد مرحوم آخوند در اشکال به شیخ اشراق
بهدنبال کلام مرحوم آخوند در رد شیخ اشراق که ایشان قائل به امتناع تحقق مصادیق و تعیّن مفاهیمى هستند که آن مفاهیم اگر در خارج تحقق پیدا کنند تسلسل خارجى لازم مىآید. و از این باب وحدت و وجود را جزء این معانى و جزء این مفاهیم بهحساب آوردهاند. مرحوم آخوند در اینجا در تتمۀ بحثشان به اینجا مىرسند که اختلاف مفاهیم من حیث هو هو موجب اختلاف مصادیق خارجى آنها نیست بلکه ممکن است انسان از یک مصداق واحد به حیثیت واحده مفاهیم متفاوت و مختلفهاى را انتزاع کند. چطور اینکه حکماء و قاطبۀ از فلاسفه در بحث تعیّن ذات و عینیت ذات با اوصاف حقیقیه و ذاتیه مانند علم و حیات و قدرت به این مطلب معتقدند که علم عین ذات است و حیات عین ذات است و قدرت عین ذات است درحالىکه سه مفهوم مخالف ما استنباط مىکنیم و این تخالف مفهومى موجب تغایر حیثیتىِ ذات نیست زیرا حیثیت ذات حیثیت بسیط است و حیثیت اطلاقى است و هیچ نوع اختلاف و ترکبی در ذات وجود ندارد و الا لازمهاش ترکب و احتیاج و فقر و امکان است.
بناءعلیهذا کلامى را ایشان از شیخ الرئیس از الهیات شفا بهعنوان تأیید مرام خودشان ذکر مىکنند. مرحوم شیخ در شفا در بحث وحدت عقل و عاقل و معقول میفرمایند و این یک بحث مهمى است و این بحث در مباحث وجود ذهنى در همین جلد اول اسفار خواهد آمد. چطور ممکن است یک نفس واحد و ذات واحده در عین اینکه عاقل است درعینحال معقول است و درعینحال عقل است؟! در عین اینکه عالم است درعینحال معلوم است و درعینحال علم است؟! منبابمثال این نسبت به اشیاء تفکر دارد و اشیاء را احساس مىکند، هم حاس است و هم محسوس است و هم حس است، هم رائى است و هم مرئى است و هم رؤیت است. اینها مباحثى است که در بحث وجود ذهنى خواهد آمد و البته از این مباحث یک معناى بسیار دقیق و بسیار لطیفى که آن عبارت است از استناد تمام اوصاف حقیقیه به ذات پروردگار بهعنوان وحدت و عینیت این اوصاف با ذات پروردگار، به آنجا مىرسیم. نفس این قضیه در فلسفه خودش بسیار مهم است. اما از این نقطه نظر که همۀ اوصاف رجوعشان به وصف حقیقى و ذاتى پروردگار است و همۀ آن ظهورات، ارجاع آنها به آن ظهور واحد است بنابراین در عالم رائى یکى است مرئى یکى است رؤیت یکى خواهد شد. در همه عالم وجود، عاقل یکى است معقول یکى است و عقل یکى خواهد شد. در همه عالم وجود، عالم یکى است معلوم یکى است و علم یکى خواهد شد. نقل مىکنند:
- . الشفاء، الالهیات، المقالة الثامنة، الفصل السادس.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 175.
