اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

نسبت علت و معلول در نگاه حکما و عرفا

0
اسفار
اسفار

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح می‌دهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان می‌کند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که همان‌طور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمی‌یابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان می‌دهد. در پایان نیز نتیجه می‌گیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشت‌ها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک می‌کند.

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

2
  • مرحوم آخوند در اینجا یک مطلبی می‌فرمایند که این مطلبشان دقیق و متین است! و آن این است که می‌فرمایند: ما دو حیثیت در مورد ممکنات داریم. حالا اینها در مورد معلول اول ذکر می‌کنند ولی ما این را به سایر ممکنات تسری می‌دهیم. دو حیثیت در مورد معلول اول وجود دارد که این دو حیثیت شبیه به ماده و صورت است؛ همان‌طور که من قبلاً عرض کردم و این را در عبارت مرحوم آخوند ندیده بودم ولی در اینجا دیدم که ایشان هم همین تشبیه را آورده‌اند. این دو حیثیت شبیه به ماده و صورت است. حیثیت اول که شبیه به ماده است عبارت است از امکانیت معلول اول. بالاخره معلول اول هرچه باشد ممکن است، در این که حرفی نداریم. چون همین‌که شما می‌گویید: معلول، یعنی ممکنٌ، یعنی ممکن الوجود. معلول از حیث معلولیتش ما دیگر نمی‌توانیم بگوییم: واجب بالضرورة و واجب الوجود است به‌خاطر اینکه در عنوان معلولیت، استفاضۀ از غیر لحاظ شده و نفس استفاضۀ از غیر، یعنی استجلاب خیر و استجلاب وجود. آن حقیقتی که موجب استجلاب خیر و استجلاب وجود است، امکانیت او است. یعنی چون ماهیت ممکن است استجلاب وجود را از ناحیۀ علت می‌کند؛ نه‌اینکه چون ماهیت، ماهیت است. ماهیت، ماهیت بودن، در او علی السّوائیّةِ بین وجود و بین عدم است. چون ماهیت دارای این خصوصیت است استجلاب نمی‌کند که وجود به او افاضه بشود؛ صد سال افاضه نشود. ولی چون ماهیت، ممکن الوجود است، این امکان موجب می‌شود که بگوید: به ما وجود بده! چون این امکان در او هست، این فقر و احتیاج نسبت به علت در او هست از این نظر متعلق برای جعل جاعل قرار می‌گیرد؛ از این جهت است. بنابراین در معلول اول، این جهت امکانیتش که بالاخره معلول است، این جهت امکانیتش موجب می‌شود که ما او را تشبیه به ماده کنیم. ماده، در او امکان محض هست، هیولای محض هست، جهت ابهام در او هست. تا صورت بر ماده نیامده است، این ماده اصلاً تحقق خارجی و عینیت خارجی ندارد. صورت می‌آید و به ماده شکل می‌دهد، ماده را در خارج بارز و ظاهر می‌کند.