
امکان ذاتی و استلزام ممتنع بالذات
نسبت امکان با وجوب و امتناع در فلسفه اسلامی
امکان ذاتی و استلزام ممتنع بالذات در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و این پرسش مطرح است که آیا ممکن بالذات میتواند مستلزم امتناع بالذات برای ماهیتی دیگر باشد یا خیر. در آغاز، اقسام امکان شامل امکان ذاتی، بالغیر و بالقیاس تبیین میشود و نسبت هرکدام با وجود و عدم و نحوه تحلیل ماهیت توضیح داده میگردد. سپس دیدگاه منکران استلزام، که آن را موجب خروج ممکن از امکان میدانند، نقد شده و تلازم میان ملزوم و لازم مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه با تحلیل رابطه علت و معلول روشن میشود که ممکن در مرتبه ذات خود امکان را حفظ میکند حتی در صورت تحقق وجوب بالغیر در خارج. در پایان نتیجه گرفته میشود که امکان ذاتی وصف ماهیت است و با وجوب بالغیر یا استلزامهای وجودی تعارضی ندارد.
امکان ذاتی و استلزام ممتنع بالذات
1درس دویست و پانزدهم
ممکن ذاتیِ مستلزمِ ممتنع ذاتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل (11)
فی أنَّ الممکنَ على أیّ وجهٍ یکونُ مستلزمًا للممتنعِ بالذاتِ
إنّ کثیراً مِن المُشتغلینَ بالبحثِ مِن غیرِ تعمّقٍ فی الفکرِ و النظرِ یُحیلونَ الملازمةَ بینَ الممکنِ و الممتنعِ و یَحکُمونَ أنّ کلَّ ما یَستلزِمُ وقوعُه فی نفسِ الأمرِ ممتنعًا ذاتیًا فهو مستحیلٌ بالذاتِ.
امکان ذاتی و بالغیر و بالقیاس الی الغیر
این بحث بهدنبالۀ بحث قبلى که مرحوم آخوند راجعبه خصوصیات امکان مطرح کرده بودند راجع به این مسئله صحبت مىکنند.
قبلاً بحثى راجعبه امکان، امکان ذاتى، امکان بالغیر و امکان بالقیاس الى الغیر مطرح شد. راجعبه امکان ذاتى بحث دربارۀ این است که اگر ماهیتى از نقطهنظر وجود و عدم، علىالسواء باشد یعنى ذات او من حیث هىهى اقتضاى وجود و اقتضاى عدم را نکند، صرفنظر از افاضۀ علت یا مانعیت علت، به این ماهیت ممکن بالذات مىگویند.
امکان بالقیاس الى الغیر عبارت از این بود که بین دو ماهیت هیچگونه علیت و اولویتى وجود ندارد که أحدهما استجلاب تحقق ماهیت أخرى را بکند مانند وجود زید به نسبت به وجود حجر یا مانند وجود عمرو به نسبت به وجود خانه، تمام اینها مسئلۀ امکان بالقیاس الى الغیر است یعنى تحقق هرکدام علت براى دیگرى یا منع از دیگرى نیست بلکه هرکدام نسبت به دیگرى از نظر وجود خارجى ممکن هستند.
مسئلۀ دیگر که مطرح شده بود مسئلۀ امکان بالغیر بود یعنى یک ماهیت از ناحیۀ غیر، استجلاب امکان را بکند. غیر به او این امکان را بدهد. خود ماهیت فىحدذاته، یا ممکن بالذات است یا ممتنع بالذات است یا واجب بالذات است، چون ما خارج از این سهتا که نداریم. جهت عقد در هر قضیهاى که به ذات آن موضوع یا به ذات آن محمول در قضیه برمىگردد، یا امکان است یا امتناع است و یا ضرورت است. بنابراین در امکان بالغیر، خود ذات صرفنظر از غیر، یا باید واجب باشد یا ممتنع باشد یا ممکن ذاتى باشد. اگر هرکدام از این سهتا باشد خُلف لازم مىآید که بحث آن قبلاً گذشت و محالیتِ استحالۀ امکان بالغیر قبلاً صحبتش شد. امکان بالغیر از دایرۀ بحث کنار مىرود، فقط واجب و ممتنع و امکان ذاتى میماند و بعد هم امکان بالقیاس الى الغیر که در اینجا امکانهاى دیگرى هم وجود دارد؛ امکان استعدادى داریم، امکان وقوعى داریم، کیفیت استعدادیه داریم. اینها چیزهاى دیگرى است که خارج از عقود بین قضایا است و از عقد الحمل بین قضایا است.
