اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

نقد ادله وجود خارجی امکان در فلسفه

14٬002
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن می‌باشد، نشان می‌دهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرح‌شده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد می‌شود. استاد تأکید می‌کند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن می‌شود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

توضیحات:

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن می‌باشد، نشان می‌دهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرح‌شده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد می‌شود. استاد تأکید می‌کند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن می‌شود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن

11
  • و ثانیتُها أنّه إن لم یکن الشی‌ءُ ممکنًا فی الأعیانِ لکانَ فی الأعیانِ إما ممتنعًا أو واجبًا إذ لا مخرجَ للشی‌ءِ عن أحدِ هذه الأوصافِ و لو لم یکن موجودًا فی الأعیانِ لکان معدومًا و لو لم یکن واحدًا لکان کثیرًا فیَلزَمُ أن یکونَ المحکومُ علیه بأنّه ممکنٌ أو موجودٌ أو واحدٌ فی الأعیانِ ضروریَ وجودٍ أو ضروریَ عدمٍ و معدومًا و کثیرًا و هذا تناقضٌ مستحیلٌ.

  • «و دوم اینکه اگر شیئى ممکن نباشد در اعیان، پس یا باید ممتنع باشد یا واجب، زیرا مخرجى برای شیء از اینها نیست، یعنى هیچ مفرى از این اوصاف ثلاثه ندارد. اگر شیء موجود نباشد در اعیان، باید معدوم باشد. اگر شیء واحد نباشد باید زیاد باشد. لازم مى‌آید با این قیاسى که ایشان فرمودند که محکومٌ علیه ما ممکن است یا موجود است یا واحد است در اعیان، اینکه در اعیان ممکن باشد لازم مى‌آید وجودش ضرورى باشد یا عدمش ضرورى باشد یا معدوم باشد یا کثیر باشد. (چون شما اینها را قبول نکردید در اعیان. شما مى‌گویید: امکان در خارج نیست، وحدت در خارج نیست، وجود در خارج نیست. اگر وحدت درخارج نباشد پس خلافش که کثرت است باید در خارج باشد یا اگر وجود در خارج نباشد پس عدم باید در خارج باشد یا اگر امکان در خارج نباشد ضرورى عدم یا ضرورى وجود باید در خارج باشد.) و این تناقض محال است.»

  • و ثالثتُها لو کان هذه الأشیاءُ محمولاتٍ ذهنیةً و أوصافًا عقلیةً لا أمورًا عینیةً فی ذواتِ الحقائقِ کان للذهنِ أن یضیفَها بأیّةِ ماهیةٍ اتفَقَت فکان کلُّ مفهومٍ و إن کان مِن الممتنعاتِ کشریکِ الباری و اجتماعِ النقیضینِ و العدمِ المطلقِ ممکنًا و قِس علیه غیرَه.

  • «و سوم اینکه اگر اینها محمولات ذهنى و اوصاف عقلیه باشد نه امور عینیه در ذوات حقائق و در خود حقائق، ذهن مى‌آید ترکیب مى‌کند و این را محمول قرار مى‌دهد براى هر موضوعى که دلش مى‌خواهد، واجب الوجود را مى‌گوید: ممکنٌ. پس هر مفهومى اگرچه از ممتنعات باشد مثل شریک الباری یا اجتماع نقیضیین یا عدم مطلق، همۀ اینها را بگوییم: ممکنٌ، به‌جهت اینکه ذهن است دیگر، ذهن دلش مى‌خواهد هر چیزی را موضوع قرار مى‌دهد و دلش می‌خواهد هر چیزی را محمول قرار مى‌دهد. [و قیاس کن بر این موارد، غیر اینها را.]»

/ 0