
تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت
نسبت وجود، قوه و فعلیت در عقول و نفوس
تمایز ممکنات از واجب الوجود در این جلسه به بررسی نسبت میان وجود واجب و مراتب وجودی ممکنات از نظر وحدت و کثرت اختصاص دارد و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نشان میدهد که هر موجود امکانی آمیزهای از قوه و فعلیت است. بحث با تبیین مراتب نزولی وجود از عقول تا عالم ماده ادامه مییابد و توضیح داده میشود که هرچه مرتبه وجودی شدیدتر و بسیطتر باشد، وحدت آن به وحدت حقیقی نزدیکتر است، در حالی که در مراتب پایینتر، ترکیب و کثرت بیشتر دیده میشود. همچنین تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری در توضیح اتحاد عالم و معلوم بیان شده و روشن میشود که در مراتب بالای وجود، ادراک به صورت اتحاد وجودی تحقق مییابد نه صرف دریافت ذهنی. این جلسه در نهایت نشان میدهد که وحدت حقیقی تنها در واجب الوجود است و سایر موجودات به نسبت دوری یا نزدیکی به او دارای مراتب مختلفی از وحدت و کثرت هستند.
تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت
توضیحات:
تمایز ممکنات از واجب الوجود در این جلسه به بررسی نسبت میان وجود واجب و مراتب وجودی ممکنات از نظر وحدت و کثرت اختصاص دارد و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نشان میدهد که هر موجود امکانی آمیزهای از قوه و فعلیت است. بحث با تبیین مراتب نزولی وجود از عقول تا عالم ماده ادامه مییابد و توضیح داده میشود که هرچه مرتبه وجودی شدیدتر و بسیطتر باشد، وحدت آن به وحدت حقیقی نزدیکتر است، در حالی که در مراتب پایینتر، ترکیب و کثرت بیشتر دیده میشود. همچنین تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری در توضیح اتحاد عالم و معلوم بیان شده و روشن میشود که در مراتب بالای وجود، ادراک به صورت اتحاد وجودی تحقق مییابد نه صرف دریافت ذهنی. این جلسه در نهایت نشان میدهد که وحدت حقیقی تنها در واجب الوجود است و سایر موجودات به نسبت دوری یا نزدیکی به او دارای مراتب مختلفی از وحدت و کثرت هستند.
تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت
9و هی التی أفاضَت سائرَ الوحداتِ على الترتیبِ النزولیِ فکلّما کان أشدَّ وحدةً کان أقربَ إلى الوحدةِ الحقةِ کالوحدةِ الشخصیةِ للعقلِ الأولِ التی هی بعینِها وجودُه و تشخُّصُه ثمّ وحدةِ سائرِ العقولِ الفعالةِ ثمّ وحدةِ النفوسِ ثمّ وحدةِ الصورِ ثمّ الوحدةِ الاتصالیةِ الجسمیةِ التی هی کثرةٌ بالقوةِ مِن غیرِ أن تُجامِعَها ثمّ وحدةِ الهیولى التی هی بعینِها جامعةٌ لکثرتِها و تفصیلِها إلى الحقائقِ النوعیةِ و الشخصیةِ لأنّها وحدةٌ إبهامیّةٌ جنسیّةٌ.1
«و این همان وحدتی است که دیگر وحدتها را بر ترتیب نزولی و فرود آمدن افاضه و بخشش میکند. پس هرچه وحدتش شدیدتر باشد به وحدت حقیقی نزدیکتر است، مانند وحدت شخصی برای عقل اول که بهعینه وجود و تشخص آن است. سپس وحدت دیگر عقول فعال است. پس از آن وحدت نفوس است و بعد وحدت صور، دیگر وحدت اتصالی جسمی است که خود کثرت بالقوه است بدون آنکه با آن جمع آید. و پس از همه وحدت هیولی است که بهعینه جامع کثرت آن و تفصیلش به حقایق نوعی و شخصی میباشد، چون ان وحدت ابهامی جنسی است.»]
اللهم صلّ علی محمد و آل محمد
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 187 ـ 188.
