اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

نقد ادله وجود خارجی امکان در فلسفه

14٬002
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن می‌باشد، نشان می‌دهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرح‌شده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد می‌شود. استاد تأکید می‌کند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن می‌شود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

توضیحات:

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن می‌باشد، نشان می‌دهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرح‌شده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد می‌شود. استاد تأکید می‌کند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن می‌شود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

10
  • در بحث تشخص در وجود ما قائل به وحدت حقیقیه هستیم، وحدت حقیقیه‌اى که قابل تجزیه نیست. چون وحدت قابل تجزیه نیست، وحدت حقیقیه‌اى که قابل انصرام نیست، وحدت حقیقیه‌اى که تقسیم به اجزائى نمی‌شود. و این موجودات مختلفى که در عالم هست و هر کدام جداى از یکدیگر هستند و ظهور جدا و تقسیم دارند ولى در باطن یک حقیقت مرتبط به هم هستند که آن حقیقت مرتبط به هم را ما عبارةٌ أخراى از وحدت حقیقى وجودى مى‌دانیم. این برخلاف مسئلۀ تشکیک است که در قضیۀ تشکیک، اختلاف در ضعف و شدت اصلاً موجب اختلاف در مراتب است. ما به مرتبۀ پایین، مرتبۀ بالا نمى‌گوییم و به مرتبۀ بالا، مرتبۀ پایین نمى‌گوییم. یعنى در مسئلۀ تشکیک، به‌عبارت‌دیگر باید قائل به تناقضى شویم، در عین اینکه یک امر، امر واحدى هست چطور این امر داراى اختلاف و تباین ماهوى مى‌شود، لذاست که قول تشخص در وجود، قول عالى و راقى در بحث وجود و در بحث حقیقت وجود در اینجا تلقى مى‌شود. البته بنا بر آن تعریفى که ما از مسئلۀ تشکیک در وجود مى‌کنیم، آن مراتب در تشخص در وجود، تفاوتى در آنجا ندارد.

  • در مسئلۀ وحدت و وجود قضیه همین‌طور است که ایشان مى‌فرماید. یعنی در مسئلۀ وحدت در خارج، آن امر عبارةٌ أخراى واحد است. یعنى وقتى که ما کتاب را در خارج مى‌بینیم نیاز به حلال‌زادگى و غیر حلال‌زادگى ندارد، همین‌که شما کتاب را مى‌بینید وحدت را هم با او مى‌بینید. این نیست که شما کتاب را ببینید ولی امکان را نبینید. ما امکان را نمى‌بینیم. این است که شما مثلاً کتاب را ببینید و همراه با او سایر چیزها را مشاهده نکنید؛ آن اوصافى که ظرف تحققش در ذهن است. و همراه با این کتاب ما وجود را مى‌بینیم، یعنى احساس وجود مى‌کنیم، این الآن موجود است، یعنى نفس وجود را ما الآن در این کتاب مى‌بینیم به این قالب، نفس وجود را در این لیوان مى‌بینیم به این قالب، نفس وجود را در این شیشه مى‌بینیم به این قالب. این نفس وجود را ما داریم در اینجا مشاهده مى‌کنیم، نه‌اینکه یک امر تخیلی و یک امر اضافى را. ولى در بقیه فرق مى‌کند.

/