اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات

نقد امکان استعدادى و امکان ذاتى و خلط آن دو

0
اسفار
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی این اشکال می‌پردازد که اگر برای تحقق هر حادثه‌ای در خارج، امکانِ پیشینی لازم باشد، لازمه‌اش وجود بی‌نهایت امکان بالفعل در سلسله حوادث آینده است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در تبیین کلام مرحوم آخوند توضیح می‌دهد که قائلان به این نظریه یا امکان‌ها را متکافئ و غیرمرتبط می‌دانند یا آن‌ها را در سلسله‌ای نامتناهی فرض می‌کنند. سپس روشن می‌شود که خلط میان امکان استعدادى (مرتبط با ماده و قوه خارجی) و امکان ذاتی (نسبت ماهیت به وجود) منشأ این اشکال است. در تحلیل فلسفی بیان می‌شود که امکان ذاتی، امر واحد و غیرقابل تمایز است و چون معدومات نمی‌توانند مابه‌الامتیاز باشند، تعدد واقعی برای این امکانات قابل تصور نیست. همچنین تصور تفصیلی بی‌نهایت در ذهن نیز محال دانسته می‌شود و تنها تصور اجمالی آن ممکن است. نتیجه بحث این است که فرض وجود امکانات نامتناهی پیشینی برای تحقق حوادث، هم از نظر خارج و هم ذهن، قابل قبول نیست و به تسلسل باطل می‌انجامد.

زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات

3
  • اینها مى‌گویند: در هر مرتبه‌اى یک امکانى مثل همان کیفیت استعدادیه که اختصاص به خود آن مرتبه هست وجود داشته باشد، بنابراین اینها مترتبه نیستند بلکه متکافئین هستند. یعنى در هر لحظه از لحظات، یک امکان هست و این مرتبۀ غیرمتناهیه را در اینجا که یکی مترتب بر دیگرى است و موجب تسلسل و بطلان خواهد شد، این را برمى‌دارد.

  • جهات خلط در مسئله و ایجاد اشکال امکانات غیرمتناهیه

  • جوابى که مرحوم آخوند از این مسئله مى‌دهند مى‌گویند: دو وجه است:

  • وجه اول این است که خلط بین امکان استعدادى و بین امکان ذاتى در اینجا براى شما پیدا شده است، و جهتش هم این است که امکان استعدادى عبارت است از تهیؤ مادۀ خارجى براى قبول یک صورت. بحث این است که ما در اینجا مادۀ خارجى نداریم، اصلاً مادۀ خارجى وجود ندارد. چیزى که بعداً مى‌خواهد تحقق پیدا بکند ما الآن مى‌گوییم: امکانش به‌عنوان پیش‌آهنگ و مقدمة‌الجیش در این دنیا آمده است و هنوز چیزى وجود پیدا نکرده است پس مادۀ خارجى در اینجا ندارد و وقتى‌ که مادۀ خارجى نداشت، نسبت هر امکان ذاتى به ماهیت با امکان ذاتى به ماهیت دیگر على‌السواء است، جهتش این است که خود امکان ذاتى فى‌حدنفسه با هم فرقى ندارند. بله، حامل امکان ذاتى که عبارت از هیولا است و آن هیولا که مادة المواد و مادۀ اولیه‌ای که می‌خواهد این امکان ذاتى را به مرتبۀ وجود بیاورد، آن یک امر مبهم و مجملى است؛ آن که در خارج‌ مى‌خواهد تحقق پیدا کند. و شکى نیست که آنچه موجب تشخص خارجى است آن وجود است. یعنى خود امکان ذاتى اختلافى با همدیگر ندارند تااینکه آن اختلاف موجب تعدد و تمیز آنها بشود، و هر شیئی که در خارج بخواهد وجود پیدا کند متعدد است و متمایز از دیگرى خواهد بود. من‌باب‌مثال اگر زید بخواهد در خارج وجود پیدا کند، حتى اگر از جمیع جهات با آن دو قلوى خودش یکسان باشد باز وقتى‌ که شما اینها را نگاه مى‌کنید دو وجود متمایز از هم مى‌بینید که هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند گرچه شکلشان شبیه هم هست، ولى خود نفس تعدد وجود خارجى موجب تمیز و موجب اختلاف بین اینها خواهد بود.