
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
نقد تصور وجود خارجی امکان پیش از تحقق اشیاء
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه در این جلسه بهعنوان محور اصلی بحث درباره نسبت امکان با تحقق اشیاء بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه مباحث «زیادت امکان بر ماهیت» توضیح میدهند که آیا امکان یک امر خارجیِ مقدم بر وجود اشیاء است یا صرفاً به تحلیل عقل از ماهیت برمیگردد. سپس تمایز میان امکان ذاتی و امکان استعدادى روشن میشود؛ امکان ذاتی مربوط به خود ماهیت و قابل حمل بر شیء در هر حال است، حتی پس از تحقق وجود، در حالی که امکان استعدادى به آمادگی ماده برای پذیرش صورتهای بعدی در حرکت تدریجی مربوط است. در ادامه، اشکال تصور تسلسل بینهایت امکانات در حوادث و پاسخ به خلط میان این دو نوع امکان بررسی میشود. نتیجه جلسه این است که امکان ذاتی امر خارجی مستقل نیست و خلط آن با امکان استعدادى منشأ بسیاری از اشکالات در این بحث فلسفی شده است.
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
5ولى ایشان مىفرمایند که این مطلب با آن امکان ذاتى که ما در آن بحث مىکنیم و ایشان از معقولات ثانیه می داند، این چه ربطى به آن دارد؟ آن امکان ذاتى، متعلقش ذات است و ماهیت است، این امکان ذاتى متعلقش همان ماده خارجى است. و اگر قرار بر این باشد که این امکان ذاتى شما همان امکان استعدادى ما باشد بنابراین نتیجهاش این است که از باب اینکه حوادث خارجى که مىخواهند انجام بگیرند، این حوادث لا انتهى هستند، این حوادث حدّ یقفى ندارند. شما تصور کنید یک دانۀ سیب و تخم سیبی را که در زمین مىکارید، این تا تبدیل به یک سیب بشود که در درخت هست میلیاردها [صورت] و بلکه اصلاً قابل تصور نیست که چند صورت بهخود مىگیرد! در هر آنى از آنات حال عوض مىکند، وضع عوض مىکند. شما هر روز بیایید مىبینید یک چیزى شد. الآن یک ذره درآمد، فردا مىآیید یک ذره بیشتر از آن درآمد، بعد مىآید و این مدام زیاد درمیآید، تا اینکه سبز مىشود، بعد شاخه مىشود و بالا مىآید و درخت مىشود، چوب مىشود، حسابى میشود، برگ میدهد، شکوفه مىدهد. اگر از این اول تا آخر بخواهید نگاه کنید مىبینید میلیاردها صورت همینطور مدام بهخود گرفته و گرفته، تا تبدیل به یک سیب شده است. این تخم سیبى است که شما مىکارید.
اگر قرار باشد که براى هر مرتبهاى یک امکان ذاتى باشد، معنایش این است که همراه با تخم سیبى که مىکارید میلیاردها امکان درکنار آن ردیف شده باشد. چون فرض این است که هر مرتبه، یک امکان ذاتى خاص به خودش را دارد دیگر. این تخم سیب که الآن مىخواهد جوانه بزند، این یک صورتى دارد که با صورت قبلى فرق دارد، یک امکان ذاتى دارد. پس این امکان ذاتى هم باید درست شده باشد که شما نمىبینید. بعد آنوقت این هم مىخواهد دوباره تبدیل بشود. فرض این است که امکان ذاتىاش باید قبلاً در اینجا آماده به خدمت وجود داشته باشد، پس بهمحض اینکه شما این دانه سیب را در دستتان مىگیرید، این از سنگینى مثل کوه ابوقبیس یا کوه دماوند بیفتد! بهخاطر اینکه آنها هم بالاخره سنگین هستند دیگر. این امکانات هر کدامشان یک سیر وزن داشته باشد، با یک دانه سیب، یک کوهى هم از این طرف، امکانهایى که حالا بعد میخواهد برگردد و تبدیل به [وجود شود.]
