
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
نقد تصور وجود خارجی امکان پیش از تحقق اشیاء
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه در این جلسه بهعنوان محور اصلی بحث درباره نسبت امکان با تحقق اشیاء بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه مباحث «زیادت امکان بر ماهیت» توضیح میدهند که آیا امکان یک امر خارجیِ مقدم بر وجود اشیاء است یا صرفاً به تحلیل عقل از ماهیت برمیگردد. سپس تمایز میان امکان ذاتی و امکان استعدادى روشن میشود؛ امکان ذاتی مربوط به خود ماهیت و قابل حمل بر شیء در هر حال است، حتی پس از تحقق وجود، در حالی که امکان استعدادى به آمادگی ماده برای پذیرش صورتهای بعدی در حرکت تدریجی مربوط است. در ادامه، اشکال تصور تسلسل بینهایت امکانات در حوادث و پاسخ به خلط میان این دو نوع امکان بررسی میشود. نتیجه جلسه این است که امکان ذاتی امر خارجی مستقل نیست و خلط آن با امکان استعدادى منشأ بسیاری از اشکالات در این بحث فلسفی شده است.
امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه
1درس دویست و هشتم
بررسی قول به زیادت امکان بر ماهیت (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
برگشت دلیل چهارم زیادت امکان بر وجود به خود امکان
دلیل چهارمى که براى تحقق خارجى امکان ذکر مىکنند مربوط به خود امکان است. به سهتاى دیگر آنها یا دوتاى دیگر آنها یا به سایر معقولات ثانیه فلسفیه برنمىگردد بلکه اختصاص به خود امکان دارد. و آن دلیل همانطور که عرض شد این بود که شکى نیست که حوادث خارجیه، چه آن حادث، حادث زمانى باشد و چه آن حادث، حادث ذاتى باشد، یعنى سبق زمان داشته باشد یا سبق زمان نداشته باشد مانند مجردات، در اینجا مسبوق به امکان است و امکان باید قبل از او وجود داشته باشد. چون اگر مسبوق به امکان نباشد بنابراین لازمهاش این است که در خارج، این امر یا ضرورة الوجود باشد یا ضرورة العدم. در هر کدام از ایندو معنی ندارد که جعل فاعل به تحقق خارجى آن ذات تعلق بگیرد، به جهت اینکه اگر ضرورة الوجود باشد خب تحصیل حاصل که نمىشود و اگر ضرورة العدم باشد باز در آنجا فاعل تام نمىتواند در ضرورة العدم مؤثر واقع بشود.
تلمیذ: کسى که نفى امکان مىکند، نفى وجوب و نفى امتناع هم مىکند. کسى که نفى امکان مىکند مىگوید: در خارج امکان نیست، وجوب هم نیست، امتناع هم نیست.
استاد: نه، اینها مىگویند: هست. ما فعلاً دلیل آن کسانى را نقل میکنیم که مىگویند: هست. آنها مىگویند: اگر نباشد، امکان ... .
تلمیذ: مىگوید: دیگر این اشکال هم بهوجود نمىآید، چون ضرورت و امتناع هم در خارج نیست.
استاد: چرا در خارج نیست؟! او مىگوید: هست دیگر. او مىگوید: جهت آن این است که بالاخره ما این مسئله را پذیرفتهایم و این مسلم است که ذوات ممکنه در حدوثشان مسبوق به امکان هستند؛ هر ذات ممکنی، حالا چه حادث زمانى باشند یا حادث ذاتى باشند، این مسلم است. حالا که مسلم شد، بنا بر این فرض، ما داریم این مسئله را اقامه مىکنیم. یعنى مسلم این است که حوادث ذاتى، کلُّ حادثٍ هو ممکنُ الوجود، لا ضرورىُّ الوجود. وقتى که ممکن الوجود شد پس مسبوق به امکان است. پس باید امکان در خارج باشد تا اینکه این حادث بعد از آن امکان تحقق پیدا بکند.
