
استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در فلسفه
بررسی تلازم وجود و عدم و نقد امکان بالقیاس در تحلیل صادر اول
استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در این جلسه به مسئله رابطه میان امکان ذاتی و امتناع ذاتی در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که چگونه برخی تلاش کردهاند از فرض یک ممکن بالذات، به تحقق یک ممتنع بالذات برسند و این رابطه را در قالب تلازم تحلیل کنند. در ادامه، اشکال اصلی این دیدگاه بررسی میشود که آیا اصلاً ممکن است از یک ماهیت ممکن، امری با ضرورت عدم (ممتنع بالذات) در خارج تحقق پیدا کند. سپس دیدگاههایی مانند امکان بالقیاس و تحلیل مرحوم میرداماد مطرح میشود و نقد میگردد که تغییر صورت مسئله، واقعیت خارجی تلازم را از بین نمیبرد. در بخش دیگری، بحث به صادر اول و رابطه آن با مبدأ اول کشیده میشود و امکان انفکاک علت و معلول در سلسله طولی بررسی میگردد. نتیجه بحث این است که امکان ذاتی نمیتواند منشأ امتناع ذاتی شود و هر مرتبه از وجود، حکم مستقل خود را دارد.
استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در فلسفه
3انفکاک مبدأ اول از صادر اول و انفکاک سلسلۀ طولیه از معالیلش
یک مسئلهاى که امروز ما به آن مسئله نمیرسیم و طرح این قضیه همانطور که دیروز خدمتتان عرض کردم به لحاظ یک مسئلۀ بسیار مهمى است. البته نهاینکه فقط از خصوص این قانون فلسفى از این مبنا ما به این مطلب برسیم بلکه جهات متفاوتى براى این بحث کردهاند و وجوه مختلفى براى وصول به این مسئله بحث کردهاند که من خیال مىکنم ظاهراً در منظومه هم بحث این مسئله بهنحوى مطرح شد. و آن این است که آیا انفکاک مبدأ اول از صادر اول و همینطور انفکاک سلسلۀ طولیه از معالیل طولیۀ آنها آیا متصوّر است یا نه؟ یعنى فرض کنید که ما در برههاى ـ حالا نگوییم در زمانى ـ که در آنجا بحث از حدوث ذاتى با حدوث زمانى تلازمى ندارد، در مبدعات و در مجردات و در آن ماهیاتى که مشمول قاعده کون و فساد نیستند و تدرج در آنها معنی ندارد، در آنها مسئلۀ حدوث ذاتى با قدم زمانى در آنجا وجود دارد نه با حدوث زمانى چون اصل خلقت براساس زمان نیست، وقتى که براساس زمان نشد چگونه ما زمان را از شرایط معدّۀ این حدوث قرار بدهیم؟! این مربوط به عالم طبع و شهادت و عالم ماده است که این لیوان قبل از اینکه الآن به این شکل دربیاید معدوم بوده است، امکان ذاتى بر اصل وجودش حاکم بوده است بعد بهواسطۀ مرور زمان و تحقق شرایط و علل و اسباب، این لیوان به این شکل درآمده است. این مسبوق به عدم زمانى است. حالا آیا عالم مجردات هم در وجود خودشان و در حدوث ذات خودشان مشمول زمان هستند؟ در آنجا اصلاً زمان معنی ندارد. آن عالم، عالم ثابتات است، وقتىکه عالم، عالم ثابتات شد [دیگر مسبوق به عدم زمانی معنی ندارد.]
تلمیذ: حدوث هم معنی ندارد.
استاد: حدوث ذاتى که مىخواهد، چون معلول است. معلول یعنى حادث دیگر، درقبال قدیم است.
