
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات
بررسی پیوند علت، معلول و فیض الهی
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول میپردازد. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که رابطه علت و معلول میتواند خارج از ذات یا بهصورت منفک از آن فهم شود، و نشان میدهد که در واجبالوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده میشود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمیگردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمیگیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی میشود و بر وحدت و عدم دوگانگی آنها تأکید میگردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آنها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات
توضیحات:
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول میپردازد. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که رابطه علت و معلول میتواند خارج از ذات یا بهصورت منفک از آن فهم شود، و نشان میدهد که در واجبالوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده میشود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمیگردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمیگیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی میشود و بر وحدت و عدم دوگانگی آنها تأکید میگردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آنها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات
7استاد: نه، این کلام خواجه نصیر بود، ایشان دارند نسبت به آن کلام نظر مىکنند.
تلمیذ: یعنى مىخواهم بگویم: ربطش به همین بیان هم میتوان کرد که به خواجه نصیر بگوییم که هر صادرى از صادر قبلى یک فیضى مىبرد.
استاد: حالا شما بیا اولى را ثابت بکن که مربوط به صادر اول است، حالا سراغ بعدىها برویم. فعلاً بحث ما راجعبه صادر اول است. ببینید، دو بحث در اینجا هست که حالا عرض کردم و امروز فرصت نداریم، فقط من این را بیان کردم و دیروز هم بحث کردیم. دو بحث در اینجا هست: یکى اینکه اسماء و صفات الهیه آیا زائد بر ذات هستند یا اینکه اینها عین ذاتاند؟ و این بحث بسیار مهمى است که بارها ما نسبت به این قضیه صبحت کردیم که محل اختلاف بین متکلمین و بین فلاسفه، و بین فلاسفه و بین عرفا از ناحیۀ دیگر هست. فلاسفه قائل به عینیت صفات با ذات هستند ولى عرفا قائل به انفکاک هستند و قائل به مرتبه هستند، یعنى مرتبۀ ذات را که تعبیر از او به مرتبۀ «هو» مىکنند یا عالم عماء مىکنند که در بعضى از تعابیر عرفا: «اللهُمَّ أفِض صِلَةَ صَلَواتِکَ و سَلامَةَ تَسلیماتِکَ على أوَّلِ التَّعَیُّناتِ المُفاضَةِ مِن العِماءِ الرَّبّانى»1، این اشاره به همین مقام «هو» است که این تعبیر به «هو» هم از باب ضیق خناق است، والا در آن مرتبه، مرتبهاى نیست که شما مىخواهید از او اشاره به «هو» کنید. چون «هو» براى غیر معرفه مىآید. یعنى خود لفظ «هو» براى عدم تصریح به تعیّن است. منبابمثال «جاء زیدٌ و هو یَضحکُ». اینکه نمىگوییم: «جاء زیدٌ و زیدٌ یَضحک» براى اینکه ما به اسم تعبیر نیاوریم یا به صفت تعبیر نیاوریم که قیام باشد یا به مجیء باشد مثلاً «جاء زیدٌ و هو کان سریعاً» یعنى این «هو» به مجیء مىخورد، یعنى به وصف زید مىخورد. در اینگونه موارد براى عدم تلفظ به آن اسم، لفظ «هو» مىآورند. از اینجا فلاسفه استفاده مىکنند که این تعبیر عبارت نحوى، براى آن مرتبهاى [است] که در آن مرتبه اسمى را نمىتوان وضع کرد. چه اسمى انسان وضع کند؟ چون هر اسمى حکایت از یک تعینى دارد یا وصفى براى آنجا نمىشود آورد، وقتىکه یک اسم، انسان نتواند بیاورد پس وصف هم بهتبع نخواهد آورد چون مرتبۀ اسم بالاتر از مرتبۀ وصفیت است، در آنجا تعبیر به «هو» مىآورند. یعنى در جایى که نمىدانیم و در جایى که نمىتوانیم وصفى در آنجا قرار بدهیم، در جایى که نمىتوانیم اسمى را براى او وضع کنیم. یعنى حتى اسم «الله» که «الإله» بوده و حکایت از آن معبود انحصارى که جمیع سلسلۀ تعینات همه منتهى به او خواهد شد و همۀ تأثیرات در او تاثیرگذار خواهند بود که مسببالاسباب و مؤثر حقیقى است و تعیّن حقیقى منحصر در اوست، حتى این اسم [«الله»] هم به لحاظى به آن مرتبه اطلاق نمىشود. این حالا یک بحثى است که مطرح شده و اختلافى بین آقایان هست.
- . رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص 137، تعلیقه 1، قسمتی از صلوات جناب محیى الدین عربى بر خاتم انبیاء محمّد بن عبدالله صلّى اللّه علیه و آله و سلّم.
