اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل

بررسی دیدگاه ابن‌سینا و نقد اختلاف مفاهیم

0
اسفار
اسفار

اشکالات به قاعده شیخ اشراق در این جلسه با تمرکز بر مسئله اتحاد عقل و عاقل و معقول و تبیین دیدگاه ابن‌سینا بررسی می‌شود. بحث ادامه نقد مرحوم آخوند بر شیخ اشراق است که اختلاف مفاهیم را مساوی اختلاف وجود خارجی می‌دانست. در این جلسه توضیح داده می‌شود که تعدد مفهومی مانند عقل، عاقل و معقول لزوماً به تعدد در واقعیت خارجی منتهی نمی‌شود و می‌توان یک حقیقت واحد را از حیثیات مختلف تحلیل کرد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با استناد به سخن ابن‌سینا در شفا، اتحاد عقل و عاقل و معقول را تأیید کرده و آن را نمونه‌ای از وحدت وجود در مراتب نفس ناطقه می‌داند. همچنین توضیح داده می‌شود که علم و ادراک به صورت رابطه‌ای وجودی میان نفس و صور ذهنی تحقق می‌یابد نه صرفاً یک نسبت لفظی. در ادامه، اشکال به نظریه وجود عینی «امکان» مطرح شده و نشان داده می‌شود که امکان امری اعتباری و ذهنی است نه واقعیتی مستقل در خارج.

اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل

5
  • این قوۀ عاقله است. هرچه قوۀ عاقله بالاتر برود افکار انسان، قضایاى انسان، فکر انسان، نور انسان، برداشت انسان نسبت به مسائل تغییر پیدا مى‌کند و عوض مى‌شود، دائماً مطلب را تغییر نمى‌دهد، دائماً از یک حرف به حرف دیگر گول نمی‌خورد، دائماً مسائل، او را دستخوش تغییر و تحول قرار نمی‌دهند. و این کفایت از این مى‌کند که شخص یک‌قدرى رشد کرده است.

  • جهت مؤید بودن کلام بوعلی برای مرحوم آخوند

  • علی‌أی‌حال بوعلى در بحث عقل و عاقل و معقول مى‌فرماید: با توجه به اینکه‌ ما سه مفهوم در اینجا داریم: یکى عقل است و یکى عاقل است و یکى معقول که عبارت است از همان صورت ذهنیه، ولى درعین‌حال ما در اینجا یک حقیقت واحد بیشتر نداریم که آن حقیقت واحد عبارت از نفس ناطقه است و آن نفس ناطقه به اعتبارى عاقل است و به اعتبارى معقول است و به اعتبارى عقل است. حالا چرا عقل است و چرا معقول است؟ باشد براى وجود ذهنى، اینجا ما فعلاً نسبت به این قضیه بیان نمى‌کنیم، همین مقدار به‌عنوان یک اصل موضوعى ما مى‌پذیریم که نفس ناطقه هر سه جنبه را دارد درحالتى‌که از وحدت او هم چیزى کم نمى‌شود، و آن وحدت او منثلم نمى‌شود. این از آن باب است.

  • و یا من‌باب‌مثال در اینکه متحرّک، اقتضاء بکند محرکیّت را؛ یعنى محرّک فى نفس اینکه‌ متحرک است محرک هم باشد. ایشان مى‌فرماید: نفس این قضیه اشکالى ندارد که دو مفهوم یک مصداق واحدى داشته باشند که آن مصداق، منشأ انتزاع آن دو مفهوم مخالف است. اگر شما بخواهید امتناع این مسئله را اثبات کنید از این راه نباید وارد بشوید که انتزاع مفهومین متخالفین یا مفاهیم متخالفه از ذات واحد ممتنع است بلکه باید از باب دیگرى وارد بشوید که متحرّک در عین اینکه متحرّک است این اقتضاى محرکیت را نمى‌کند، چون محرِّک جنبۀ فعلى دارد و متحرک جنبۀ استعدادى دارد، در آن واحد، لحاظ فعلى و لحاظ استعدادى ممتنع است. از این باب ما مى‌توانیم نسبت به این قضیه وارد بشویم. اما اینکه این دو مفهوم مخالف چون مخالف هستند نمى‌شود در یک مصداق واحد جمع بشوند، از این باب نمى‌توانیم این کار را انجام بدهیم. و همین طور سایر مسائل دیگری که مرحوم آخوند به‌تبع، کلام بوعلى را تأیید مى‌کنند و استفاده مى‌کنند.