
خصوصیات ممکن بالذات: ترکیب و وحدت ذهنی
نسبت مفاهیم ذهنی با امتناع و امکان در ترکیبها
امکان ذاتی و ترکیب مفهومی در ممکن بالذات جلسه به بررسی نکته میپردازد که در موجودات ممکن، ترکیب واقعی در خارج تنها در صورت وحدت حقیقی معنا دارد و بسیاری از ترکیباتی که ذهن تصور میکند صرفاً مفهومی و ذهنی هستند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در مواردی مانند اجتماع دو واجب یا دو ممتنع، مصداق خارجی برای ترکیب وجود ندارد و آنچه رخ میدهد صرفاً تصور ذهنی است که به حمل اوّلی قابل فهم است اما در خارج محال است. در ادامه، نقش وحدت در تحقق وجود بررسی میشود و بیان میگردد که هر جا وجود حقیقی باشد، وحدت نیز حضور دارد و فقدان وحدت به معنای عدم تحقق وجود مستقل است و مفاهیم ذهنی حتی در صورت تصور به مصداق خارجی تبدیل نمیشوند. در پایان، نتیجه جلسه این است که بسیاری از ترکیبات فرضی، از جمله ترکیب ممتنع با واجب یا اجتماع نقیضین، تنها در سطح ذهن معنا دارند و در خارج فاقد تحققاند.
خصوصیات ممکن بالذات: ترکیب و وحدت ذهنی
1درس دویست و چهاردهم
خصوصیات ممکن بالذات (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در ممکن بالذات، علت وجود مرکب همان علت اجزاء است
مطلبى را که مرحوم آخوند راجع به خواص ممکن بالذات نقل مىکنند این است که در بحث امکان ذاتى، علت برای وجود مرکب، علت براى وجود اجزاء است. یعنى ممکن بالذات به آن ماهیتى اطلاق مىشود که آن علت وجود خارجى جزء، همان علت براى وجود مرکب است. یعنى آن ماهیت در ترکّب خودش احتیاج به یک وجود خارجى آن اجزاء دارد، اما در ترکّب از دو واجب یا در ترکّب از دو ممتنع یا ترکّب از یک واجب و ممتنع، مرحوم آخوند مىفرمایند که مصداق این مرکب، چیز خارجى غیر از نفس تحقق همان شىء در ذهن نیست. بهعبارتدیگر ذهن در ترکب دو واجب یا در دو ممتنع، مثل اجتماع نقیضین یا همانطور که در آن روز بحث شد مثل تصور عدم مطلق یا حتى فرق نمىکند مثل تصور عدم نسبى، عدم جزء مثل عدم زید و عدم بکر و عدم خالد، در اینها ذهن مابإزاء خارجى براى این معدوم و براى این امر ممتنع تصور نمىکند. بلکه نفس تصور همان امر ممتنع مانند شریک البارى، همان مصداق براى وجود آن شریک البارى است منتها در وعاء ذهن.
صحبت در این است که آن صدقیّت قضیه و صدقیّت موضوع و محمول ما و ربط بین آن موضوع و محمول ما، صادق بودنش عبارت است از حکمى که نفس بر آن قضیه مىکند از نقطهنظر انطباق خارجى، نه از نظر وجود خارجى. وقتى که ذهن مىگوید: «شریک البارى ممتنعٌ» از کجا مىگوییم این قضیه صادق است؟ به جهت اینکه در انطباق این مسئله با واقعیت خارجى، ذهن حکم به امتناع مىکند. اگر بگوییم: «شریک البارى موجودٌ» این قضیه از کجا قضیۀ کاذب است؟ از آنجایى که ذهن، حکم به وجود خارجى شریک البارى کرده است در حالتى که برهان برخلاف این حکم مىکند. بنابراین در هر دو قضیۀ ما که مىگوییم: «شریک البارى ممکنٌ» یا «شریک البارى ممتنعٌ»، در هر دوى اینها لامحاله یک قضیۀ ذهنیه تحقق پیدا کرده، در پروندۀ ذهن ما مسئلهاى بهعنوان شریک البارى ثبت شده است. و این نهتنها در ذهن ما بلکه خود خدا هم از این شریک البارى خبر مىدهد، منتها به امتناعش خبر مىدهد، مثلاً در قرآن می فرماید: ﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ﴾1 یا مىفرماید: ﴿لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَهُ لَفَسَدَتَا﴾2. خود خدا هم حکم به امتناع شریک البارى کرده و شریک الباری را آورده منتها بعد حکم به امتناعش مىکند.
- . سوره یونس (10) آیه 34.
- . سوره انبیاء (21) آیه 22.
