
امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات
نسبت علت و معلول در نگاه حکما و عرفا
امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح میدهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان میکند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی میکند و توضیح میدهد که همانطور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمییابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان میدهد. در پایان نیز نتیجه میگیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشتها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک میکند.
امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات
توضیحات:
امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح میدهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان میکند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی میکند و توضیح میدهد که همانطور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمییابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان میدهد. در پایان نیز نتیجه میگیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشتها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک میکند.
امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات
8یک روز مرحوم آقا میفرمودند که ما میخواستیم با مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ برای دیدن مرحوم آقای الهی قمشهای ـ رحمة الله علیه ـ برویم. قبل از این در یک جایی بودیم و یک شخصی آمد. اینها خیلی مهم است! اینکه انسان احساس کند الآن در جهنم قرار دارد یا الآن در بهشت هست! این واقعیت را انسان ببیند! اینها واقعی است و ما از اینها غفلت کردهایم! همینطور انگار نه انگار سرمان را پایین میاندازیم، بعد یکدفعه سرمان به دیوار میخورد! خب نرو اینهمه راه را که یکدفعه یک جا گیر کنی! یواشیواش، هر جایی آهسته یک قدم بردار فکر کن، قدم دوم را بردار و همینطور، تا اینکه یکدفعه به مشکل برنخوری! آدم سرش را پایین بیندازد و برود و در قدم اول بگوید: ولش کن! قدم دوم بگوید: ولش کن! یکدفعه «تخممرغ دزد، شتر دزد میشود»! از یک جا میرود و دیگر گنجینۀ سلطان را میزند! وقتی که انسان رعایت نکند، وقتی که انسان روی هر قضیه پافشاری نکند و دقت نکند، از مطالب کم وقتی که در ذهن رد بشود، قضیه یکدفعه به خدا و پیغمبر میرسد، یکدفعه به اصل میرسد، یکدفعه برای رد شدن ممکن است پای بزرگان را مجبور بشود بزند! چون بالاخره به اینجا رسید! چرا از اول دقت نکردی؟! چرا از اول درست فکر نکردی؟! چرا از اول مدام گذشتی؟! چرا از اول مدام توجیه کردی که بعد به یک جایی برسی که دیگر نه راه پس داری و نه راه پیش داری و مجبور هستی اصول و موازین اولیه را هم زیر سؤال ببری؟! بهخاطر اینکه از اول درست جلو نیامدی! از اول باید فکرش صحیح باشد! من میدانستم اگر این مطالبی که در زمان بعد از مرحوم آقا است جلویش گرفته نشود کار به جایی میرسد که خود آقا را باید کنار بگذارند! چون شبهه در خود آقا پیش میآید! اصلاً خود ایشان را باید کنار بگذارند! خب چرا از اول یک راهی را بدون صدق و بدون صداقت و با شبهات و اشکالات و مبهمات و مجملات و... میروی که مدام مجبور بشوی توجیه کنی توجیه کنی تا بهجایی که دیگر نتوانی توجیه کنی! حالا چهکار کنیم؟ دیگر اصلاً اصلش را کنار بگذاریم! باید از اول بگوییم: این درست است، این درست نیست. این درست است، این درست نیست. این درست است، این درست نیست. هر کدام در جای خودش! این را قبول داریم این را قبول نداریم، این مقدار را قبول داریم، این مقدار را قبول نداریم. این قسم کسی جلو بیاید هیچوقت به مشکل هم برنمیخورد. خیلی راهش روشن، واضح صریح میشود و میتواند حرکت بکند. اما اگر نه، مدام آمدیم گفتیم: این درست است، این را چهکار کنیم، ولش میکنیم. این را میچسبیم، این که این مقدار را قبول داریم، حالا یک مقدار بالاتر میرویم، بعد حالا این قضیه را چهکار کنیم؟! [میگوییم:] خب آقای حداد هم درس نخوانده بودند! خب آقای حداد درس نخوانده بودند آیا به آقا سید ابراهیم کرمانشاهی جواب دادند یا ندادند؟! این درس نخواندنشان را میگیری و... ! خب بعضی اوقات بالاخره همهاش که اینطور نمیشود دیگر! این قضیه را آقای ... برای ما تعریف میکرد نمیدانم حالا ایشان اینجا هست یا نه! ایشان میگفت:
