
زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات
نقد امکان استعدادى و امکان ذاتى و خلط آن دو
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی این اشکال میپردازد که اگر برای تحقق هر حادثهای در خارج، امکانِ پیشینی لازم باشد، لازمهاش وجود بینهایت امکان بالفعل در سلسله حوادث آینده است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در تبیین کلام مرحوم آخوند توضیح میدهد که قائلان به این نظریه یا امکانها را متکافئ و غیرمرتبط میدانند یا آنها را در سلسلهای نامتناهی فرض میکنند. سپس روشن میشود که خلط میان امکان استعدادى (مرتبط با ماده و قوه خارجی) و امکان ذاتی (نسبت ماهیت به وجود) منشأ این اشکال است. در تحلیل فلسفی بیان میشود که امکان ذاتی، امر واحد و غیرقابل تمایز است و چون معدومات نمیتوانند مابهالامتیاز باشند، تعدد واقعی برای این امکانات قابل تصور نیست. همچنین تصور تفصیلی بینهایت در ذهن نیز محال دانسته میشود و تنها تصور اجمالی آن ممکن است. نتیجه بحث این است که فرض وجود امکانات نامتناهی پیشینی برای تحقق حوادث، هم از نظر خارج و هم ذهن، قابل قبول نیست و به تسلسل باطل میانجامد.
زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات
2مىگویند: بعضىها به همین شهر شما رفته بودند. اول آن شهر یک میدانى دارد که سالها بود مىخواستند میدان را به دو روز درست کنند. به دو روز آن میدان را درست کردند و گل کاشتند و چمن آوردند و کاشتند و شد مثل آنکه سالهاى سال در طرح برنامۀ 25 ساله یا 250 سالۀ آینده بوده است. بعد وقتی که آن آقا داشته صحبت مىکرده یکى گفته است: «مقدم شما خیلى با خیر و برکت بوده است، ای کاش زودتر تشریف مىآوردید!» کارى که 250 سال قولش را داده بودید و سالها مانده بود، به دو روز انجام بشود این مشخص است که بالأخره مملکت ما یک امکانات بالقوهاى دارد!! علیأیحال بحث فلسفى را نباید با بحث سیاسى قاطى کرد!! بحثهای فلسفى را باید در جاى خودش گذاشت و هیچ استفادهاى هم نباید از آن کرد!! مثل بحثهاى فقهى، بحثهاى اخلاقى، بحثهاى عرفانى، اینها همه را باید فقط بحثش را کرد اما هیچ حرفى از آن نباید زد!! لذا مىخواستم خدمتتان این نکته را یادآورى کنم که از این بحثها استفادهای نکنید که برهان قاطع وجود دارد!! بله، نفهمیدیم که بالأخره چه شد اینهایى که پىگیرى مىکردند و چهکار میکردند!! علیاىّحال مىگویند: «المُلکُ عَقیمٌ».1 اگر شخصى بیاید در اینجا مسئله را اینطور مطرح کند.
چون بحثى که دیروز بود و امروز هم خود مرحوم آخوند بهدنبالش مسئله را یکقدری بازتر مىکنند، در وجه اول از دو وجهى که امتناع این مسئله را مطرح مىکنند، این بود که اگر یک امرى بخواهد تحقق پیدا کند اینها مىگفتند که باید قبلاً امکانش تحقق پیدا کند، چون امکان سابق بر وجود است، و چون سلسله حوادثی که مترتب بر آینده است این سلسله حوادث غیرمتناهى است پس باید بالفعل امکانهای غیرمتناهیهاى وجود داشته باشند درحالتیکه این مستحیل است.
اگر اینها بخواهند بگویند که نه، هر وقتی که یک حادثهاى مىخواهد انجام بگیرد، امکانش هم در همان زمان پیدا مىشود؛ مثلاً در بحث امکان استعدادى یا کیفیت استعدادى، ـ بعداً مىگوییم ـ کیفیت استعدادىای که در نطفه هست آن کیفیت استعدادى در علقه نیست و آن کیفیت استعدادىای که در علقه هست آن کیفیت استعدادى در نطفه نیست. در هر مرتبهاى از مراتب کمالیه یک کیفیت استعدادیۀ مختص به خود آن مرتبه وجود دارد که نه قبل از آن وجود داشت و نه بعد از آن وجود دارد. بعد از آن دیگر فعلیت است. اگرچه بعدش باز دوباره یک استعداد برای یک مرتبه بالاتر هست.
- . بحار الأنوار، ج 48، ص 129 و ج 31، ص 86.
