
خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود
نسبت امکان با ترکیب، نیاز و تعین وجود
خصوصیات ممکن بالذات در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی لوازم امکان ذاتی و نسبت آن با ترکیب ماهیت و وجود میپردازد. محور بحث از این قرار است که هر ممکن بالذات در تحلیل عقلی، مرکب از ماهیت و وجود دانسته میشود و همین ترکیب زمینه طرح نسبت نیاز، فقر و تعین را فراهم میکند. سپس با مقایسه میان صورت و ماده و نیز ماهیت و وجود، روشن میشود که ماهیت بدون وجود در خارج تحقق ندارد و وجود مایه خروج آن از ابهام است و آثار خاص از همین مرتبه ناشی میشوند. در ادامه تفاوت نگاه به عالم امکان با واجب الوجود بیان میشود و اینکه بساطت وجودی در قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» به معنای نفی کثرت واقعی نیست بلکه ظهور مراتب است. در نهایت جلسه نشان میدهد که تفکیک کامل میان حقیقت بسیط و تعینات، به نوعی ثنویت منتهی میشود و فهم درست آن در گرو درک مراتب وجود است.
خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود
1درس دویست و یازدهم
خصوصیات ممکن بالذات (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل (10)
یُذکَرُ فیه خواصُ الممکنِ بالذاتِ
و إنّما أخّرنا ذکرَ خواصِ الواجبِ بالذات إلى قسمِ الربوبیّات لأنّ اللائقَ بذکرِها أسلوبٌ آخرُ مِن النظرِ لجلالِه ذکرُها عن أن یکونَ واقعًا فی أثناءِ أحکامِ المفهوماتِ الکلیةِ و خواصِّ المعانی العقلیةِ الانتزاعیةِ.1
لوازم امکان ذاتی اشیاء
در این فصل ایشان به لوازم امکان ذاتى اشیاء اشاره مىکنند که هر ممکن بالذاتى و ماهیات ممکنهای باید داراى چه احکامى باشند و چه خواصى دارند. از باب نمونه یکى از آن خواص این است بایستى هر امکانى داراى یک زوج ترکیبى باشد؛ چطور اینکه مرحوم حاجى هم مىفرمایند. یا اینکه هر ممکن بالذاتى از یک ماهیت و از یک وجود ترکیب شده است، هر ممکن بالذاتى قابلیت تعدد و کثرت و شریک را برمىدارد. اینها احکام و قواعد فلسفى است که مترتب بر مسئلۀ ممکن بالذات است.
و درقبالش مسئلۀ واجب الوجود است به ضرورت ذاتیه یا به تعبیر مرحوم آخوند به ضرورت ازلیه که درقبال ترکّب، حکم به بساطت آن ذات مىشود. چون لازمۀ مسئلۀ ضرورت ازلیه، مسئلۀ بساطت ذات و عدم ترکب است. و یا درقبال قبول شرکت، مسئلۀ احدیت و فردانیت واجب الوجود مطرح است. درقبال احتیاج به غیر، زمینۀ استغناء واجب الوجود از غیرْ مطرح است. یعنى آنچه که اینطرف از جهات کثرت و جهات نقص، خاصیت او تلقّى مىشود، آنطرف درمقابلش جهات استکمالیۀ او بهحساب مىآید.
اختلاف خصوصیات واجب الوجود و ممکن الوجود
مطلبى که ایشان در ابتدا مىفرمایند این است که ما بحث واجب الوجود بالذات را در اینجا مطرح نکردیم و به خواص ممکن پرداختیم. جهتش این است که فعلاً ما در مورد مفاهیم عامه بحث مىکنیم و منتزعات عقلیه که عبارت از امکان و ماهیت و جنس و فصل و نوعیت است و آن امورى که بر اینها مترتب است که اینها امور انتزاعى هستند و این امور انتزاعى از محسوس خارجى طبعاً انتزاع مىشود. و مسئلۀ واجب الوجود مسئلۀ بسیار أعلی و أشرف از این مفاهیم انتزاعیه است. بهعبارتدیگر ما در بحث واجب الوجود، از خود حقیقت و خواص مترتبۀ بر وجود خارجی واجب الوجود بحث مىکنیم درحالىکه در مسائل ماهیت و وجود و... از امور انتزاعى بحث مىکنیم، چون ماهیت یک مسئلۀ انتزاعى است. عقل از محدودیت وجود یک مطلبى را انتزاع مىکند و اسمش را ماهیت مىگذارد، و حاکى از آن وجود خارجى و تعین، اسمش را موجودٌ مىگذارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 187.
