
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
نقد تصور وجود خارجی امکان پیش از تحقق اشیاء
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه در این جلسه بهعنوان محور اصلی بحث درباره نسبت امکان با تحقق اشیاء بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه مباحث «زیادت امکان بر ماهیت» توضیح میدهند که آیا امکان یک امر خارجیِ مقدم بر وجود اشیاء است یا صرفاً به تحلیل عقل از ماهیت برمیگردد. سپس تمایز میان امکان ذاتی و امکان استعدادى روشن میشود؛ امکان ذاتی مربوط به خود ماهیت و قابل حمل بر شیء در هر حال است، حتی پس از تحقق وجود، در حالی که امکان استعدادى به آمادگی ماده برای پذیرش صورتهای بعدی در حرکت تدریجی مربوط است. در ادامه، اشکال تصور تسلسل بینهایت امکانات در حوادث و پاسخ به خلط میان این دو نوع امکان بررسی میشود. نتیجه جلسه این است که امکان ذاتی امر خارجی مستقل نیست و خلط آن با امکان استعدادى منشأ بسیاری از اشکالات در این بحث فلسفی شده است.
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
6تلمیذ: در مورد امکان استعدادى هم مىآید.
استاد: امکان استعدادى فقط متوقف به همان حالت قبلى خودش است.
تلمیذ: امکان ذاتى هم همین است.
استاد: نه، اینها مىگویند: امکان ذاتى قبل از ماهیت است. وقتى که قبل از ماهیت بود دیگر حد یقف ندارد.
تلمیذ: قبل از ماهیت اینکه آن مادهاى که قابلیت صورت را دارد و صورت جدید را مىخواهد انتخاب کند، آن امکان ذاتى هم با آن قبلیت هست.
استاد: آخر اینها مىگویند که مسبوق به زمانى است. وقتى که شما امکان ذاتى را مسبوق به زمان بدانید، دیگر براى زمان که نمیخواهید حد تعریف کنید، این از کجا است؟! شما چه دلیلى دارید براى اینکه باید حتماً آنجا باشد؟! ما مىگوییم: زید، ماهیت است. شما مىگویید: مسبوق به زمان است. بسیار خوب، الآن زید اصلاً یک سال دیگر مىخواهد تازه نطفهاش منعقد بشود، اینها مىگویند: امکان آن الآن باید وجود داشته باشد. چه کسى گفته است که حالا آنها مىگویند: آن موقع است، آن موقع چه دلیلى داریم؟! نهخیر، ما مىگوییم: الآن این موقع است.
تلمیذ: ما مىگوییم: چون ماده تدریج الحصول است ... .
استاد: اینها اصلاً به این کار ندارند. اصلاً بحث اینها راجع به این نیست. اینها مىگویند: امکان ذاتى قبل از آن است، اصلاً به ماده کار ندارند.
تلمیذ: ما مىگوییم: بحث ما روى حوادث زمانیه است نه حوادث ذاتیه.
استاد: خب الآن هم مسبوقیت صدق مىکند. زیدِ یک سال دیگر که مىخواهد بهدنیا بیاید، الآن باید امکان آن وجود داشته باشد.
تلمیذ: الآن نیست دیگر.
استاد: چرا نیست؟!
تلمیذ: چون خود ماده تدریج الحصول است، باید امکان ذاتى آن هم قبل از اینکه تحقق یابد باشد.
استاد: نهخیر، چه کسى گفته است؟!
تلمیذ: اصلاً امکان ندارد.
استاد: چرا امکان ندارد؟!
تلمیذ: براى اینکه ما الآن اگر معجزه هم بکنیم نمىتوانیم این را ایجاد کنیم!
استاد: این جعل جاعل وقتى که مىخواهد به ماهیت تعلق بگیرد، جعل جاعل به ماهیت در همان دم اول که تعلق نمىگیرد! الآن هم صدق مىکند بر اینکه اینها سابق است. الآن هم صدق مىکند. الآن جعل جاعل تعلق مىگیرد به یک مادهاى که سال دیگر هست. آیا شما الآن نمىگویید: این که سال دیگر بهدنیا میآید ممکن است؟! خب نباید اصلاً بگویید ممکن است! اصلاً شما نباید بتوانید بگویید: ممکن است! این را مىخواهم بگویم. اینکه الآن شما مىتوانید بگویید: ممکن است، یعنى چه؟ یعنى این حالت شما باید سابق باشد بر آن مادهاى که مىخواهد وجود پیدا کند. پس کجا است؟! این غیر از امکان استعدادى است که اصلاً ما در ... .
