اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن

بررسی نسبت علیت و معلولیت در ضرورت و امکان

0
اسفار
اسفار

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن در این جلسه از سوی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به‌عنوان بررسی اشکال در نسبت دادن ضرورت وجود یا عدم به ممکن بالذات دنبال می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند مستلزم ضرورت وجود یا ضرورت عدم باشد یا نه، و سپس با تکیه بر رابطه علت و معلول توضیح داده می‌شود که نفی معلول در نهایت به نفی علت در سلسله طولی می‌انجامد، اما این امر به معنای ورود ضرورت ذاتی در ماهیت ممکن نیست. در ادامه، تفکیک میان حیث ماهوی ممکن و حیث علیت و معلولیت مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود که تلازم‌ها فقط در سطح رابطه علّی معنا دارند نه در متن ماهیت. سپس اشکال نسبت داده شده به این تقریر بررسی و پاسخ داده می‌شود که امکان ذاتی با تحقق یا عدم تحقق خارجی تغییر ماهوی پیدا نمی‌کند و از این‌رو نمی‌توان آن را مستلزم وجوب یا امتناع ذاتی دانست. در پایان نیز برخی تقریرات دیگر از جمله تحلیل‌های مبتنی بر امکان بالقیاس نقد می‌شود.

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن

1
  • درس دویست و هجدهم

  • استلزام ممکن بالذات، واجب بالذات و یا ممتنع بالذات را

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • ادلۀ استحالۀ استلزام ممکن بالذات، ضرورت وجود یا ضرورت عدم را

  • [علت اینکه] ممکن بالذات مستوجب ضرورت وجودى یا ضرورت عدمى نشود، در یک موردى از موارد یا اینکه در همه‌جا، یکى اینکه بین واجب و ممکن ملازمه ازبین مى‌رود درحالى‌که قطعاً نفى ممکن، موجب نفى واجب خواهد شد، به دلیل اینکه ممکن که صادر اول و همین‌طور مراتب نازلۀ بعد از او، وجودش مستند به وجود واجب است و نفى صادر اول که معلول است بالنسبه به واجب، موجب نفى علت که همان واجب الوجود است خواهد شد. دوم اینکه مطلب را توسعه مى‌دهیم و در سایر سلسلۀ علل و معلولات هم همین مطلب را مى‌گوییم که نفى معلول، مستوجب نفى واجب بالغیر است که اثبات این مسئله دلالت بر ثبوت امتناع ذاتى مى‌کند. یعنى نفى معلول با توجه به مسئلۀ علیت و لحاظ علیت موجب بشود که علت که واجب بالغیر است در سلسلۀ طولیه، عدم براى او ضرورت داشته باشد بنابراین این موجب امتناع ذاتى خواهد بود.

  • تلمیذ: نفى علیت غیر از نفى ذات است.

  • استاد: علت که منافات با ذات نیست.

  • تلمیذ: اینکه نفى بشود علت هم منتفی است.‌

  • استاد: ذات در مقام علت. خود علیت، اتّصاف بدون موصوف که معنی ندارد.

  • تلمیذ: ما که اختیار داریم یک امرى را حادث مى‌کنیم. ممکن است اصلاً حادث نکنیم اگر حادث کردیم علت هستیم و اگر حادث نکردیم علت نیستیم.

  • استاد: بر فرض اینکه حادث کردیم.

  • تلمیذ: همچنان که حادث کردیم ممکن است که معدوم بشود.

  • استاد: معدوم بشود یا علت براى عدم مى‌خواهد؟ یعنى یک شی‌ء همان‌طور [که برای وجود علت می‌خواهد برای عدم هم علت می‌خواهد.]

  • تلمیذ: همان‌طور نفى‌اش کردیم.

  • استاد: با فرض علیت که فرض ثبوت است، حالا که در خارج وجود پیدا کرده است پس علیت و معلولیت در خارج تحقق پیدا کرده است. حالا با فرض عدم معلول که الآن حادث است، باید عدم علت فرض بشود چون معلول بدون علت نمى‌شود. یعنى وجود معلول، وجود علت را لازم مى‌گیرد و عدم معلول، عدم علت را لازم نمى‌گیرد. ممکن است علت باشد ولیکن معلول نباشد منتها ذات باشد. ذات، نه در مرتبۀ دیگر! با توجه به این مسئله در واجب الوجود که علت براى صادر اول است، صادر اول معلول براى واجب الوجود مى‌شود. اگر با فرض صادر اول که الآن هست نه‌اینکه نبوده است، یعنى با فرض صادر اول، عدم او لحاظ بشود. صادر اول که از مرحلۀ امکان خارج نشده است، على‌اىّ‌حال ذات صادر اول باز در امکان ذاتى هست چطور اینکه قبلاً صحبت شد هر ماهیتى که لباس وجود بپوشد یا نپوشد همیشه امکان ذاتى را مصاحب با خودش خواهد داشت و به‌عبارت‌دیگر: