اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در فلسفه

بررسی تلازم وجود و عدم و نقد امکان بالقیاس در تحلیل صادر اول

0
اسفار
اسفار

استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در این جلسه به مسئله رابطه میان امکان ذاتی و امتناع ذاتی در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که چگونه برخی تلاش کرده‌اند از فرض یک ممکن بالذات، به تحقق یک ممتنع بالذات برسند و این رابطه را در قالب تلازم تحلیل کنند. در ادامه، اشکال اصلی این دیدگاه بررسی می‌شود که آیا اصلاً ممکن است از یک ماهیت ممکن، امری با ضرورت عدم (ممتنع بالذات) در خارج تحقق پیدا کند. سپس دیدگاه‌هایی مانند امکان بالقیاس و تحلیل مرحوم میرداماد مطرح می‌شود و نقد می‌گردد که تغییر صورت مسئله، واقعیت خارجی تلازم را از بین نمی‌برد. در بخش دیگری، بحث به صادر اول و رابطه آن با مبدأ اول کشیده می‌شود و امکان انفکاک علت و معلول در سلسله طولی بررسی می‌گردد. نتیجه بحث این است که امکان ذاتی نمی‌تواند منشأ امتناع ذاتی شود و هر مرتبه از وجود، حکم مستقل خود را دارد.

استلزام امکان ذاتی بر امتناع ذاتی در فلسفه

1
  • درس دویست و شانزدهم

  • استلزام امکان ذاتی، امتناع ذاتی را

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • بحث راجع به استلزام امکان ذاتى بود ممتنع ذاتى را. عرض شد که معناى استلزام عبارت است از فرض تحقق وجود یکى، وجود دیگرى را؛ یعنى تحقق دیگرى را. حالا ما اسمش را وجود هم نگذاریم چون در اینجا وجود گذاشتن صحیح نیست. وقتى ‌که ما مى‌گوییم: ممتنع بالذات، معنایش این است که وجود خارجى‌اش مستحیل است آن‌وقت نمى‌توانیم بگوییم که وجود یکى، وجود دیگرى را لازم بگیرد بلکه بگوییم: تحقق دیگرى را لازم بگیرد.

  • دلیل بر استحالۀ استلزام امکان ذاتی، امتناع ذاتی را

  • دلیلى که بر بطلان این مسئله اقامه شد دلیل تلازم و ملازمه بود. آقایانى که قائل به بطلان مسئله بودند اینها مى‌فرمایند که معناى تلازم عبارت از علقۀ ثبوتیۀ بین ملزوم و لازم است که در صورت وجود ملزوم قطعاً لازم هم باید محقق باشد. بنابراین اگر ملزوم ما که در اینجا ممکن بالذات است لازم بگیرد یک امتناع ذاتى را معناى آن این است که باید در خارج آن ممتنع ذاتى محقق باشد و از حیث اینکه تحقق امتناع ذاتى در خارج به قید همین امتناع ذاتى محال است یعنى سلب وجود براى ماهیتِ ممتنع ذاتى ضرورت دارد بنابراین امکان وجود خارجىِ ممتنع بالذات محال است. وقتى ‌که محال شد لازمه‌اش تحقق وجود ملزوم بدون وجود لازم است و معناى این حرف انفساخ تعلق و ربط وثیق بین متلازمین است و این هم از محالات است. وقتى ‌که شما دو امر متلازمى را درنظر مى‌گیرید وجود یکى لازمۀ وجود دیگرى و عدمش لازمۀ عدم او خواهد بود.

  • تلمیذ: ممتنع ذاتى آن است که وجود ندارد. وقتى وجود ندارد، وجود ندارد من حیث ذاتش یا وجود ندارد لحاظ کنیم به‌لحاظ چیز دیگرى چه مانعى دارد؟! یعنی ممتنع ذاتى نیست، ممکن نیست باشد. من‌باب‌مثال مى‌گوییم: این دیوار که سفید است با فرض سفیدى‌اش نمى‌شود سیاه باشد.