اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت وجود و امکان و جایگاه وحدت در خارج

تحلیل معقولات ثانیه فلسفی و نقش ذهن

0
اسفار
اسفار

تفاوت وجود و امکان در این جلسه به بررسی این نکته می‌پردازد که امکان یک مفهوم ذهنی است و در خارج مابه‌ازا ندارد، در حالی که وجود و وحدت علاوه بر مفهوم ذهنی، در خارج نیز منشأ تحقق و تشخص اشیاء هستند. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، نشان می‌دهد که معقولات ثانیه فلسفی مانند امکان، امتناع و ضرورت تنها در ذهن انتزاع می‌شوند، اما وجود و وحدت در خارج با نفس تحقق موجود همراه‌اند. سپس تفاوت این نگاه با معقولات ثانیه منطقی و همچنین اشکال به خلط دیدگاه شیخ اشراق میان این دو دسته توضیح داده می‌شود و روشن می‌گردد که امکان صرفاً بر پایه تحلیل ذهنی از تساوی طرفین وجود و عدم شکل می‌گیرد. نتیجه جلسه این است که وحدت و وجود ریشه در عین خارج دارند، اما امکان تنها یک اعتبار ذهنی برای تحلیل وضعیت اشیاء است.

تفاوت وجود و امکان و جایگاه وحدت در خارج

1
  • درس دویست و هفتم

  • بررسی قول به زیادت امکان بر ماهیت (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تفاوت وحدت و وجود با امکان و نظائرش در بحث زیادت آنها بر وجود خارجی

  • مرحوم آخوند نسبت به مسائلى که در معقولات ثانیۀ فلسفیه مطرح شد و ادله‌اى که براى وجود خارجى آنها اقامه شد ایشان جواب‌هایى دادند که مسئله بر مدار ظرف اتّصاف و ظرف تحقق این معقولات در خارج یا در ذهن یا در هر دو بود. نسبت‌ به امکان، امتناع، شیئیت، ضرورت فرمودند که مسئله همین‌طور هست. اما در قضیۀ وحدت و وجود ایشان مى‌فرماید که مسئلۀ وحدت و وجود با آنچه که در نظائرش ذکر شد تفاوت دارد. و وحدت، تحقق خارجی‌اش عبارت از تحقق خارجى همان واحد است. وجود، تحقق خارجی‌اش عبارت از تحقق خارجى همان موجود است. و جهت قضیه آن نیست که مفهوم وحدت یا مفهوم وجود، زائد بر موجود است. چون زیادى موجب تحقق ظرف اتصاف در خارج نمى‌شود، ممکن است ظرف تحقق در ذهن باشد. چطور اینکه شما امکان را حمل بر زید مى‌کنید ولى ظرف تحقق امکان ذهن است نه خارج. بله، زید خارج متصف به امکان است.

  • ولى من‌باب‌مثال ما چطور در قضیۀ اتصاف شى‌ء به حال متعلَّق، این مطلب را مى‌گوییم که «جائنى زیدٌ ضاربٌ أبوه»، الآن «ضارب» صفت براى «زید» است ولى متّصف به این صفت، «أب» است، این ظرف به حال متعلَّق است. یعنى این «زید» متّصف به این «ضارب» است، زیدى که وصفش این است که پدرش زننده است ولى صحبت در این است که آن اتّصاف حقیقى به پدر تعلق گرفته است، پدر زده است زید که نزده است. فقط در اینجا از نقطه‌نظر تعلّقى که در این جمله به‌واسطۀ ضمیر در «أبوه» برقرار شده است، ما در اینجا «ضارب» را صفت براى زید مى‌آوریم، والاّ اگر آن ضمیر در «أبوه» نبود اصلاً زید سرش بى‌کلاه بود و هیچ نوع ارتباط و علقه‌اى بین زید و بین پدر وجود نداشت، حالا پدرش زده است به این چه مربوط است؟!