اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات ممکن بالذات: ترکیب و وحدت ذهنی

نسبت مفاهیم ذهنی با امتناع و امکان در ترکیب‌ها

0
اسفار
اسفار

امکان ذاتی و ترکیب مفهومی در ممکن بالذات جلسه به بررسی نکته می‌پردازد که در موجودات ممکن، ترکیب واقعی در خارج تنها در صورت وحدت حقیقی معنا دارد و بسیاری از ترکیباتی که ذهن تصور می‌کند صرفاً مفهومی و ذهنی هستند. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در مواردی مانند اجتماع دو واجب یا دو ممتنع، مصداق خارجی برای ترکیب وجود ندارد و آنچه رخ می‌دهد صرفاً تصور ذهنی است که به حمل اوّلی قابل فهم است اما در خارج محال است. در ادامه، نقش وحدت در تحقق وجود بررسی می‌شود و بیان می‌گردد که هر جا وجود حقیقی باشد، وحدت نیز حضور دارد و فقدان وحدت به معنای عدم تحقق وجود مستقل است و مفاهیم ذهنی حتی در صورت تصور به مصداق خارجی تبدیل نمی‌شوند. در پایان، نتیجه جلسه این است که بسیاری از ترکیبات فرضی، از جمله ترکیب ممتنع با واجب یا اجتماع نقیضین، تنها در سطح ذهن معنا دارند و در خارج فاقد تحقق‌اند.

خصوصیات ممکن بالذات: ترکیب و وحدت ذهنی

5
  • یعنى این مفهومات بر ذات خودشان به حمل صناعى شایع حمل نمی‌شوند که وقتى ما تصور دو امر ممتنع را مى‌کنیم، آنچه تصور کردیم به حمل شایع مصداق براى امتناع نقیضین باشد، چون در امتناع نقیضین فرض بر این است که نقیض ممتنع باشد خب چطور ذهن شما تصور کرد؟! بنابراین آنچه ذهن‌ تصور مى‌کند، یک لباس وجودى به این مفهوم پوشانده است، آن لباس وجودى که به این مفهوم پوشانده مصداق براى چه قضیه‌اى است؟ مصداق براى ممکن الوجود است نه مصداق براى ممتنع الوجود. فرض ما این است که ما تصور دو ممتنع را کردیم، فرض ما این است که ما تصور یک واجب و یک ممتنع را کردیم. اگر بخواهد این واجب و ممتنع ما لباس وجود بپوشد، در خارج که نمى‌شود، یعنى ما در خارج یک امرى داشته باشیم که این امر مرکب بشود از یک واجب و یک ممتنع، آیا مى‌شود این خارج مصداق براى این باشد؟! نمى‌شود، چون در خارج [یک امر هست]. حالا مى‌گوییم: در ذهن مى‌شود. در ذهن ما در اینجا دو امر را تصور کردیم که هردو ممتنع الوجود هستند، این را مى‌گوییم: مصداق براى دو ممتنع ذاتى است. این هم مصداق براى دو ممتنع نخواهد بود، به جهت اینکه فرض این است که این دو امر ممتنع الوجود هستند. ما مى‌گوییم: دو امر ممتنع الوجود. این که الآن ما وجودش را تصور کردیم چیست؟ وجودش ممکن ذاتى است، یعنى همین نفس تصور ما نه تصور خارجى، این نفس تصور ما مصداق [آن است. البته] به حمل شایع نه به حمل اوّلى. به حمل اوّلى و به حمل هوهو همین امتناع ذاتى بر آن حمل مى‌شود. «شریک البارى ممتنع الوجود» اینکه شریک البارى را موضوع قرار مى‌دهیم و ممتنع الوجود را محمول قرار مى‌دهیم، می‌گوییم: اجتماع النقیضین ممتنعٌ، الاجتماع من الوجوب و الامتناع ممتنعٌ، اجتماع الضدّین فى مکانٍ واحدٍ و فى محلٍ واحدٍ ممتنعٌ، این اجتماع ضدّینى که الآن ما تصور کردیم فى محلٍ واحدٍ بالاخره آیا این وجودٌ أم لا؟ وجود نفسى است دیگر، وجود خارجى که نیست. وجود خارجى که چیزى نداریم. وجود مى‌شود وجود نفسى. این وجود نفسى مى‌گوییم: مصداق براى اجتماع نقیضین است. [اینکه بگویید:] نه‌خیر، ما اجتماع نقیضین داریم! همین‌که الآن شما تصور اجتماع نقیضین را کردید وجودش تحقق پیدا کرد پس ما نیازى نداریم که در خارج نقیضینى ببینیم! [یا بگویید:] اجتماع ضدّین داریم! [می‌گوییم:] از کجا داریم؟! [می‌گویید:] خودتان فرمودید، همین الآن، همین الآن که مى‌گویید: اجتماع ضدینى داریم! قضیۀ آن حافظ بیچاره است که گفت: