اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استلزام ممکن بالذات به ممتنع بالذات

بررسی رابطه امکان، امتناع و علیت در فلسفه

0
اسفار
اسفار

استلزام ممکن بالذات به ممتنع بالذات در این جلسه به بررسی این ادعا می‌پردازد که آیا هر ممکنِ ذاتی می‌تواند در برخی فروض مستلزم ممتنع ذاتی باشد یا نه. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در آغاز، دیدگاه گروهی از اندیشمندان را توضیح می‌دهد که هرگونه ملازمه میان ممکن و ممتنع را به‌طور کلی انکار می‌کنند و آن را مستلزم تناقض می‌دانند. سپس با تحلیل دقیق مفهوم «نفس‌الامر» و تمایز میان وجود و عدم، نشان داده می‌شود که این استدلال‌ها دچار خلط در سطوح امکان و امتناع هستند. در ادامه، بحث به اشکالات وارد بر این دیدگاه و نیز نسبت میان علت و معلول کشیده می‌شود و روشن می‌گردد که نمی‌توان از امکان یک طرف، امتناع طرف دیگر را به‌صورت مطلق نتیجه گرفت. در نهایت، جلسه بر این نکته تأکید دارد که خلط میان امکان ذاتی، امکان بالقیاس و امتناع ذاتی، منشأ بسیاری از خطاهای فلسفی است.

استلزام ممکن بالذات به ممتنع بالذات

1
  • درس دویست و هفدهم

  • استلزام ممکن بالذات، ممتنع بالذات را

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فصل1 (11)

  • فی أنَّ الممکنَ على أیِّ وجهٍ یکونُ مستلزماً للممتنع بالذات

  • «این فصل در این است که ممکن، هر قسم که شما بخواهید ممکن را درنظر بگیرید، امکان ذاتى باشد یا امکان وقوعى یا امکان بالقیاس، هر قسم ممکنى استلزام ممتنع بالذات را در بعضى از وجوهش دارد.»

  • إنَّ کثیراً مِن المُشتَغلین بالبحث مِن غیرِ تَعَمّق فی الفکر و النظر یُحیلونَ الملازمةَ بینَ الممکن و الممتنع. و یَحکمونَ أنَّ کلَّ ما یَستلزِمُ وقوعُه فی نفسِ الأمر ممتنعًا ذاتیًا فهو مستحیلٌ بالذات.

  • «بعضى از آقایان [بدون تعمق در فکر و دیدگاه] ملازمۀ بین ممکن و ممتنع را بر همان عرضى که روز گذشته شد ممتنع مى‌دانند. این آقایان این‌طور معتقدند که هرچیزى که وقوعش فى نفس الامر ممتنع ذاتى را استلزام دارد این قطعاً مستحیل بالذات است.»

  • وقوع نه‌اینکه در خارج محقق بشود به‌معناى اینکه در خارج ثابت بشود بلکه در عالم نفس الامر، تحقق اعم از امر ثبوتى یا امر نفیی است. همان‌طورى که خود وجود در نفس الامر یک امر ثابتى است عدم هم یک امر ثابتى است. «زیدٌ قائمٌ» این قیام براى ثبوت نفس الامرى دارد، «زیدٌ لیس بقائمٍ» سلب قیام از زید ثبوت نفس الامرى دارد. به‌عبارت‌دیگر نفى قیام یک امر نفس الامرى است، و وقوع در اینجا به‌معناى وجود خارجى نیست که در خارج انسان آن را ببیند بلکه به‌معناى ثبوت است. اگر یک ممکنى، هر چیزى که ثبوتش در نفس الامر یک امتناع ذاتى را مستلزم باشد این قطعاً باید مستحیل بالذات باشد چون امتناع ذاتى، تحققش در خارج محال است بنابراین ملزوم آن هم محال خواهد شد.

  • و بَنوا ذلک على أنَّ إمکانَ الملزومِ بدون إمکانِ اللازمِ یَستلزِمُ إمکانَ الملزومِ بدون اللازمِ و هو یُصادمُ الملازمةَ بینَهما.‌

  • «بناى این مسئله را بر این گذاشته‌اند و دلیلشان را این‌طور آورده‌اند که امکان ملزوم که عبارت از ممکن ذاتى است، این بدون امکان لازم، بدون اینکه لازم براى او ممکن باشد این لازم گرفته است امکان ملزوم را بدون خود لازم؛ یعنى ملزوم وجود داشته باشد و لازمش وجود نداشته باشد.»

    1. . ابتدا مسئله‌ای را که دیروز تا کلام محقق طوسى مطرح شد بخوانیم بعد آن‌وقت مطلب بعدی را اگر وقت بود شروع می‌کنیم.