اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات

نقد امکان استعدادى و امکان ذاتى و خلط آن دو

0
اسفار
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی این اشکال می‌پردازد که اگر برای تحقق هر حادثه‌ای در خارج، امکانِ پیشینی لازم باشد، لازمه‌اش وجود بی‌نهایت امکان بالفعل در سلسله حوادث آینده است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در تبیین کلام مرحوم آخوند توضیح می‌دهد که قائلان به این نظریه یا امکان‌ها را متکافئ و غیرمرتبط می‌دانند یا آن‌ها را در سلسله‌ای نامتناهی فرض می‌کنند. سپس روشن می‌شود که خلط میان امکان استعدادى (مرتبط با ماده و قوه خارجی) و امکان ذاتی (نسبت ماهیت به وجود) منشأ این اشکال است. در تحلیل فلسفی بیان می‌شود که امکان ذاتی، امر واحد و غیرقابل تمایز است و چون معدومات نمی‌توانند مابه‌الامتیاز باشند، تعدد واقعی برای این امکانات قابل تصور نیست. همچنین تصور تفصیلی بی‌نهایت در ذهن نیز محال دانسته می‌شود و تنها تصور اجمالی آن ممکن است. نتیجه بحث این است که فرض وجود امکانات نامتناهی پیشینی برای تحقق حوادث، هم از نظر خارج و هم ذهن، قابل قبول نیست و به تسلسل باطل می‌انجامد.

زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات

1
  • درس دویست و نهم

  • بررسی قول به زیادت امکان بر ماهیت (5)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و ربما یَرتکب مِنهم مُرتکبُ حصولِ سلسلةِ الإمکاناتِ الغیرِ المتناهیةِ بأن یقولَ: هی غیرُ مترتبةٍ بل متکافئةٌ لِکلِّ حادثٍ إمکانٌ یخُصُّه لکنّا نُبیِّن أنَّ اجتماعَ الإمکاناتِ الغیرِ المتناهیةِ مستحیلٌ مِن وجهین.1

  • اشکال تحقق امکانات غیرمتناهیه و تسلسل بنا بر فرض زیادت امکان بر وجود

  • با اینکه مسئلۀ دیگر روشن است ولی موشکافى ایشان در اینجا یک‌قدرى بحث را طولانى مى‌کند، ولى قضیه معلوم است.

  • دیروز عرض شد که اگر قرار باشد امکان وجود خارجى داشته باشد باید براى تحقق یک شى‌ء ـ چون در سلسلۀ صعودىِ حرکت جوهرى قرار دارد؛ چه سیر نزولى یا سیر صعودى هرکدام از این دو ـ امکانات غیرمتناهیۀ بالفعل در خارج موجود باشد. اگر اینها بگویند: نه، لازم نیست الآن امکانات غیرمتناهیه باشد بلکه هر حادثى یک امکانى را مى‌طلبد که در وقت خودش قبل از آن حادث، آن امکان زاییده مى‌شود؛ قبل از آن وقتى‌که [حادث] بیاید. اول [امکان] مى‌آید بعد آن شى‌ء خودش هم وجود پیدا مى‌کند. من‌باب‌مثال هر رئیس‌جمهورى یا هر وزیرى بخواهد یک‌ جا برود، قبلاً یک‌عده آنجا مى‌روند و زمینه را براى استقبال از جناب وزیر یا حضرت رئیس‌جمهور یا هر کسی دیگر آماده می‌کنند. همین‌طورى که بلند نمى‌شود برود؛ اگر همین‌طورى برود مسئله خیلى فرق مى‌کند.

  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام جواسیسی داشتند که این جواسیس در شهرها بودند، یک‌دفعه یکى وسط بازار می‌رفت بدون اینکه قبلاً خبر بدهد و بازار را طاق و نصرت ببندند که مثلاً حضرت داروغه یا شخصى که از طرف او فرستاده شده یا مفتّش و... مى‌خواهد بیاید، گاو بکشند و گوسفند بکشند و آنچه که فعلاً متداول است از پول بیت‌المال! نه، یک‌دفعه [از طرف حضرت] به یک ‌جا می‌رفت تا اینکه ببیند چه خبر است. این‌طور اگر باشد آن حاکم مى‌داند که مملکتش و مردمش چه مسئله‌اى دارند. ولی اگر نه، از اول قرار باشد یک‌عده بروند و زمینه را آماده کنند و بعد هم در پلاکارت در همۀ شهر بزنند و بعد هم تلویزیون و رادیو مدام مردم را تشویق و تبلیغ بکند و بعد هم که مردم می‌روند‌ مى‌گویند: بله، مردم [استقبال کردند!] و اگر کسى نرود، اصناف و... را در فشار بگذارند و بگویند: سهمیه‌ات را مى‌بُریم و چه‌کار می‌کنیم و... و عکس هم مى‌گیرند که این‌طور است و بعد هم یک هفته نشان می‌دهند و... ! خب این قسم، مشمول بحث ما است که هر شیئی که مى‌خواهد وجود پیدا کند تقریباً از یک ‌سال قبل، امکانش در خارج تحقق پیدا مى‌کند، و بعد از یک ‌سال هم خود آن ماهیت در خارج وجود پیدا می‌کند!!

    1. الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 182.